فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۹۱۹۲۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۶ - ۱۲-۰۴-۱۴۰۰
کد ۷۹۱۹۲۶
انتشار: ۱۲:۵۶ - ۱۲-۰۴-۱۴۰۰

داستان کوتاه درخواست آخر

پس از درگذشت پدر، پسر مادرش را به خانه سالمندان برد و هر لحظه از او عیادت می کرد.

یکبار از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است!

پس باشتاب رفت، تا قبل از اینکه مادرش از دنیا برود، او را ببیند.

از مادرش پرسید: مادر چه می خواهی تا برایت انجام دهم؟

مادر گفت: از تو درخواست آخری دارم. می خواهم که برای خانه سالمندان پنکه بگذاری چون آنها پنکه ندارند و در یخچال غذاهای خوب بگذاری، چه شبها که بدون غذا خوابیدم!

فرزند با تعجب گفت: داری جان می دهی و از من اینها را درخواست می کنی؟

و قبلا به من گلایه نکردی!

مادر پاسخ داد: بله فرزندم. من با این گرما و گرسنگی خو گرفتم و عادت کردم. ولی می ترسم که وقتی فرزندانت تو را در پیری به اینجا می آورند، به گرما و گرسنگی عادت نکنی!

ارسال به دوستان
چگونه تصمیم‌های درستی بگیریم شش مورد از خطرناک‌ترین مُدهای تاریخ حداقل و حداکثر قد مورد نیاز برای پذیرفته شدن در نیروی هوایی آمریکا چقدر است؟ چگونه شطرنج به سرگرمی محبوب اشراف اروپای قرون وسطی تبدیل شد؟(+عکس) چگونه جنگ جهانی اول همه دنیا را تا همین امروز به آشوب کشید؟ حکایت اولین مستراح‌های عمومی در تهران/ وقتی «کناسی» شغل پردرآمدی بود چرا مصریان باستان عاشق گربه‌ها بودند؟ کاتبان سومری دوران باستان چگونه «هیچ» را ثبت کردند؟(+عکس) نخستین ورزشکار المپیکی ایران که بود؟ ۱۵ پستانداری که بیشتر از همنوعان خود در حیات وحش می‌خوابند (+ اینفوگرافیک) از غار سون دونگ در ویتنام چه می دانید؟(+عکس) زردچوبه تقلبی را با یک لیوان آب بشناسید/ ۵ راه ساده برای تشخیص زردچوبه اصل + روش صحیح نگهداری زردچوبه هنوز خیلی ها روش دم کردن قهوه ترک روی گاز را بلد نیستند کیمچی؛ معروف‌ترین سوپرفود تخمیری جهان که از فوایدش شگفت‌زده می‌شوید + روش تهیه میلیاردر قاجاری که بزرگ‌ترین کتابخانه ایران را ساخت/ زندگی شگفت‌انگیز حاج حسین آقا ملک