فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۲۰۷۳۶
تاریخ انتشار: ۰۷:۰۹ - ۱۲-۱۱-۱۳۹۵
کد ۵۲۰۷۳۶
انتشار: ۰۷:۰۹ - ۱۲-۱۱-۱۳۹۵

چون چراغ لاله سوزم در خيابان شما*

روزنامه آفرینش نوشت:

مي توانيم به حکم طبيعت و غريزه ، عزيزان مان را ، عزيزترين هاي مان را ، به خاک بسپاريم ، گرچه در خيابان هاي اين شهر ، هرگز اين " چراغ هاي لاله " ي فروزان ، خاموشي نخواهند گرفت. اينان به سکوت آن سوي مرگ گام نهادند تا صداهاي خفته ي درون ما فرياد و چشم هاي بي تفاوت ما بيدار شوند. فرياد و نهيب بر سر وجدان هاي خفته ، و سو و روشني براي چشم هايي که خود را به نديدن مي زنند و به اين نديدن عادت کرده اند.

ديروز ، در هي هاي تشييع آتش نشانان ، سوز و هرم درون مان را بيرون ريختيم و در فوران آتشفشان هاي اندوه مان ، خود را از شائبه ي بي توجهي و فراموشي و قدرناشناسي ، تطهير کرديم. اين تطهير ، اگرچه ، هزينه اي بسيار سنگين داشت و قرباني هاي بسياري در فجيع ترين حالت ممکن از ما گرفت ، ليکن ، دوباره از ما ملتي بيدار ، هوشيار و متعهد ساخت. ملتي که فراموش کرده بود خود، به تنهايي و به عنوان يک ملت مي تواند و جسارت آن را دارد که تصميم بگيرد ، بي آن که ابلاغيه يا دستوري گرفته باشد.

اما همين ديروز سرشار از حماسه و شور و شعور را با خبر " کولبران منجمد " آغاز کرديم. دردي ، از پس دردي ديگر . که انگار اين بهمن درد را که بر ما فرو مي ريزد ، پاياني نيست. خبر از مردان باربر کوهستان هاي يخ زده ي کردستان مي گفت که در پي " لقمه اي نان " رفته بودند و در فروريزش بهمن ، دفن و منجمد شدند. براي بلاهايي که بر ما نازل مي شود هستي و کائنات چنان دست بالا را گرفته است که حدي براي آن نمي توان تصور کرد ؛ يا در دماي 600 درجه مي سوزيم يا در اوج سرماي بهمن ، منجمد مي شويم.

قصد هيچ آسيب شناسي براي اين فجايع ندارم. که اين همه ، بي نياز از گفتن ، نشان از آسيب هاي عظيمي است که بر روح و جان اين سرزمين و مردمانش وارد شده و مي شود. سخن از آسيب شناسي ، همواره به بهت و سکوت مي انجامد و اکنوني که در آن مستقريم ، فرصتي براي بهت و سکوت به ما نمي دهد. فاجعه هاي پي در پي ، در نهايت ما را چونان شهرونداني متعهد ، به خيابان کشانده است و اين است که بايد درباره ي آن سخن گفت. اين بيرون ريزي ، يک همدردي است و اعلام يگانگي و سهيم بودن در درد و رنج و نيز هم زمان يک اعتراض است ، اعتراض در برابر ناديده گرفته شدن به عنوان يک شهروند، که با کمترين درآمد، با حداقل امکانات رفاهي و امنيتي و حياتي ، هنوز همچون شهروندي متعهد در برابر اجتماع خود ، ايفاي وظيفه مي کند و در اين وظيفه شناسي ، دست بالا را مي گيرد جان خود را قرباني مي کند.

هنوز ، جوهر "حقوق شهروندي" ، خشک نشده است... هنوز حرف هايي که بايد درباره ي حقوق شهروندي گفته مي شد به طور کامل ، گفته نشده است . اميد است در فرصتي که از فجايع و دردها ، سوختن ها و انجمادها خواهيم يافت ، درباره ي احقاق و احياي اين حقوق هم ، سخني گفته شود.

*بيت معروف اقبال لاهوري :

اي جوانان عجم جان من جان شما

چون چراغ لاله سوزم در خيابان شما
برچسب ها: آتش نشان
ارسال به دوستان
آواز عاشقانه قو؛ عباس مهرپویا (+صدا) ۱۰ اثر زیبا و ماندگار از «مهرپویا» (همین الان بشنوید) ابهام در آینده مهدی طارمی و خط خوردن ستاره ایرانی از لیست اروپایی المپیاکوس نگاهی به نقش‌های فرعی سریال «بدنام»/ حاشیه‌نشینانی که متن را روایت می‌کنند رویترز: یک توییت ترامپ می‌تواند همه‌چیز را به هم بزند پنتاگون گزارش‌های آزمایش تسلیحات آمریکا در ۲۵ سال گذشته را از دسترس خارج کرد ادعای رویترز : وزارت خزانه‌داری آمریکا برخی تحریم‌های مرتبط با ایران را لغو کرد جان باختن کارگر فضای سبز تبریز در سانحه رانندگی حین انجام وظیفه مجید واشقانی و بودجه 150 میلیاردی برای ساخت فیلم! خدا بده برکت ولی چرا؟ تعیین نرخ جدید هر لیتر بنزین سوپر وارداتی در بورس انرژی جعفر جکسون در دنیای سینما ماند؛ نقش‌آفرینی در کنار ویل اسمیت میراث زرین قرن نوزدهم؛ سفر به دنیای اشیای کلاسیک در سه گام کاهش دمای هوا و ورود سامانه رگباری به ارتفاعات مازندران از فردا فریدون جیرانی: اکبر عبدی حیف شد کاشت ۲۸۰ نهال توسط محکومان قضایی در آشتیان با احکام جایگزین حبس