فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۰۳۹۶۸
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۷ - ۳۰-۰۵-۱۴۰۲
کد ۹۰۳۹۶۸
انتشار: ۰۸:۱۷ - ۳۰-۰۵-۱۴۰۲

امروز با سیمین بهبهانی: من آن روز می گفتم که از مار می ترسم

امروز با سیمین بهبهانی: من آن روز می گفتم که از مار می ترسم

من آن روز می گفتم که: «از مار می ترسم.»
و تأکید می کردم که: «بسیار می ترسم!»

به بازی، طنابی را تن مار می کردی،
من آشفته می گفتم: «از این کار می ترسم!»

چون بر دوش می بستی دو مار دروغین را،
به فریاد، می گفتم که: «بردار، می ترسم!»

تو گفتی که: «ضحاکم!» -من از درد نالیدم
که جابر، جبون، جانی، جوانخوار! می ترسم!

گرفتند جان، ماران، تو را خنده وحشت شد،
گرفتی ز دامانم که: «مگذار، می ترسم!»

سر از یأس جنباندم نگاهم نشانی شد
ز درماندگی، یعنی: «به ناچار، می ترسم.»

پی پاس خود، زان پس، بسا مغز برکندی...
من از مار، اینک، نه! که از یار می ترسم!

برچسب ها: شعر ، سیمین بهبهانی ، مار
ارسال به دوستان
captcha
حمله داعش به یک مرکز ارتش عراق در کرکوک لاله مرزبان جایزه گرفت ؛ اعلام برندگان جشنواره فیلم ونیز 2026 همایش هم‌اندیشی مدیران صف و ستاد بانک صادرات ایران برگزار شد حضور سخنگوی وزارت خارجه در تجمع مردمی و شبانه لامرد شکاف ۶۷۲ میلیون تومانی قیمت سمند سورن در کارخانه و بازار پرسپولیس پس از لغو بازی خیبر، حریف تدارکاتی خود را مشخص کرد چرا تصور پایان امپراتوری آمریکا اینقدر دشوار است؟ مهاجرانی: دولت فعلاً بنزین سهمیه‌ای را تغییر نمی‌دهد پشت پرده جدایی ساپینتو از استقلال؛ روایت جنجالی سرمربی پرتغالی رئیس‌جمهور ایرلند خطاب به ترامپ: عادی‌سازی جنگ قابل‌قبول نیست تداوم حملات هوایی اسرائیل به خاک لبنان بازار اجاره خودرو؛ از پژو ۲۰۷ روزی ۳ میلیون تا پورشه ۳۵ میلیونی بازداشت عامل ترور شهید «کاک‌درویشی» در پیرانشهر اللهیار صیادمنش گل زد، اما تعویضش ورق بازی را به سود گورنیک برگرداند تصادف زنجیره‌ای در محور یاسوج-اصفهان ۶ کشته و ۴ مصدوم برجا گذاشت