فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۴۰۸۹۵
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۹ - ۲۸-۰۸-۱۳۹۷
کد ۶۴۰۸۹۵
انتشار: ۱۰:۴۹ - ۲۸-۰۸-۱۳۹۷

مراقبت

پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟

دختر جوان هم حرفش را زد: همون طور که خودت می‌دونی مادرت پیره و جز تو فرزندی نداره... باید شرط ضمن عقد بگذاریم که اگر زمین گیر شد، اونو به خونه ما نیاری و ببریش خانه سالمندان.

پسر جوان آهی کشید و شرط دختر را پذیرفت...

هنوز شش ماه از ازدواجشان نگذشته بود که زن جوان در یک تصادف اتومبیل قطع نخاع و ویلچر نشین شد.

پسر جوان رو به مادرش گفت: بهتر نیست ببریمش آسایشگاه؟

مادر پیرش با عصبانیت گفت: مگه من مُردم که ببریش آسایشگاه؟ خودم تا موقعی که زمین‌گیر نشدم ازش مراقبت می‌کنم.

پسر جوان اشک ریخت و به زنش نگاه کرد.

زن جوان انگار با نگاهش به او می‌گفت: شرط ضمن عقد رو باطل کن!

برچسب ها: داستان مراقبت
ارسال به دوستان
راز فعالیت شبانه سوسک‌ها؛ چرا شب‌ها و در تاریکی دیده می‌شوند؟ بزرگترین دریاچه‌های جهان که در «زیر زمین» پنهان شده‌اند(+عکس) ۹ حقیقت درباره داریوش بزرگ هخامنشی چگونه تلخی سبزی سرخ شده را بگیریم ؟ از قورمه سبزی و خورشت کرفس تا انواع کوکو دانشجوی تاریخی که «بانوی مرگ» لقب گرفت (+عکس) گنج سکه‌های «خلافت عباسی» در یک روستا در روسیه از زیر خاک بیرون آمد(+عکس) ۱۰ عملیات نظامی جسورانه که به فاجعه ختم شد روایتی متفاوت از زنان دوره قاجار! اگر مدتی است که دائم منتظر یک اتفاق بد هستید، این راهکارها کمک می‌کند رابطه مخفی میان الیزابت اول و امپراتوری عثمانی چگونه دختران روستایی، معجزه اقتصادی ژاپن را رقم زدند؟ یک اتفاق عجیب ؛ دکمه کثیف سکه نادر 900 ساله از آب درآمد از بین بردن انواع لکه روی لباس با مواد ساده خانگی + جدول این جمله‌ها را درباره خودتان نگویید؛ حتی به شوخی! / به این چند دلیل مغزتان باور می‌کند 12 رودخانه مشهور جهان که نقش مهمی در زندگی بشر داشته‌اند(+عکس)