کد ۲۸۲۷۲۴
انتشار: ۰۹:۴۲ - ۰۹-۰۴-۱۳۹۲

مگسی را کشتم...

چشم ها و حنجره ها

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
 
سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین
قصه تلخ تو را سُرسُره ها می فهمند
 
یک نگاهی به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند


 قتل مگس

مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم

ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم
 
لینک منبع
 

 

برچسب ها: شعر
ارسال به دوستان
۸ چیزی که هرگز نباید داخل ماشین لباس‌شویی بیندازید چرا دموکرات‌ها «الاغ» شدند و جمهوری‌خواهان «فیل»؟ / ریشه ۱۵۰ ساله «نماد» دو حزب اصلی آمریکا «افسردگی سیرکادین» چیست؟ / نقش ساعت بیولوژیکی بدن در اختلالات خلقی کهن‌ترین داستان‌های بشر؛ از ملوان کشتی‌شکسته تا هفت خواهر آسمان وقتی یک سلاح هسته‌ای منفجر می‌شود چه اتفاقی می‌افتد؟ جام لیکورگوس؛ شیشه جادویی رومیان باستان که بعد از ۱۷ قرن هنوز هم شگفت‌انگیز است (+عکس) ۵ نشانه پنهان که می‌گوید در «حالت بقا» زندگی می‌کنید تفاوت پنیر موزارلا و پنیر پیتزا؛ کدام‌یک برای غذاهای مختلف انتخاب بهتری است؟ سیر تاریخی تغییر ساعت در تابستان‌ها راز قفل‌های ۲۵۰۰ ساله آرامگاه کوروش؛ چرا این بنا بدون ملات سرپا مانده است؟ (+عکس) طرز تهیه کوکو کدو سبز رژیمی «قایق‌های باستانی» بعد از 1800 سال از عمق 7 متری زمین بیرون آمدند(+عکس) انتشار نوشته‌ای منتشرنشده از مشهورترین جادوگر صد سال پیش جهان طرز تهیه زرشک پلو با مرغ رژیمی خوشمزه و سالم آناهیتا و معنای آب در جهان ایرانی