فیلم بیشتر »»
کد ۲۳۱۳۶۵
انتشار: ۱۲:۱۰ - ۲۰-۰۶-۱۳۹۱

داستان ماهی کوچولو و ما آدم ها!

   ماهی مون هی می خواست یه چیزی بهم بگه . تا دهنشو وا می کرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه . دست کردم تو آکواریوم درش آوردم . شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن . دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو . اینقده بالا پایین پرید خسته شد وخوابیـــد . دیدم بهترین موقع است تا خوابه دوباره بندازمش تو آب.  الان چند ساعته بیدار نشده  یعنی فکرکنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده  و خودشو زده به خواب... .

 این داستان رفتار بعضی از آدم هایی است که کنارمونند. دوستشون داریم و دوستمون دارند ولی ما رونمی فهمند و فقط تو دنیای خودشون دارند بهترین رفتار را با ما  می کنند
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: ماهی ، داستان
ارسال به دوستان
captcha
نجف‌حمال هم چاقوی ضامن‌دار را اختراع کرد، هم چاقوکشی را رواج داد «افسردگی ساعت بدن» چیست؟ نشانه‌هایی که ممکن است در خواب شما پنهان باشند ۷ تا از بهترین فیلم‌های هنرهای رزمی در دهه ۲۰۲۰ میلادی ژست دست در جلیقه در پرتره‌های تاریخی؛ رسمی که از یونان باستان آمد ۶ اشتباهی که کباب را خشک و بی‌مزه می‌کند + روش تهیه کباب کوبیده رازهای کلامی دروغ‌گوها: گوش‌ها را باور کنید، نه چشم‌ها! چرا بعضی‌ها همیشه پشت سر دیگران حرف می‌زنند؟ چرا سربازان انگلیسی «کت قرمز» می‌پوشیدند؟ تاریخ تاج‌گذاری کوروش بزرگ؛ مرز میان واقعیت تاریخی و حافظه جمعی «ارتش سفالین» را چه کسانی ساختند؟ بزرگترین «کوه‌های گمشدۀ زمین» کجا قرار داشته‌اند؟ آن‌قدر دنبال بهتر شدن نباشید که زندگی را فراموش کنید! تفاوت احساس گناه و احساس مسئولیت( اینفوگرافیک) اصطلاحات پشت بسته قهوه چه معنایی دارند؟؛ راهنمای انتخاب قهوه معجزه نجات از بی‌نظمی؛ این یک ترفند ساده خانه شلوغ شما را سامان می‌دهد!