فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۱۲۴۶۳
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۴ - ۱۹-۰۸-۱۴۰۴
کد ۱۱۱۲۴۶۳
انتشار: ۱۲:۴۴ - ۱۹-۰۸-۱۴۰۴

اعترافات یک لاک‌پشت ایرانی در کانادا (10) : فنجانِ تعلقات

اعترافات یک لاک‌پشت ایرانی در کانادا (10) : فنجانِ تعلقات
حقیقت این است که مهاجر، جایی در شکافِ میانِ «گذشته‌ی ناتمام» و «آینده‌ی پُرابهام» گیر افتاده است. هر صدا، شیء، رنگ یا بویی، می‌تواند تار و پودِ «حال» را دچار تردید و از هم گسستگی کند. می‌تواند حال را بدزدد و او را در فضایِ شناوری معلق نگه دارد. 

عصر ایران؛ کوثر شیخ نجدی -  بعد از چند ماه، به سرم زد چند فنجان چای بخرم. بالاخره آدمی‌زاد است؛ شاید دلش هوس کلمه و مهمان کرد این سر دنیا. هوسِ چند فعلِ ساده‌ی فارسی که جمله را تا آخر تاب بیاورند و لحن‌شان در تقلای گرامر خم نشود؛ چند کلمه‌ی خرسند که زود حوصله‌شان سر نرود و زیر میز نزنند.

دلم دنبال چینی‌های گلِ صورتی صفحه‌ی سایت را ورق می‌زد. فنجان‌های بلور، فنجان‌های ساده‌ی سفالی، گل‌سرخی‌ها و سرامیکی‌های نقش‌دار، مدرن‌ها و کم‌جان‌ها، گویی همه را قبلاً جایی دیده بودم. هر‌کدام‌شان بیش از یک تصویرِ ساده برای انتخاب شدن بودند.

بلورها را همیشه بالای کابینتِ سمتِ راست می‌چیدم؛ سال ۸۷، اوایلِ پاییز، از بازارِ کاوه‌ی اهواز خریده بودم‌شان. آن روزها تازه مد شده بودند. شیارهای تراشیده‌ی خورشیدی داشتند و سرخیِ چای با رضایت از درون‌شان لب‌پر می‌زد وقتِ مهمانی.

بشقاب های چینی قدیمی

چینی‌ها را توی بوفه‌ی گوشه چیده بودم. گل‌های سرخ و زرد، یک باغچه‌ی خیالی بودند که کنارِ چند بابونه‌ی سفید در زمینه‌ی شفافِ روشن کاشته شده بودند. لب‌هایشان طلایی بود و دست‌شان با انحنای باریکی به کمر می‌رسید.

من دیگر در حال انتخاب نبودم؛ من داشتم توسط همه‌ی فنجان‌های گذشته‌ام انتخاب می‌شدم برای غرق شدن در گذشته‌ای که دیگر نداشتمش. فنجان‌هایی که شبیه لشکرِ مردگان از گور برمی‌خاستند و یک‌به‌یک پیشِ چشمم رژه می‌رفتند. صدای خنده‌ها، عطرِ بو‌ها و وهمِ رنگ‌ها به دقایقِ یک انتخاب ساده هجوم آورده بود.

کی بود آخرین مهمانِ فنجانِ آبی‌ات؟

و چقدر طول کشید تا خویش را از میان این جنگلِ انبوه بازشناسم؟

من نمی‌توانستم در اکنون باشم؛ و هرچقدر گذشته را پس می‌راندم، باز هجوم می‌آورد. اما باید تمرین می‌کردم تا راهی میانِ گذشته و حال پیدا کنم؛ نقطه‌ی تعادلی که در آن بشود گذشته را نگه داشت، اما مثل یک برگ با جریانِ تندِ آن نرفت و غرق نشد؛ و از دیگر سو، آینده را بی‌هجومِ هراس‌ناکِ اندوه ساخت.

این‌ها لحظاتی است که هر مهاجری به کرّات احساس می‌کند؛ اما شاید نتواند درباره‌اش حرف بزند. شاید به این دلیل که این‌گونه «احساساتِ کمتر متداول» معمولاً معتبر شمرده نمی‌شوند. احساساتِ نامشترک، بیشتر از فهمیده شدن، قضاوت می‌شوند؛ بیش از درک شدن، پس رانده می‌شوند. 

استکان و نعلبکی چای خوری

اما حقیقت این است که مهاجر، جایی در شکافِ میانِ «گذشته‌ی ناتمام» و «آینده‌ی پُرابهام» گیر افتاده است. هر صدا، شیء، رنگ یا بویی، می‌تواند تار و پودِ «حال» را دچار تردید و از هم گسستگی کند. می‌تواند حال را بدزدد و او را در فضایِ شناوری معلق نگه دارد. 

و مهاجر چاره‌ای ندارد جز اینکه در نوعی سوگواری خاموش به نرمی با خودش و جهان تازه کنار بیاید. این سوگواری فقط برای از دست دادنِ اشیاء نیست؛ بلکه به خاطر از دست رفتن "یکپارچگی هویت" است، که در اتصال با اشیاء رخ می‌داد. احساس گم کردن قطعات پازلی که انسجامِ روان او را تکمیل می‌کردند. خانه، کوچه و محله، بالشِ مورد علاقه، آلبوم عکس‌ها، فنجان‌ها و کتاب‌ها و بیش از همه آدم‌هایی که حالا از دور پیر می‌شوند.

ارسال به دوستان
captcha
درگذشت ژو رونگجی؛ مردی که چین را به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرد دیدار وزیر کشور پاکستان با محسن رضایی و بررسی راهبردهای توسعه مناسبات تهران و اسلام‌آباد آخرین وضعیت سلامتی چنگیز وثوقی؛ بازیگر پیشکسوت سینما به منزل بازگشت اعتراف دیپلمات سابق آمریکایی؛ ایران برای همیشه کنترل تنگه هرمز را در دست خواهد داشت حسین خواجه‌امیری(ایرج)، خواننده شهیر و پهلوان موسیقی ایران در ۹۴ سالگی درگذشت ادعای اطلاع دقیق ایران از طبقه هتل ترامپ در ترکیه (+عکس) واکنش مدودف؛ مسکو حق دارد کشتی‌های تجاری کشورهای دشمن را هدف قرار دهد احتمال شنیده شدن صدای انفجار در جاسک نجات ۱۲ شهروند از آتش‌سوزی مجتمع خلیج‌فارس قشم غریب‌آبادی: کشورهای ساحلی خزر اقدامات اسرائیل و اوکراین را محکوم کنند آموزش مهارت‌های زندگی از کودکی، سپری در برابر آسیب‌های اعتیاد است گام موثر بانک صادرات ایران در حمایت از اشتغال/ اعطای تسهیلات به بخش صنعت 72 درصد رشد کرد پزشکیان: تنها با کاهش ۱۰ درصدی مصرف انرژی می‌توان بدون چالش از زمستان عبور کرد تغییر مثبت در عملکرد مالی بانک صادرات ایران/ درآمد عملیاتی 80 درصد رشد کرد نسخه «قناعت» صداوسیما برای گرانی: برنج خالی بخورید!