فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۸۴۹۳۸
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۶ - ۲۱-۱۰-۱۳۹۶
کد ۵۸۴۹۳۸
انتشار: ۱۲:۲۶ - ۲۱-۱۰-۱۳۹۶

مکافات عمل

فرزندی پدر پیرش را کُول کرد و به کوهستان برد. وقتی به بالای کوه رسید، پسر غاری پیدا کرد و پدر را آن جا گذاشت. هنگامی که می خواست برگردد، با خنده های پدر پیرش مواجه شد. پسر با تعجب به او نگاه کرد و گفت: «به چه می خندی پدر؟!»

پدر نگاهی به پسر جوانش کرد و گفت: «من هم چون تو، روزی پدر پیر و ناتوانم را همین جا رها کردم و رفتم و حالا تو مرا این جا آوردی. روزی هم پسرت تو را به این جا خواهد آورد!»

پسر لحظه ای به حرف های پدرش اندیشید و آن گاه از ترس آن که مبادا روزی پسرش هم با او چنین کند، پدر را برداشت و به خانه آورد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
چگونه احساس کنیم برای دیگران مهم هستیم؟ مفت‌خورهای طهران قدیم «تفنگ» چگونه وارد سرزمین سامورایی‌ها شد؟ آداب معاشرت نوین؛ چگونه در برابر آدم‌های خودشیفته تاب بیاوریم؟ چرا برخی کودکان در یادگیری ضعیف ترند؟ این نشانه ها را جدی بگیرید راهنمای کامل از بین بردن خط و خش لوازم استیل ضد زنگ در خانه چرا همیشه آدم‌های اشتباه وارد زندگی‌مان می‌شوند؟ شاید مشکل از یک الگوی پنهان باشد آیا اعتمادبه‌نفس زنان واقعاً کمتر از مردان است؟ محققان در مطالعه جدید پاسخ می‌دهند ایرانیان دوران ساسانی جهان پس از مرگ را چطور می‌دیدند؟ در تخت جمشید حتی یک زن نیست؛ پس این‌همه نام زنانه از کجاست؟ مرغ دارید اما حوصله غذای تکراری ندارید؟ این ۵ دستور را ببینید معمای ۹۹۹ کاروانسرا؛ چرا شاه‌عباس از ساخت هزارمین بنا خودداری کرد؟ ماشین لباسشویی بوی بد می‌دهد چیکار کنیم؟؛ مهم‌ترین دلایل بوی بد ماشین لباسشویی کشف یک شهر رومی که احتمالا «لاس‌وگاس دنیای باستان» بوده است وقتی پرحرفی دیگر «عادی» نیست؛ پشت حرف‌های بی‌پایان چه می‌گذرد؟