عصر ایران؛ علی نجومی ــ خدا بیامرزد حمیدرضا صدر نازنین را که در وصف خسرو شکیبایی در فیلم هامون گفت: «تاریخ بازیگری ایران را ورق زد.» این از آن جمله های ناب صدری است که می شود ساعت ها راجع به آن بحث کرد که خسرو شکیبایی چگونه دل عشاق سینما را ربود.
اما شاید سوال اساسی تر این باشد که چرا هامون این قدر در تاریخ سینمای ایران مهم است؟
فیلم را داریوش خان مهرجویی در سال ۱۳۶۸ و در سن ۵۰ سالگی ساخت. به راستی و به وضوح فیلم شخصی ترین و حدیث نفس ترین اثر مهرجویی است. پرسش های مهم و بحران معنوی و درون شناختی که حمید هامون( قهرمان فیلم) با آن رو به رو است مجموعه ای از دغدغه ها و دل مشغولی های مهرجویی در کل دوران باشکوه فیلم سازی اش است.

مهرجویی به عنوان فیلم سازی که به عنوان سردمدار موج نوی سینمای ایران در اواخر دهه ۱۳۴۰ و با شاهکاری به نام گاو شناخته شد به طور کلی از آن دسته فیلم سازانی بود که مفاهیم استعلایی و فلسفی همیشه نقش پر رنگی برایش داشتند.
از همان فیلم گاو و استحاله و از خود بیگانگی مش حسن با بازی دست نیافتنی عزت الله انتظامی، دغدغه انقلاب انسانی برای معنا بخشی به وجود واضح و پررنگ است. آن ها که مجموعه داستان عزاداران بیل نوشته غلام حسین ساعدی که فیلم گاو بر اساس آن ساخته شد را خوانده اند به خوبی بر این نکته واقفند که روایت و اقتباس مهرجویی به شکل معناداری عمیق تر و هستی شناسانده تر است و داستان های آن کتاب بیشتر بر محوری اقتصادی می چرخند.
اما برویم سراغ هامون و این که داستان از چه قرار است.
حمید هامون در کشاکش جداشدن از همسرش مهشید است. رابطه ای که زمانی پرحرارت و عاشقانه بود در دست انداز مشکلات مالی و اختلافات فکری سلیقه ای به ورطه سقوط نزدیک شده است.
حمید هامون در این اثنا در حال نوشتن رساله ای در مورد عشق و ایمان است و این که آیا عشق به ایمان منجر می شود یا خیر.

ارجاعات چندین باره هامون به کتاب ترس و لرز کی یر کگور فیلسوف دانمارکی در مورد این که عشق به موجودی دیگر آیا ما را به ایمان می رساند و از تردیدها و هزاران پرسش بی جواب نجات می دهد یا خیر.
این که حمید هامون فیلسوف مآب وجودش را در عشق به همسرش مهشید خلاصه می کند آیا با تمام تقلاهای فلسفی اش دچار تضاد نیست؟
اما این تمام ماجرا نیست. اختلاف طبقاتی دو خانواده و شیوه تربیتی و رفتاری اشرافی مهشید او را به تدریج در تضاد با همسرش قرار داده است.
در این بین هامون به این باور می رسد که نجات زندگیش در یک امر معنوی نهفته است و کلید ماجرا دست فردی به نام علی عابدینی است.
حال جست و جوی اودیسه وار هامون برای یافتن علی عابدینی که هم چون ماهی از دستش به بیرون می لغزد تکمیل کننده هنر اعلای مهرجویی در روایت تلاش قهرمان فیلمش برای زنده ماندن و نجات یافتن است.
فیلم هامون ستاره بی چون و چرای هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر بود و ۵ سیمرغ بلورین به همراه جایزه ویژه هیئت داوران را برد. جوایز این فیلم در رشته های بهترین کارگردانی، فیلم نامه، فیلم برداری، نقش اول مرد و تدوین بود. مجله فیلم هم شخصیت حمید هامون را به عنوان برترین شخصیت تاریخ سینمای ایران انتخاب کرد.
فیلم پر است از سکانس های ماندگار. از جمله ماندگار حمید هامون در دادگاه که می گفت: این زن سهم منه، حق منه، عشق منه، طلاق نمی دم. یا سکانس کتابفروشی که باز حمید هامون تکه ای از شعر شاملو را به مهشید می گوید که: به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل؟
اما انتخاب من سکانسی است که حمید هامون در پس یک مشاجره یک سیلی به گوش مهشید می زند. و دل شکستگی هر دوی آن ها از شکست حرمت بینشان به راستی تکان دهنده و انسانی است.
نکته جالب این که بیتا فرهی عزیز بازیگر نقش مهشید نمی دانست قرار است در این سکانس سیلی بخورد تا واکنشش طبیعی تر در بیاید و بعد از فیلم برداری هم عذاب وجدان خسرو شکیبایی را به گریه ای شدید می اندازد