فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۰۹۴۰۱
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۹ - ۱۰-۰۸-۱۴۰۴
کد ۱۱۰۹۴۰۱
انتشار: ۱۵:۳۹ - ۱۰-۰۸-۱۴۰۴

خط زرد آزادی؛ ماجرای مدل موی جنجالی مارادونا در بازگشت به آرژانتین

خط زرد آزادی؛ ماجرای مدل موی جنجالی مارادونا در بازگشت به آرژانتین
رگه‌ی طلایی‌اش هنوز در باد می‌درخشد، مثل پرتو کوتاهی از نافرمانی و یادآور اینکه بعضی‌ها هرگز رام نمی‌شوند.

عصر ایران ؛ علی خیرآبادی - در ناپل، هنوز تصویرش روی دیوار مانده است؛ مردی با موهای پرپشت و چشمانی که برق می‌زدند. مارادونا.

در آن شهر، او فقط یک بازیکن نبود. خدا بود، مردی از خاک‌های فقیر بوئنس‌آیرس که برای مردم جنوب ایتالیا معجزه کرد. وقتی توپ زیر پایش می‌چرخید، زندگی برای لحظه‌ای روشن‌تر می‌شد.

اما هیچ خدایی جاودانه نمی‌ماند. حتی مارادونا.

سال‌ها بعد، پس از جام جهانی نود و چهار، او تنها ماند. دوپینگ، تبعید، سکوت. فریاد شادی‌اش در برابر یونان هنوز در گوش‌ها بود، اما پشت آن فریاد، خستگی بود و زخم. گفتند فدراسیون به او خیانت کرد. گفتند قول داده بودند آزمایشش نکنند. گفتند که مارادونا بیش از حد حرف زده بود. شاید همه‌اش درست بود، شاید هم نه. اما او همیشه تاوان زبانش را می‌داد. جام جهانی را از دست داد و آرژانتین هم کاری از پیش نبرد.

مارادونا با موهای زرد

پاییز 1995، بازگشت. لباس بوکا جونیورز را دوباره پوشید. همان پیراهنی که در آن نوجوانی کرده بود. همان تیمی که پدرش دوست داشت. زمین از فریاد مردم می‌لرزید. اما نگاه‌ها روی چیزی دیگر قفل ماند: رگه‌ای زرد در سمت راست موهایش.

یک خط باریک، اما آشکار. مثل زخمی که نمی‌خواهد پنهان شود. مارادونا چیزی نگفت. فقط بازی کرد. اما مردم می‌دانستند. گفتند آن رگه اعتراض است، نه مد. گفتند دانیل پاسارلا، مربی تیم ملی، دستور داده بود بازیکنا ن موهایشان را کوتاه کنند، مثل سربازها، بدون گوشواره، بدون تفاوت. مارادونا اما همیشه دشمن یکنواختی بود. او با توپ می‌رقصید، نه با فرمان. برای همین، رنگ زد. یک رگه‌ی زرد، نشانه‌ای از نافرمانی.
 
او بعدها گفت: «رگه‌ی زرد را کشیدم چون پیراهن بوکا زرد دارد. اما پشتش چیزی بیشتر بود. اعتراض بود. مثل همیشه.»
بعضی‌ها گفتند در "پونتا دل استه" تصمیم گرفت، جایی میان مزرعه و دریا. وقتی تنها تمرین می‌کرد، وقتی هنوز نمی‌دانست مردم دوباره او را می‌خواهند یا نه.
و وقتی بازگشت، آن رگه‌ی طلایی روی موهایش موجی به راه انداخت. در کره، در بوئنوس‌آیرس، در بومبونرا. هزاران نفر با همان مدل آمدند. انگار همه‌شان می‌خواستند بخشی از سرکشی او باشند.
مارادونا شاید دیگر نمی‌توانست مثل گذشته بدود، اما هنوز می‌توانست معنا بسازد. حتی با یک رنگ مو. رگه‌ی زرد او چیزی بیشتر از ظاهری تازه بود. نشانه‌ای از روحی بود که تسلیم نمی‌شد، حتی وقتی تنش خسته و جهان علیه‌اش بود. 
در آن روز، وقتی استادیوم بومبونرا زیر فریاد مردم لرزید، مارادونا دوباره زنده شد.
با توپ، با موهای زرد، با نگاهی که می‌گفت: «من هنوز اینجام.» همان مردی که همیشه در مرز میان سقوط و جاودانگی قدم می‌زد.
و شاید در همین مرز بود که او، بی‌آنکه بخواهد، افسانه شد.
رگه‌ی طلایی‌اش هنوز در باد می‌درخشد، مثل پرتو کوتاهی از نافرمانی  و یادآور اینکه بعضی‌ها هرگز رام نمی‌شوند.

 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
اولین پیام رئیس جدید دفتر سیاسی حماس: از شهادت نمی‌هراسیم «اندی برنهام» نخست وزیر جدید انگلیس / هفتمین در یک دهه / پدر تلفنکار و مادر منشی / هوادار جدی فوتبال در آستانه انتخابات میان دوره ای کنگره؛ رئیس اف‌بی‌آی پس از ۱۳ سال به روسیه سفر می کند اداره‌های استان کرمان روز چهارشنبه تعطیل است استفاده از داروهای آهسته‌رهش، رویکرد نوین درمان اعتیاد در کشور/ درمان‌ها باید متناسب با تغییر الگوی مصرف مواد به‌روزرسانی شوند استوری جنجالی مشاور وزیر نیرو باعث دردسرش شد (+عکس) کافه‌ها را نبندید! جوانان افسرده می‌شوند یا به خانه‌های خارج از کنترل می‌روند وزیر کشور ایران و فرمانده ارتش پاکستان دیدار می‌کنند فراخوان مناقصه یک مرحله ای عمومی همراه با ارزیابی کیفی (فشرده) احداث دیوار پیش ساخته بتنی پیرامونی نیروگاه خورشیدی ساوه – نوبت اول بازار فروش سوالات جعلی آزمون دستیاری/ کلاهبرداری ۲۵۰ میلیون تومانی از داوطلبان سپاه: کشته شدن نظامیان آمریکایی در حمله به اردن حادثه تکراری در سنندج؛ حمله سگ‌های بلاصاحب به دختر ۱۲ ساله (+عکس) نابود شدن ۱۰۰ شناور غیرنظامی در حمله آمریکا به بندر جاسک تشکیل پرونده قضایی برای حادثه حمله سگ‌های بلاصاحب به کودک سنندجی/ بازداشت دو مدیر شهرداری چرا آمریکا به تهران حمله نمی کند؟