فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۷۴۷۵۸
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۳ - ۰۴-۰۹-۱۳۹۶
کد ۵۷۴۷۵۸
انتشار: ۱۲:۴۳ - ۰۴-۰۹-۱۳۹۶

عابد و جوان

روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت. در راه به عبادت گاهی رسید که عابدی در آنجا زندگی می کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.
در این هنگام جوانی که به کارهای زشت و ناروا مشهور بود، از آنجا گذشت. وقتی چشمش به حضرت عیسی (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ایستاد و گفت: خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟! خدایا عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.

مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناه کار محشور نکن. در این هنگام خداوند به پیامبرش وحی فرمود که به این عابد بگو:

ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانی اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ!

منبع: محمد غزالی، کیمیای سعادت، ج1

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
چگونه احساس کنیم برای دیگران مهم هستیم؟ مفت‌خورهای طهران قدیم «تفنگ» چگونه وارد سرزمین سامورایی‌ها شد؟ آداب معاشرت نوین؛ چگونه در برابر آدم‌های خودشیفته تاب بیاوریم؟ چرا برخی کودکان در یادگیری ضعیف ترند؟ این نشانه ها را جدی بگیرید راهنمای کامل از بین بردن خط و خش لوازم استیل ضد زنگ در خانه چرا همیشه آدم‌های اشتباه وارد زندگی‌مان می‌شوند؟ شاید مشکل از یک الگوی پنهان باشد آیا اعتمادبه‌نفس زنان واقعاً کمتر از مردان است؟ محققان در مطالعه جدید پاسخ می‌دهند ایرانیان دوران ساسانی جهان پس از مرگ را چطور می‌دیدند؟ در تخت جمشید حتی یک زن نیست؛ پس این‌همه نام زنانه از کجاست؟ مرغ دارید اما حوصله غذای تکراری ندارید؟ این ۵ دستور را ببینید معمای ۹۹۹ کاروانسرا؛ چرا شاه‌عباس از ساخت هزارمین بنا خودداری کرد؟ ماشین لباسشویی بوی بد می‌دهد چیکار کنیم؟؛ مهم‌ترین دلایل بوی بد ماشین لباسشویی کشف یک شهر رومی که احتمالا «لاس‌وگاس دنیای باستان» بوده است وقتی پرحرفی دیگر «عادی» نیست؛ پشت حرف‌های بی‌پایان چه می‌گذرد؟