فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۴۵۱۲۹
تاریخ انتشار: ۱۸:۴۴ - ۲۸-۱۰-۱۳۹۴
کد ۴۴۵۱۲۹
انتشار: ۱۸:۴۴ - ۲۸-۱۰-۱۳۹۴

یادداشت محسن امیریوسفی در پی شهادت سردار طاهری

عصر ایران
شهید سعید سیاح طاهری با وجود جانبازی و نقص عضو ، به صورت داوطلبانه و هیچ‌گونه سمت رسمی به سوریه رفته و در حلب به دست گروه داعش به شهادت رسید.
در پی شهادت سردارحاج سعید سیاح طاهری جانباز جنگ، محسن امیریوسفی کارگردان یادداشتی درباره او نوشت.

در متن یادداشت کارگردان «خواب تلخ» و «آشغالهای دوست داشتنی» که در اختیار ایسنا قرار گرفته، آمده است:‌

«آشنائی من با حاج سعید به سال 84 برمی‌گردد. زمانی‌که با هنرمندان آبادانی به این شهر زخمی از جنگ رفته بودیم. من از همه کوچکتر بودم و دیگران مدام خاطرات آبادان دهه پنجاه را تعریف می‌کردند؛ سال‌هایی که من هنوز راه رفتن هم بلد نبودم. روز اول بعد از خوردن نهار گروهی ، دوباره بساط خاطره‌گوئی باز شد و من در حال خمیازه کشیدن چشمم به مرد سپیدموئی افتاد که مشغول کمک برای جمع کردن سفره غذا بود. من هم که منتظر فرصت برای فرار بودم وقتی دیدم که دست تنهاست به کمکش رفتم و داشتیم سفره‌ها را بیرون می‌بردیم که دیدم یک نفر به سرعت جلو آمد و گفت: آقا شما چرا؟! منم سینه‌ای صاف کردم که بگویم ما اصولاً فیلمساز متواضعی هستیم! که دیدم روی صحبت طرف با اون آقای سپید مو بوده و من سنگ روی یخ شدم!

خلاصه کار تمام شد و من هم با آقای سپید مو شروع به صحبت کردم و سئوالاتی مثل شغلتون چیه؟ وضع آبادان چرا اینطوریه؟ و... پرسیدم و گرم صحبت بودیم که حبیب احمدزاده آمد و من بهش گفتم حبیب این دوستمون دست تنها تمام کارها را کرد و چرا یک نفر را نیاوردید برای کمکشون؟! که حبیب هم نه برداشت و نه گذاشت و گفت: ایشون سردار حاج سعید هستند! منم خونسرد برگشتم و مثل مجسمه بلاهت گفتم: جداً شما سردارید؟! ولی حاج سعید لبخندی زد و متواضعانه هیچ نگفت و رفاقت ما از همان لحظه شروع شد.

مردی که در آن تاریخ بعد از هشت سال جنگ و شانزده سال جانبازی و کار مستمر فرهنگی نمونه‌ای از مردان مخلص دوران جنگ بود که هیچ طلبی از هیچکس نداشت! انگار آفریده شده بود برای خدمت بی‌توقع به خلق خدا. چیزی که در دوران فعلی ما کمیاب است. خاطراتش از هشت سال جنگ مو به تن راست می‌کرد. خاطراتی که باید کلی اصرار و التماسش می‌کردم تا لب به سخن بگشاید و حرفی از آن دوران بزند. حرفهائی عجیب و خاطراتی غریب که شاید به دیگرانی هم گفته باشد ولی من بی‌خبرم و البته برای همین آن را برای خودم نگه می‌دارم!

آخرین باری که حاج سعید را دیدم در کشتی دوستی ایران و عراق بود که مثل پروانه به دور بچه‌های دو کشور می‌چرخید و از آنها پذیرائی می‌کرد. عوض نشده بود همان شیدای جان خسته بود که حالش فقط با خدمت بی‌طلب و توقع آرام می‌شد.

حاج سعید سرداری بود که 27 سال بعد از پایان جنگ به آرزویش رسید. هربار او را می‌دیدی انگار مسافری بود کم حرف و محجوب و تنها چیزی که او را به وجد می‌آورد صدای اسب سپیدی بود که می‌خواست او را به جائی دور ببرد، به جائی دور از روزگار غریب ما. صدای شیهه اسب باشکوه حاج سعید، هفته پیش به گوشش رسید و مطمئنم با شنیدنش از آن لبخندهای معروف از ته دلش را زد و سوارش شد و رفت. و مثل همیشه ما ماندیم، در انتظار اسبی که هیچوقت نمی‌آید. فردا سه شنبه تشییع پیکر حاج سعید عزیز در آبادان است که ما جاماندگان هم آنجائیم.شما نمی‌آئید؟ »

شهید سعید سیاح طاهری پس از انجام مسابقه مردمی کتابهای (من زنده‌ام) و (نوشتم تا بماند) در بین سه هزار معلمان شهرستانهای آبادان و اروندکنار و اهدا جوایز مربوطه ، با وجود جانبازی و نقص عضو ، به صورت داوطلبانه و هیچ‌گونه سمت رسمی به سوریه رفته و در حلب به دست گروه داعش به شهادت رسید.

شهید سیاح طاهری و محسن امیریوسفی
شهید سیاح طاهری و محسن امیریوسفی

ارسال به دوستان
چرا معماری جدیدترین موزه تاریخ طبیعی چین توجه جهان را جلب کرده است؟ (+عکس) نهاد مدیریت آبراهه خلیج فارس: تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی بسته است یوسف پزشکیان: هشیار باشیم در دام تفرقه‌افکنان مواجب بگیر یا گمراه نیفتیم هشدار قرمز هواشناسی خوزستان نسبت به افزایش دما یکی از زیباترین سالن های ورزشی جهان در ژاپن (+تصاویر) توضیح حماس درباره موافقت با کنار گذاشتن سلاح‌ در توافق آتش‌ بس غزه دستگیری تعمیرکاران قلابی سارق منازل تهران قطعی سراسری اینترنت در ترکیه وزیر جنگ اسرائیل: اگر ترامپ از ما بخواهد، به جنگ علیه ایران خواهیم پیوست قانونگذار آمریکایی: ترامپ، نادان و دروغگو است «وحید سیاه» دستگیر شد / او چگونه لو رفت؟  اخاذی 3 همت باج نیوزها از مدیران اقتصادی  اخاذی باج نیوزها از مدیران اقتصادی : 3 همت / توقیف ۲۹۵ حساب بانکی / شناسایی ۱۶ نفر آنها که با هفت هزارسالگان سربه سرند/ به بهانه سالمرگ سرسلسله پهلوی شهادت دو پلیس در شادگان خوزستان