فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۲۳۷۷۹
تاریخ انتشار: ۱۶:۳۰ - ۲۲-۰۷-۱۳۹۴
کد ۴۲۳۷۷۹
انتشار: ۱۶:۳۰ - ۲۲-۰۷-۱۳۹۴

داوری اردکانی: حافظ شاعری که به فلسفه علاقه ای نداشت/ شعر علم نیست

دکتر داوری اردکانی می گوید: من همه هنرها را هنر شعری می‌دانم. هنرمندان همگی متفکرند اما ضرورتی ندارد که فیلسوف نیز باشند کما اینکه بنیانگذاران سیاست نیز متفکرند اما ضرورت ندارد فیلسوف باشند.

به گزارش شهر مرکزی کتاب: نخستین روز از همایش دو روزه حافظ عصر روز گذشته در مجتمع فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. دکتر رضا داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم از سخنرانان این همایش بود که خلاصه نکات سخنان او را در ادامه می خوانید.

* ما از شاعر توقع نداریم فلسفه بگوید چون فلسفه و شعر یکی نیست. البته شاعر و فیلسوف هر دو متفکر هستند منتهی هر تفکری به علم تعلیمی منتهی نمی‌شود. علم بر اساس برخورد دیالوگ با دیالوگ و با روش‌های علمی در مدرسه منتقل و آموخته می‌شود اما شعر آموختنی نیست و به نوعی علم نیز به شمار نمی‌رود. البته منظورم شأن ادبیاتی آن نیست که آن را می‌آموزیم.

* ما شعر را به قصد یادگرفتن نمی‌خوانیم و به شعر نیز به قصد کشف کردن رجوع نمی‌کنیم. به عبارت دیگر ما شعر را مصرف نمی‌کنیم اما همیشه به آن نیازمندیم. شعر وسیله به مقصد رسیدن نیست بلکه امری است بالذات مطلوب. این موضوع تا اندازه‌ای اهمیت دارد که سعدی علیه الرحمه می‌گوید: «اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب/گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری»

* فلسفه تفکری است که در ۲۵۰۰ سال اخیر غالب بوده است. امری است که از ابتدا بنایش این بود که تفکر غالب باشد. لذا فلاسفه از ابتدا درباره شعر نظر داده‌اند و کتاب نوشته‌اند. یکی از مهمترین و عمیق‌ترین و البته کوتاه‌ترین آثار درباره شعر را ارسطو نوشته است و در آن چیستی شعر و اینکه از کجا می‌آید را مورد بحث قرار داده است. همان فلاسفه بودند که زبان شعر و فلسفه را از هم جدا کردند. ارسطو در تقسیم‌بندی خود از سفسطه، خطابه، جدل، برهان و شعر صحبت می‌کند و می‌گوید زبان فلسفه برهان است و زبان علم کلام را جدل، خطابه را زبان سیاست می‌داند و سفسطه را زبان ظاهر بینی و شعر را زبانی که مقدمه‌اش خیال است و من حتی یک فیلسوف نمی‌شناسم که درباره علم خیال یک نظر واحد داشته باشد.

* شاعران کمتر به فلسفه راغب بوده‌اند اما فلاسفه به طور عمده به شعر رغبت داشته‌اند. حافظ شاعری است که کمتر به فلسفه علاقه داشته است. در ادبیات ایران نیز شاعر عارف زیاد داریم اما در همین مورد هم شاعر بیشتر به دنبال بیان عرفان نظری نیست بلکه احوال عارفانه را بیان می‌کند. در مقابل فیلسوف بیشترین وقت خود را صرف احوال عارفانه می‌کند.

* در شعر به دنبال بیان یک مقصود نیستیم. شاعر نخست فکر نمی‌کند و بعد به نظم بسراید، البته شاعر می‌تواند فکر کند و شعر بگوید اما کارش این نیست. به عبارت دیگر شاعر دارای صورت و معنایی جدای از هم است اما فلسفه اینگونه نیست. شعر ما را متنبه می‌کند و در جانمان نوعی روشنی و نشاط خلق می‌کند، ما را پرورش می‌دهد و دگرگون می‌سازد بی آنکه چیزی را به ما بیافزاید.

* من همه هنرها را هنر شعری می‌دانم. هنرمندان همگی متفکرند اما ضرورتی ندارد که فیلسوف نیز باشند کما اینکه بنیانگذاران سیاست نیز متفکرند اما ضرورت ندارد فیلسوف باشند.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
وقتی ایتالیا به کمک آمریکا آمد؛ نقطه تولد طراحی کب فوروارد (+عکس) جان رالز؛ فیلسوفِ «عدالت لیبرالیستی» وضعیت سلامتی و مشکلات درمان ابراهیم تهامی پیشکسوت فوتبال ایران موافقت بانک مرکزی با تنها یک‌پنجم تقاضای نقدینگی بانک‌ها در بازار باز تعطیلی فرودگاه شهدای ساری برای توسعه باند و پذیرش هواپیماهای پهن‌پیکر چرا ایران به قانون جامعِ «مقابله با حیوان‌آزاری» نیاز دارد؟ ساختمان بانکی که به یک دژ شهری شباهت دارد (+تصاویر) هواشناسی تهران از وزش باد شدید و کاهش ۴ درجه‌ای دما خبر داد بازیگران زن سریال «بامداد خمار» در پشت صحنه به سبک دوران قاجار (عکس) آقای خرازی! از ریش سفید و عمامه سیاهت خجالت بکش آیا کار جیمز کامرون با «آواتار» تمام شده است؟ «فروش مو»؛ از وسوسه‌ قیمت‌های نجومی تا پیوند با هویت و اقتصاد افزایش فروش شعر در بریتانیا و آمریکا به دلیل اکران فیلم «اودیسه» جست‌وجو برای یافتن کودک مفقود شده در حاشیه زاینده‌رود پیتر گیل درگذشت