فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۵۴۸۹۴
تاریخ انتشار: ۰۴:۱۵ - ۲۶-۰۵-۱۳۹۶
کد ۵۵۴۸۹۴
انتشار: ۰۴:۱۵ - ۲۶-۰۵-۱۳۹۶

نگاه برنامه‎ساز آمریکایی به دو فیلم در حال اکران/ 2017 سال بد هالیوود؟

عصر ایران
خوره های سینما ظاهرا از دیدن چیزهای تکراری قدیمی خسته شده اند. اما آیا هالیوود دوباره می تواند همان فیلم های هیجان انگیزی که عموم مردم می خواهند را ارائه دهد؟
استیو کورتز، تهیه کننده برنامه در شبکه فاکس نیوز و ناشر کتاب "آمریکای استیو (هدیه ای برای همه مردم با نام استیو)"در یادداشتی به نقد فیلم های سال 2017 هالیوود پرداخته و امسال را برای هالیوود بدترین سال تاریخ می شمارد. او با مقایسه دو فیلم شاخص امسال با نام های Dunkirk ساخته کریستوفر نولان و Detroit ساخته کاترین بیگلو ضعف فیلم های اخیر هالیوود را به تصویر می کشد و از کاهش درآمد گیشه هالیوود می گوید.

به گزارش گروه فرهنگ و هنر "عصرایران" به نقل از "فاکس نیوز"، کورتز نوشته است: 2017 سال خوبی برای هالیوود نبوده است. فروش گیشه افت داشته و از بین بهترین فیلم ها – ترنسفورمرز، دزدان دریایی کارائیب، سیاره میمون ها، بیگانه، ماشین ها و من نفرت انگیز (Despicable Me)، اجراهای خوبی نداشتند. جدیدهای بالقوه هم از جمله مامی، غریق نجات (Baywatch) و کینگ آرتور، چنگی به دل نمی زنند.

خوره های سینما ظاهرا از دیدن چیزهای تکراری قدیمی خسته شده اند. اما آیا هالیوود دوباره می تواند همان فیلم های هیجان انگیزی که عموم مردم می خواهند را ارائه دهد؟

برای رسیدن به پاسخ این سوال، بهتر است دو کار اخیر با نام های "دانکیرک" و "دیترویت"، را با هم مقایسه کنیم. اولی را کریستین نولان ساخته و فیلمی قوی به شمار می رود و دومی از برنده اسکار کاترین بیگلو برآمده است و به نظر شکست خورده می آید.

این دو فیلم شباهت های ظاهری خاصی دارند؛ هر دو با حرف D  شروع می شوند و از نام دو شهر آمریکا برآمده اند. هر دو فیلم برآمده از بازی جمعی (نه درخشش ستارگان) هستند و داستانشان مقطعی از یک حادثه تاریخی است و با این حال بیشترین تفاوت ساختاری را با هم دارند.

 فیلم "دانکیرک"، در مورد تخلیه سربازان متفقین در جنگ جهانی دوم همراه با صحنه های مرگ و مخمصه های خطرناک است و در عین حال ترکیبی از تراژدی، شجاعت و حتی صمیمیت است و البته باید توجه داشت که این فیلم برای قهرمان سازی نیست؛ کسی که به پیروزی کامل دست پیدا کند، بلکه در بهترین حالت، جلوگیری از شکست در جنگ است.

این فیلم خوبی و بدی را در مردم به تصویر می کشد و نشان می دهد که چطور اکثر افراد چهره ای بین این دو دارند. همچنین این فیلم کورسوی امید را در دل تاریکی به رخ می کشد، چیزی که مخاطبان هم با آن همراه شدند.

در مقابل چنین اثر شاخصی فیلم "دیترویت" (شهری در آمریکا) در مورد حادثه ی شورش در این شهر، در سال 1967  است. افسران پلیس به مهمانسرای آلجرز که احتمال حضور یک تیرانداز در آن می رفت، حمله ور شدند. در این حمله سه مرد سیاه مردند و مابقی هفت مرد سیاه پوست و دو زن سفید پوست، مورد ضرب و شتم و تعرض بی رحمانه قرار گرفتند. (البته که در داستان این فیلم غلو شده است).

در حین تماشای این فیلم ممکن است به مخاطب این حس منتقل شود که مورد وحشی گری قرار گرفته است؛ فیلم سراسر پر از تنش است و صحنه های زشت را به تصویر می کشد، دلایلی که دوری جستن مردم از این فیلم را توجیه می کند.

آنچه که از این مقایسه قصد دارم بگویم این است که برخی هنرمندان حس می کنند که هرچه بی پرده تر باشند، بهتر است؛ در واقع آنها به دنبال عمق بیشتر یا حقیقت ملموس تر یا چیزی شبیه به آن در آثار خود هستند؛ اما در حقیقت این مسائل شاخصی برای یک درام بزرگ نیست. بزرگ ترین تراژدی های یونان باستان، عمدتا به یک مسأله متعالی ختم می شد، جایی که خدایان همه چیز را درست می کردند. به طور مثال شکسپیر در آثارش به وفور از خشونت بهره می برد، با این حال از طنز و همچنین زبان جسورانه برای تلطیف کارهایش استفاده می کرد.

در پایان یک تراژدی غنی، ضربه ای به مخاطب وارد می شود و در عین حال تعالی می یابد. همانطور که ارسطو می گوید، یک تراژدی فرد را تطهیر می کند؛ مخاطب ترس و ترحم را لمس کرده و تطهیر می شود.

در فیلم "دیترویت"، شما حس می کنید که تنفر در شما غلیان کرده است؛ حسی که برخی بر این باورند که مورد نیاز ماست و این درس برای مخاطب لازم است تا در مورد گذشته خصمانه ما بداند (و برخی بر این باورند که حال ما هم این چنین است)، اما جواب من به این افراد این است که مردم پول نمی دهند که در سینما پای کلاس درس شما بنشینند.

کاترین بیگلو کارگردان با استعدادی است؛ من کار او را از زمان ساخت فیلم "تاریکی نزدیک" که جز اولین فیلم های خون آشام بود دوست داشتم. سه فیلم اخیرش بر اساس شرایط واقعی و خشونت آمیز ساخته شد: The hurt locker ( دریافت اسکار بهترین فیلم، در مورد یک تیم خنثی کننده بمب در عراق)، Zero Dark thirty (در جستجوی اسامه بن لادن) و حالا Detroit .

Zero Dark thirty پر فروش ترین فیلم او به شما می رود. چرا به نظر شما این فیلم پر فروش تر شد؟ چون در کنار همه صحنه های خشن و وحشیانه، امید هم وجود داشت. (شاید این موضوع اتفاقی بوده، چرا که وقتی بیگلو در حال ساخت این فیلم بود، ناگهان بن لادن کشته شد و این موضوع در فیلم اضافه شد.).

هدف من از این مقایسه این نیست که بگویم کدام یک از این دو فیلم به لحاظ هنری برتر هستند؛ شاید 50 سال دیگر فیلم "دیترویت" یک کار شاخص کلاسیک باشد و "دانکیرک" اصلا از خاطرات محو شود؛ اما این فیلمی نیست که من آن را انتخاب کنم.

در واقع اگر قرار باشد که من برای ساخت فیلم بعدی کاترین بیگلو به او کمک مالی کنم، از او یک تقاضا دارم؛ قطعا تقاضای من تلاش برای فروش بیشتر نیست، بلکه از او می خواهم که قدری دست از سیاه نمایی بردارد.
ارسال به دوستان
captcha
افشاگری کلینتون درباره دلایل امتیازدهی ترامپ به روسیه بیانیه مشترک مصر، عربستان، ترکیه و پاکستان: اشغالگری اسرائیل منشأ اصلی بی ثباتی در منطقه است واریز حقوق مهرماه تمامی بازنشستگان تامین اجتماعی ۱۲۴ حمله هوایی و موشکی عربستان به یمن طی ۲۴ ساعت گذشته فوتبال روی پشت‌بام دو خانه؛ دو جوان ایرانی با ۱۰ میلیون بازدید دنیا را غافلگیر کردند! (فیلم) رویترز مدعی شد: ایران آماده حمله به کابل‌های اینترنت است سخنگوی دولت: ایران را به آیندگان می سپاریم ادعای ترامپ درباره ایران: ممکن است یک عملیات کوچک دیگر شبیه عملیات «خشم حماسی» انجام دهیم/ در مسیر بازگشت از ایران، به حساب کوبا هم خواهیم رسید تیراندازی به وکیل دادگستری در یاسوج؛ ماجرا چه بود؟ نخست وزیر عراق: بستن مرزها با ایران به این معناست که خودمان را از نظر اقتصادی محاصره کنیم مسی جایزه سلطنتی اسپانیا را دریافت کرد تشریح ضوابط استفاده از تلفن همراه در مدارس خودروی شهری عجیب پژو که توسط یک دانشجوی 23 ساله طراحی شد (+عکس) اردن ۳ روز عزای عمومی اعلام کرد بهای نفت از ۱۱۷ دلار گذشت