فیلم بیشتر »»
کد ۲۳۱۳۶۵
انتشار: ۱۲:۱۰ - ۲۰-۰۶-۱۳۹۱

داستان ماهی کوچولو و ما آدم ها!

   ماهی مون هی می خواست یه چیزی بهم بگه . تا دهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه . دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن . دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید خسته شد وخوابیـــد . دیدم بهترین موقع است تا خوابه دوباره بندازمش تو آب.  الان چند ساعته بیدار نشده  یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده  و خودشو زده به خواب... .

 این داستان رفتار بعضی از آدم هایی است که کنارمونند. دوستشون داریم و دوستمون دارند ولی ما رونمی فهمند و فقط تو دنیای خودشون دارند بهترین رفتار را با ما  می کنند
برچسب ها: ماهی ، داستان
ارسال به دوستان
captcha
گیاه گمشده ایران باستان پیدا شد؟ راز هوم ۲۵۰۰ ساله در تخت جمشید جعبه‌ابزار مهار اضطراب؛ ۱۰ روش علمی برای تسکین فوری ذهن دانشمندان در سال ۱۹۶۰ پیش‌بینی کردند: آخرالزمان جمعه ۲۲ آبان ۱۴۰۵ فرا می‌رسد چرا ذهن بعد از مکالمه شروع به محاکمه ما می کند؟ طرز تهیه نمک سبزیجات خانگی؛ یک چاشنی خانگی برای طعم بهتر غذاها از سقوط صفویه تا برآمدن قاجار؛ در هولناک‌ترین قرن تاریخ ایران چه گذشت؟ جنگ جهانی دوم برای کشورهای درگیر چقدر خرج برداشت؟(+عکس) مخترع موتور دیزل به‌ طرز مرموزی ناپدید شد؛ ۷ مهر ۱۲۹۲ منشور کوروش؛ ماجرای استوانه‌ای سفالی با عمر دو هزار و پانصد و شصت‌وپنج ساله علم روان‌شناسی پاسخ می‌دهد: چرا بعضی آدم‌ها در برابر فهمیدن مقاومت می‌کنند؟ تخلیه خشم لزوماً حالتان را بهتر نمی‌کند؛ راهکارهای آرام‌کننده مؤثرتر هستند برای هر غذایی چه پیازی باید استفاده کرد؟(اینفوگرافیک) یافته شگفت‌انگیز علم روان‌شناسی:‌ ارتباط ظریف میان سرعت سخن گفتن و ادب داریوش بزرگ چگونه شاهنشاهی هخامنشی را دوباره سرپا کرد؟ روش‌های عجیب تکدی‌گری در تهران قدیم؛ کسب درآمد از مرده بی‌صاحب