فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۰۶۳۶۲
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۴ - ۰۸-۰۲-۱۳۹۷
کد ۶۰۶۳۶۲
انتشار: ۰۹:۲۴ - ۰۸-۰۲-۱۳۹۷

«موقیت جامعه شناسی تشیع در ایران» به روایت سارا شریعتی: چالش میان «دین» و «جامعه‌شناسی» از چه زمانی کلید خورد؟

«موقیت جامعه شناسی تشیع در ایران» به روایت سارا شریعتی: چالش میان «دین» و «جامعه‌شناسی» از چه زمانی کلید خورد؟
بر این باورم که، این «دین» نیست که مانع تحقیقات علوم‌ا‌جتماعی می‌شود بلکه این «سیاست» است که به تعبیر وبر نقش همان قفس آهنین را بازی می‌کند و برای یک جامعه‌شناس که می‌خواهد پژوهش کند، محدودیت ایجاد می‌کند.

بر این باورم که، این «دین» نیست که مانع تحقیقات علوم‌ا‌جتماعی می‌شود بلکه این «سیاست» است که به تعبیر وبر نقش همان قفس آهنین را بازی می‌کند و برای یک جامعه‌شناس که می‌خواهد پژوهش کند، محدودیت ایجاد می‌کند.

به گزارش ایران، سارا شریعتی نوشت: «جامعه‌شناسی تشیع» از تاریخچه چندانی برخوردار نیست. همین چند سال پیش بود که در دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران جلسه‌ای تشکیل دادیم و به تأسیس «جامعه‌شناسی تشیع» تصمیم گرفتیم. در آن دوره، چنین گرایشی در جامعه‌شناسی قدری غریب به نظر می‌رسید. با وجود این عقبه اندک، اما تاریخچه این رشته در حدی هست که بتوان برای آن دو مرحله زیست قائل شد؛ مرحله نخست، دوره طرد و رد جامعه‌شناسی تشیع است؛ در این دوره، نسبت به رویکرد علوم‌اجتماعی، موضع وجود داشت و لفظ جامعه‌شناسی، باری سکولار داشت. اما امروز به نظر می‌رسد که ما از این مرحله گذر کرده‌ایم.

در دوره دوم، رویکرد علوم‌اجتماعی به دین پذیرفتنی‌تر می‌شود و به نوعی به رسمیت شناخته می‌شود. از این رو، می‌توان گفت که امروز جامعه‌شناسی تشیع از مرحله طرد به مرحله «پذیرش انتقادی» رسیده است. شاهد این مدعا آن است که امروز در سطح آموزشی و پژوهشی، گرایش شیعه‌شناسی تحت عنوان «جامعه‌شناسی تشیع» یا «مطالعات‌اجتماعی و فرهنگی تشیع» در برخی از دانشگاه‌ها به رسمیت شناخته شده است به عنوان مثال در دانشگاه قم، دانشگاه ادیان و مذاهب و دانشگاه اصفهان گروه شیعه‌پژوهی شکل گرفته است و نشریاتی وجود دارد که در آن از «الهیات اجتماعی» سخن گفته می‌شود. در نتیجه، می‌توان گفت گرایش جامعه‌شناسی تشیع امروز کاملا به رسمیت شناخته شده است. بنابراین می‌توان از آن بحث کرد و این گرایش دیگر در یک موقعیت هژمونیک نیست.

اگر به رسمیت شناخته شدن «جامعه‌شناسی تشیع» را بپذیریم حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا این دوره گذار یا به عبارتی تحول رخ داد؟ واقعیت این است که مطالبه‌گری علوم‌اجتماعی و علوم‌انسانی و اهمیت این علوم در کشورهای اسلامی و همچنین تغییر تصویر اسلام در قرن بیست و یکم از جمله دلایل این تحول بود.

تصویر اسلام در قرن بیستم، تصویری سیاسی و مسأله اسلام اساسا مسأله‌ای سیاسی بود. اما در قرن بیست و یکم مسائل سیاسی در ذیل مسائل اجتماعی قرار گرفت و امروز تبعیض، شکاف‌طبقاتی، محیط‌زیست و... از جمله موضوعات و مسائل مورد توجه اسلام است. به این دلیل است که ضرورت مطالعات علوم‌اجتماعی برجسته شده است و در کشوهای اسلامی مطالبه می‌شود.

حال، این پرسش مطرح می‌شود که این مطالعات در ایران در چه وضعیتی است؟ واقعیت این است که ما به پژوهش‌هایی در زمینه تشیع نیاز داریم؛ چرا که باید بدانیم تحول جمعیتی جامعه شیعیان به چه صورت بوده است؟ نسبت دین و رأی سیاسی چیست؟ دین در چه نسبتی با طبقات اجتماعی قرار می‌گیرد؟

واقعیت این است که ما اطلاعات جامعه‌شناختی چندانی در مورد تشیع نداریم و دغدغه همیشگی من این است که چرا هر وقت می‌خواهیم آمار و ارقام ارائه کنیم، ناگزیر به پژوهش‌های خارجی ارجاع می‌دهیم. با وجود سابقه چهل ساله ما بعد از انقلاب و مطالعات ما در حوزه دین و تأسیس مؤسسات پژوهشی مختلف در حوزه و دانشگاه، چرا پژوهش‌های میدانی و کمی انجام نداده‌ایم؟ این در حالی است که جامعه‌شناسی، یک علم تجربی است. به نظر می‌رسد که باید بر این وجه تجربی و پژوهشی و کارهای جامعه‌شناختی تأکید بیشتری داشته باشیم تا برچسب «الهیات جامعه مدرن» از جامعه‌شناسی ما برداشته شود.

شاید یکی از دلایل کم بودن این قبیل آمارها، مناقشه تاریخی بین «جامعه‌شناسی» و «دین» باشد. در دوره آگوست کنت، جامعه‌شناسی متهم شد که می‌خواهد جانشین «دین» شود. از آنجا بود که چالش میان «دین» و «جامعه‌شناسی» کلید خورد. در کنار این پرونده مناقشه، پرونده «اسلام» و «علوم‌اجتماعی» نیز به چشم می‌خورد و پرسش این است که چرا علوم‌اجتماعی به سختی وارد کشورهای اسلامی شد؟ پرونده تفکیک «علوم‌دقیقه» و «علوم‌انسانی» نیز از دیگر مناقشه‌های جامعه‌شناسی دین است؛ به عنوان مثال سید قطب در کتاب «نشانه‌های راه» عنوان می‌کند که ما علوم‌دقیقه را از کفار می‌پذیریم ولی علوم‌انسانی را نمی پذیریم چون در پس خود دارای جهان‌بینی است.

شاید یکی از راه‌های ایجاد پیوند میان «جامعه‌شناسی» و «دین» تربیت تیپ‌هایی با عنوان «متأله جامعه‌شناس» باشد؛ یعنی کسانی که هم تحصیلات حوزوی و هم تحصیلات دانشگاهی دارند. این تیپ در جامعه‌شناسی دین در اروپا زیاد است؛ از میشل دوسرتو گرفته تا پیتر برگر و... اینها جامعه‌شناسانی هستند که «تئولوگ» و «سوسیولوگ» بشمار می‌روند. در کشور ما هم قبل از انقلاب چنین تیپ‌هایی بود، سید جعفر شهیدی، سید جلال آشتیانی از اساتیدی هستند که هم در حوزه زبانشناسی، فلسفه و عرفان حرف برای گفتن داشتند و هم در حوزه دین، تا جایی که اطلاع دارم در جامعه‌شناسی این اتفاق کمتر رخ داده است، چون گویی فلسفه، عرفان و ادبیات قرابت بیشتری با دین دارند تا جامعه‌شناسی.

بر این باورم که، این «دین» نیست که مانع تحقیقات علوم‌ا‌جتماعی می‌شود بلکه این «سیاست» است که به تعبیر وبر نقش همان قفس آهنین را بازی می‌کند و برای یک جامعه‌شناس که می‌خواهد پژوهش کند، محدودیت ایجاد می‌کند.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: دین ، سیاست ، سارا شریعتی
ارسال به دوستان
captcha
نظر تهیه‌کننده اصول‌گرا درباره حرف‌های لاله مرزبان در جشنواره ونیز معاون وزیر امور خارجه: مبنای تحریم‌های آمریکا تغییر کرده/ واکنش دستگاه‌های مختلف نسبت به تحریم‌ها در حال حاضر آن‌طور که باید هماهنگ و همگن نیست سینماها در ۳ روز بلیت نیم‌بها چقدر فروختند؟ شما طرفدار «این» هستید یا «آن» (تصویری) کرملین: وضعیت بازارهای جهانی نفت به دلیل بی‌ثباتی در خلیج فارس رو به وخامت است اسپایکر و یکی از سفارشی ترین خودروهای جهان (+تصاویر) ۱۱ کارمند شهرداری و یک عضو شورای ایلام تعلیق شدند کنیزکان زیبا و کاخ های طلایی/ موزه و خانه استاد حسین بهزاد جبهه دوم ایران؛ چگونه حوثی‌ها معادلات جنگ را تغییر می‌دهند؟ وزیر انرژی آمریکا، ایران را به «نبود شفافیت در تعامل با آژانس» متهم کرد جلوگیری آمریکا از سفر رئیس سازمان انرژی اتمی ایران به اتریش دستور جدید دورکاری برای کارمندان دولت هلدینگ «ایساتیس»؛ بازوی تازه‌نفس واردات خودرو در ایران، از خدمات پس از فروش تا توسعه شبکه تویوتا پشت پرده استیضاح وزیر اقتصاد فیلم‌های منتخب کشورها برای اسکار بین‌المللی
نظرسنجی
پیش بینی شما از تقابل ایران و آمریکا از 3 ماه آینده؟