فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۹۰۸۷۲
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۰ - ۲۲-۰۱-۱۳۹۴
کد ۳۹۰۸۷۲
انتشار: ۱۲:۱۰ - ۲۲-۰۱-۱۳۹۴

خانوادگی دزد هستیم!

عصر ایران
از آنجا که تازه کار هستم گاهی مسافران متوجه می شدند و مجبور بودم آنها را از خودرو به بیرون پرتاب کنم.
رامین هستم، در هر خانواده‌ای شغلی موروثی است و در خانواده ما سرقت شغلی است که از پدر به پسر به ارث می‌رسد.

به گزارش جام جم، عمو، پسرعموها، پدر بزرگ، پدرم،... همه دستی در این کار دارند. جیب‌بری تخصص ماست، من که تازه‌ واردم و خوش دست نیستم، اما عمو و پدرم خیلی خوش‌دست و حرفه‌ای سرقت می‌کنند، عمویم طوری جیب می‌زند که طرف نمی‌فهمد جیبش خالی شده است.
 
من هم از زمانی که پدرم به زندان افتاد این کار را شروع کردم. برایم سخت نبود، آن قدر دیده بودم که ملکه ذهنم شده و نیاز نبود که چیزی را تمرین کنم. دفعات اول با پسر عموهایم می رفتیم. نه این که بلد نباشم، آنها حرفه ای تر بودند و خودم هم راحت تر بودم.

بعد از مدتی تصمیم گرفتم جیب بری ها را تنهایی انجام دهم، درآمدش خیلی بهتر بود. سهم جیب بر 50 درصد است و سهم همدستانم می شود 50 درصد، پولی که سرقت کرده ایم یعنی آنها نفری 12 درصد سود می بردند. کار زیاد سختی نبود، فقط کافی بود که کمی تند و تیز کار کنی.

شیوه ما به این صورت بود که چهار نفری راهی سرقت می شدیم، دو همدستم جلو می نشستند و من و یکی دیگر از سارقان روی صندلی عقب. با دیدن سوژه مناسب او را سوار می کردیم. دست راستم را آتل می گرفتم، تا زمانی که مسافر کنارم می نشیند بگویم دستم شکسته است و به این بهانه آن را دور گردن مسافر بیندازم. با این کار به بهانه های مختلف مثل باز بودن در یا گیر کردن کمربند ایمنی بین در، خودم را به مسافر نزدیک می کردم و جیبش را می زدم.

پیدا کردن سوژه کار سختی نیست. یک مدت که در این کار باشی متوجه می شوی که چه کسی پول همراهش است و چه کسی بی پول است. پدر و عمویم آن قدر حرفه ای بودند که حدس می زدند داخل هر جیب چقدر پول است. ما سوژه هایی را سوار می کردیم که پول زیادی همراه داشته باشند البته گاهی اوقات هم به کاهدان می زدیم.

از آنجا که تازه کار هستم گاهی مسافران متوجه می شدند و مجبور بودم آنها را از خودرو به بیرون پرتاب کنم.

ساعت کار ما همزمان با ساعت کاری ادارات و بانک ها بود. دزدی هایمان از ساعت 8 صبح شروع می شد تا ساعت 12 ظهر، زمانی که پول زیادتری بین مردم رد و بدل می شود. بعد از سرقت هم برمی گشتیم به خانه مان در حاشیه شهر. گاهی اوقات هم در تهران ماندگار می شدیم، زمان هایی که کار و کاسبی خوب نبود.

مجبور می شدیم که شب را در مسافرخانه بمانیم و روز بعد تلافی روز قبل را درآوریم. بعد از سرقت هم با عابربانک هایی که رمز آنها معمولا داخلشان نوشته شده بود، به صرافی ها می رفتیم و طلا و سکه خریداری می کردیم.

البته کار ما فقط سرقت کیف پول و عابربانک نبود، گاهی اوقات هم طلا سرقت می کردیم. دستم را پشت گردن مسافر می بردم و با قیچی کوچکی که داخل دستم مخفی کرده بودم زنجیر گردن مسافر را می بریدم و گردنبندش را به سرقت می بردم.

با این که جیب بری کار ارثی ما است و خانوادگی این کار را بلد هستیم، اما این کار آخر و عاقبت ندارد. نگاه کنید در هجده سالگی دو بار تا به حال به زندان افتاده ام و از آن همه پولی که سرقت کردم یک ریالش هم برای من نمانده است. می دانید چرا؟ ساده است، باد آورده را باد می برد. مال حرام برای کسی وفا نکرده است! تازه این همه ماجرا نیست، هر چقدر هم زرنگ باشی و حرفه ای عمل کنی بازهم به دام پلیس می افتی. می بینید با یک حساب سرانگشتی مشخص می شود که بار کج به منزل نمی رسد.
ارسال به دوستان
captcha
جمع‌آوری فوری یک دارو از بازار به دلیل آلودگی+ عکس و جزئیات مخازن سوخت کاغذی جنگ؛ از نوآوری بریتانیا تا دستور ساخت بستنی در ارتفاع 30 هزار پایی! (+تصاویر) هشدار حسین شریعتمداری به قالیباف نسبت به همسویی با جریانات غربگرا چالش دقت و تمرکز؛ فقط افراد تیزبین می توانند همه مثلث های این عکس را بشمارند! عکس یادگاری خانوادۀ یهودی در ایران عهد قاجار رازهایی که مچ دست درباره سلامت شما فاش می کند! (+اینفوگرافیک) سنگ کلیه یا عفونت ادراری؟ ۷ نشانه که به تشخیص تفاوت آن‌ها کمک می‌کند ۵ فایلی که هرگز نباید در فضای ابری نگه دارید کشف دلیل گشاد شدن عجیب مردمک چشم هنگام غافلگیری حمله جدید آمریکا به اقتصاد ایران / تهدید به تحریم شرکای اقتصادی تهران / فشار بر 5 بخش رمزارزها، فناوری، طلا، هواپیمایی و کشتیرانی فرمانده ایرانی،‌ رشوه نجومی آمریکا برای کودتا در تهران را نپذیرفت صدای باد داخل کابین خودرو در سرعت بالا از کجا می‌آید؟ چگونه که از گرانی روزافزون دیوانه نشویم؟ چرا باید در تابستان به همدان سفر کنید؟؛ ۷ مقصد دیدنی بعد از غار علیصدر برای فرار از گرما (+عکس) کدام ویژگی پزشکیان سانسور می شود؟