فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۶۹۴۰۰
تاریخ انتشار: ۱۳:۱۶ - ۰۱-۰۳-۱۳۹۸
کد ۶۶۹۴۰۰
انتشار: ۱۳:۱۶ - ۰۱-۰۳-۱۳۹۸

کریم خان زند و مرد درویش

درویشی تهی‌‌دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند.

کریم خان گفت: این اشاره‌های تو برای چه بود؟

درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم.

آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟

کریم خان در حال کشیدن قلیان بود؛ گفت چه می‌خواهی؟

درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است.

چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت.

خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد.

پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد.

روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت.

ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشاره‌ای به کریم خان زند کرد و گفت: نه من کریمم نه تو؛ کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
شامی کَوو لرستانی/ طرز تهیه یک شامی متفاوت با گردو و رب‌انار ۱۰ عادت رایج که بی‌سروصدا پول‌تان را هدر می‌دهند شفقت به خود چیست؟ راهنمای گام‌به‌گام برای رهایی از صدای منتقد درون روان‌شناسی چیست؟ تعریف، کاربردها و راهنمای ساده یادگیری روان‌شناسی طرز تهیه خورشت داود پاشا؛ غذای ترکی با طعم ملس رب انار و کوفته‌های قلقلی افکار منفی چیست و چرا ذهن ما را درگیر می‌کند؟ طلایی‌ترین زمان برای تراپی! چرا مغز انسان بخشی از اطلاعات را فراموش می‌کند؟ آموزش ابراز وجود، کلید غلبه نوجوانان قربانی قلدری بر آسیب‌ها سوزان مودی؛ پزشک زن آمریکایی در تهرانِ عصر قاجار (+عکس) راهنمای کامل اضطراب؛ از شناخت علائم تا راه‌های درمان شش خورشیدگرفتگی و ماه‌گرفتگی که بر تاریخ تأثیر گذاشتند ۵ قدم تا پایان دلخوری و رنجش در زندگی مشترک هنر به موقع رها کردن: پشتکارتان را هدر ندهید! عجیب‌ترین آپشن‌های کارخانه‌ای خودرو؛ ۷ لوازم جانبی متفاوت که واقعا مفید بودند(+عکس)