به يكباره از كوره در رفته و با تصور اينكه قصد ازدواج با مرد ديگري را دارد با او جر و بحث كردم. تا به خودم آمدم ديدم دستانم دور گلوي وي است . مژگان خود را ازدست من خلاص كرد و خواست فرار كند كه سرش محكم به ميز آرايش خورد و روي زمين افتاد. من هم چادر نماز را دور گردن وي پيچيدم . چند ثانيه بعد ديدم ديگر نفس نميكشد.
کد خبر: ۱۵۸۸۱۷ تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۱۲/۱۷
کد خبر: ۱۵۵۵۷۲ تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۱۱/۱۸
اگر کسی از شما آقایان آرزویی مانند من دارید، پایین ساختمان خوابگاه من بیایید و نام مرا با صدای بلند بین ساعت 12:30 تا 12:50 در 11 مارس فریاد بزنید.
کد خبر: ۱۳۹۹۶۴ تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۷/۱۸
متهم افزود: جوان خواستگار همچنان براي خانوادهام ايجاد مزاحمت ميكرد تا اين كه او را تهديد كردم تا شايد خواهرم را فراموش كند، ولي فايدهاي نداشت.
کد خبر: ۱۲۶۴۴۴ تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۴/۲۷
وي افزود: يك روز در مغازه دوستم نشسته بودم كه متوجه شدم خانواده دختر مورد علاقهام براي تحقيق به محل آمدهاند. از دوستم خواستم به خانه ما برود و همه كبوترانم را از خانه ببرد.
کد خبر: ۱۲۵۱۱۷ تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۴/۲۰