۲۰ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۹۵۲۰
تاریخ انتشار: ۰۶:۰۹ - ۲۰-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۹۵۲۰
انتشار: ۰۶:۰۹ - ۲۰-۱۱-۱۴۰۴

روز نهم جشنواره فجر چهل و چهارم در سینما رسانه ؛ فیلم‌ها و حاشیه‌ها (+عکس)

روز نهم جشنواره فجر چهل و چهارم در سینما رسانه ؛ فیلم‌ها و حاشیه‌ها (+عکس)
در روز نهم جشنواره فجر چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) 3 فیلم سینمایی خواب، آرامبخش و سقف با حضور عوامل آن نمایش داده شد.

عصر ایران - روز نهم جشنواره فیلم فجر دوره چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) با نمایش 3 فیلم خواب (مانی مقدم)، آرامبخش (سعید زمانیان) و سقف (ابراهیم امینی) همراه بود. بعد از نمایش هر فیلم عوامل و بازیگران آن در نشست خبری به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ دادند.

خواب

کارگردان: مانی مقدم 
ترکیب بازیگران: رضا عطاران، مریلا زارعی، هدی زین‌العابدین، کاظم سیاحی، علی مصفا و ...

فیلم «خواب» داستان مجتبی، مردی میانسال و کارمند اداره‌ای ساده است که زندگی روزمره‌اش با خواب‌های عجیب و دنباله‌دار پر می‌شود. در این رویاها او با زنی روبه‌رو می‌شود که حضورش به‌تدریج دیدگاه و مسیر زندگی واقعی مجتبی را تغییر می‌دهد، این آشنایی، میل و آرزویی را فعال می‌کند که در بیداری جرئت تحققش را ندارد و ...

مانی مقدم ایده‌ای دارد که روی کاغذ جذاب است: مرز خواب و بیداری، مردی فرسوده، رویاهایی که قرار است زندگی‌اش را زیر و رو کنند. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که فیلم فکر می‌کند ایده به‌تنهایی کافی است.

بزرگ‌ترین ضعف «خواب» فیلمنامه است؛ داستانی کش‌دار، بی‌ریتم و تکراری که مدام درجا می‌زند. خواب‌ها نه راز دارند، نه تعلیق، نه کشف. بعد از چند سکانس، مخاطب می‌فهمد قرار نیست چیزی جلوتر برود و همین، فیلم را به تجربه‌ای خسته‌کننده تبدیل می‌کند. انگار کارگردان خودش هم دقیق نمی‌داند این خواب‌ها قرار است به کجا برسند.

بازی رضا عطاران، مثل همیشه، حرفه‌ای و قابل اتکاست، اما حتی او هم نمی‌تواند فیلم را نجات دهد. شخصیت‌پردازی آن‌قدر سطحی است که بازی خوب هم در آن گم می‌شود. بازیگران دیگر بیشتر شبیه ابزار پیش‌برد صحنه‌ها هستند تا شخصیت‌هایی زنده.

در نهایت، «خواب» نمونه‌ای از فیلم‌هایی است که به جشنواره می‌آیند چون «ایده روشنفکرانه» دارند، نه چون فیلم کامل و جان‌داری هستند. فیلمی که می‌خواست عمیق باشد، اما سطحی از آب درآمده است، می‌خواست تأمل‌برانگیز باشد، اما بیشتر کسل‌کننده شده است.

( امتیاز 1 از 5 )

صحنه‌ای از فیلم خواب ساخته مانی مقدم

آرامبخش

کارگردان: سعید زمانیان 
ترکیب بازیگران: الناز شاکردوست، حسن پورشیرازی، صابر ابر، بهناز جعفری، مریم سعادت، ناهید مسلمی و ...

شخصیت اصلی فیلم، آرام، زنی چهل ساله با سابقه خودکشی، بیکاری و مشکلات عمیق روانی است که می‌خواهد کودکی را به فرزندی قبول کند. این تصمیم از پایه با مشکل منطقی مواجه است: چرا باید سرنوشت یک کودک به فردی با این سطح از بحران روانی سپرده شود؟

فیلم تصمیم دارد جسور باشد و از منظر سازندگانش «آرام‌بخش» قرار است یک درام اجتماعی تأثیرگذار باشد، اما بیش از آن‌که تماشاگر را بگیرد، او را خسته می‌کند. متنی که می‌خواهد مهم باشد، اما بلد نیست چگونه مهم شود. خیلی زود معلوم می‌شود نویسنده و کارگردان دقیقاً نمی‌داند چه می‌خواهد بگوید.

مشکل این‌جاست که فیلم به بازیگرانش فرصت درخشش نمی‌دهد، شخصیت‌ها خوب نوشته نشده‌اند، پس بازی خوب هم دیده نمی‌شود. این نه تقصیر بازیگر است، نه کاملاً تقصیر کارگردان، این شکست، مستقیماً از فیلمنامه می‌آید.

ساختار فیلمنامه شلخته و بدون قوس دراماتیک مشخص است. شخصیت اصلی وارد بحران می‌شود، اما نه انتخاب‌هایش جدی‌اند، نه پیامدهایشان. در نتیجه، هیچ نقطه عطف قانع‌کننده‌ای شکل نمی‌گیرد. فیلم مدام جلو می‌رود، اما انگار هیچ‌وقت حرکت نمی‌کند.

بازیگر نقش اصلی (الناز شاکردوست) تلاش می‌کند با بازی درونی و کنترل‌شده، وزن روانی شخصیت را منتقل کند، اما فیلمنامه آن‌قدر دست او را بسته که بازی‌اش اغلب در خلأ معلق می‌ماند. او حس دارد، اما موقعیت ندارد. بازی‌اش قابل احترام است، ولی هرگز به اوج نمی‌رسد.

حسن پورشیرازی مثل همیشه دقیق و حرفه‌ای است، اما حضورش بیشتر کارکردی است تا شخصیتی. انگار فقط آمده که صحنه‌ها از هم نپاشند. صابر ابر هم در چارچوبی تکراری گیر افتاده؛ همان الگوی همیشگی مرد درون‌گرا و ساکت، بدون لایه‌ای تازه.

«آرام‌بخش» نمونهٔ کلاسیک فیلمی است که موضوع حساس را با درام اشتباه گرفته. فکر کرده صرفاً انتخاب یک سوژهٔ مهم، فیلم را مهم می‌کند. اما سینما، بیش از نیت خوب، ساختار درست می‌خواهد.

(امتیاز 1 از 5 )

صحنه ای از فیلم آرامبخش ساخته سعید زمانیان

سقف

کارگردان: ابراهیم امینی 
ترکیب بازیگران: سام درخشانی، فریبا نادری، بیژن بنفشه‌خواه، گیتی قاسمی، شیرین آقاکاشی و ...

فیلم «سقف» داستان یک خانواده طبقه متوسط را روایت می‌کند که در آستانه برگزاری جشن عروسی دختر خانواده هستند. همه‌چیز طبق روال عادی پیش می‌رود تا این‌که با آغاز ناگهانی درگیری‌ها و حملات نظامی (جنگ ۱۲ روزه)، شرایط شهر به‌هم می‌ریزد و خانواده مجبور می‌شود برای مدتی در یک خانه بماند و ...

در طول فیلم، جنگ بیشتر از آن‌که مستقیم دیده شود، از طریق صداها، اخبار و واکنش آدم‌ها وارد زندگی خانواده می‌شود و باعث می‌شود روابط آن‌ها تحت فشار قرار بگیرد. داستان بر این تمرکز دارد که یک بحران بیرونی چطور می‌تواند شکاف‌های درونی یک خانواده را عیان کند و تصمیم‌هایی به‌ظاهر ساده را به انتخاب‌هایی حیاتی تبدیل کند.

مشکل اصلی «سقف» این است که فیلمنامه‌اش بیشتر نیت دارد تا درام. ایده‌ی یک خانواده در دل بحران جنگ، ایده‌ی امتحان‌پس‌داده‌ای است، اما امینی و تیمش فراموش کرده‌اند که ایده بدون کشمکش واقعی فقط یک موقعیت خنثی است.

فیلمنامه فاقد قوس دراماتیک مشخص است. داستان شروع می‌شود، مدتی سر و صدا و اضطراب ظاهری می‌سازد، و بعد تقریباً در همان نقطه تمام می‌شود. شخصیت‌ها تغییر نمی‌کنند، تصمیم‌هایشان تأثیر جدی ندارد و هیچ نقطه عطفی وجود ندارد که بگوییم «اینجا داستان ورق خورد».

دیالوگ‌ها بیش از حد کارکردی و شعاری هستند. آدم‌ها حرف می‌زنند تا پیام فیلم منتقل شود، نه برای اینکه شخصیت‌شان شکل بگیرد. همه چیز زیادی تمیز، کنترل‌شده و بی‌خطر است؛ انگار فیلمنامه از ترسِ گزنده شدن، خودش را خنثی کرده است.

بدتر از همه این‌که فیلم درباره جنگ و بحران است، اما هیچ حس اضطراری ندارد. جنگ فقط در حد صدا، خبر و اشاره باقی می‌ماند. فیلمنامه جرأت نمی‌کند بحران را وارد روابط کند و همه چیز در سطح باقی می‌ماند.

بازیگران «سقف» بد نیستند، اما هیچ‌کدام هم فرصتی برای خوب بودن ندارند. سام درخشانی دقیقاً همان چیزی را بازی می‌کند که بارها دیده‌ایم: مرد خانواده‌ی نگران، کمی عصبی، کمی مسئول. نه لایه‌ی تازه‌ای دارد، نه لحظه‌ی به‌یادماندنی. تقصیر بازیگر نیست؛ شخصیت روی کاغذ تک‌بعدی است.

فریبا نادری تلاش می‌کند بار احساسی خانواده را به دوش بکشد، اما شخصیتش آن‌قدر منفعل و کم‌پرداخت است که بازی‌اش مدام نیمه‌کاره می‌ماند. احساس هست، اما موقعیت دراماتیک نیست.

بقیه بازیگران هم بیشتر شبیه تیپ‌های آشنا هستند تا آدم‌های واقعی. هیچ رابطه‌ای آن‌قدر جدی ساخته نمی‌شود که فروپاشی یا همدلی‌اش مخاطب را درگیر کند.

در نهایت «سقف» نه فرو می‌ریزد، نه می‌ایستد، فقط بالای سر مخاطب معلق می‌ماند: بی‌اثر، بی‌تنش و فراموش‌شدنی. ابراهیم امینی هم نشان داد فیلمنامه نویس متوسطی است و کارگردانی ضعیف و سطحی نگر.

این هم قابل اشاره است که به شکلی مشهود است که فیلم سقف به نوعی تحت تاثیر لحن و نگاه فیلم‌ها و سریال‌های سروش صحت است اما واقعا این کجا و آن کجا !

( امتیاز 0.5 از 5 )

صحنه ای از فیلم سقف ساخته ابراهیم امینی

حاشیه‌های روز نهم در سینما رسانه

** نتیجه آرای مردمی فیلم‌های نمایش داده شده در روز هفتم جشنواره فیلم فجر بر اساس حروف الفبا اعلام شد. روز یکشنبه ۱۹ بهمن آرای مردمی توسط ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر اعلام شد. 

۱۱ فیلم از مجموع ۳۱ فیلم حاضر در بخش مسابقه، برگزیده نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر عبارتند از: «اسکورت»، «اردوبهشت»، «پل»، «جانشین»، «حاشیه»، «زنده شور»، «کوچ»، «قایق سواری»، «غوطه ور»، «سرزمین فرشته‌ها» و «نیم شب».

** مانی مقدم کارگردان فیلم «خواب» در پاسخ به اینکه آیا از فیلم خاصی تاثیر پذیرفته، گفت: فیلم «خواب» به طور کامل تحت تأثیر فیلم «جاده مالهالند» است. البته ما ناخودآگاهی داریم که مسائلی در آن شکل می‌گیرد و حتی ممکن است فیلم‌های دیگری مثل «هامون» و «اینسپشن» هم بوده باشد که بر روی من اثرگذار بوده‌اند.

این کارگردان در پاسخ به اینکه آیا فیلمش تصویر یک جامعه مذهبی درگیر غریزه است، گفت: مگر جامعه مذهبی غریزه ندارد؟ تاکید خاص بر جامعه مذهبی نداشتم ولی من ایرانی‌ها را مذهبی تعریف می‌کنم و غریزه را هم چیز بدی تعریف نمی‌کنم‌. البته مذهب هنجار ایجاد می‌کند و ما در فیلم فقط یک دوگانگی را تعریف کردیم.

مقدم با بیان اینکه «فیلم خواب طعنه‌ای به رادیکالیسم مذهبی نیست»، ادامه داد: ما بچه که بودیم شعار «نه شرقی نه غربی» داشتیم ولی الآن فقط «نه غربی» باقی مانده است، در حالی که ما ایرانی هستیم و خیلی قبل‌تر از اینها (شرق و غرب) بودیم.

او در بخشی‌دیگر از این نشست درباره رضا عطاران گفت: میتوانم ۱۰۰ درصد بگویم که اگر کسی بجز رضا عطاران بازی می‌کرد، نمی‌توانست اینقدر دقیق آنچه را من می‌خواهم درآورد. آقای عطاران وقتی متن را خواند آنقدر خوب برخورد کرد که با وجود ۳۵ سال کار حرفه‌ای در سینما حتی یک کامنت به من نداد.

** نشست خبری فیلم «آرامبخش»  فقط با حضور مجتبی رشوند تهیه کننده فیلم در پردیس ملت سینمای رسانه در جشنواره فیلم فجر برگزار شد.

مجتبی رشوند با اشاره به موضوعات اجتماعی مطرح‌شده در این فیلم گفت: یکی از دغدغه‌های اصلی ما در “آرامبخش”، پرداختن به مسئله استقلال زنان، تجرد و انتخاب‌های فردی در چارچوب قانون و فرهنگ جامعه امروز بود.

امروز با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که تعداد قابل توجهی از زنان به دلایل مختلف ازدواج نکرده‌اند، اما تمایل دارند تجربه مادری را داشته باشند. این یک درد آرام اما عمیق در زندگی بسیاری از افراد جامعه است که کمتر درباره آن صحبت می‌شود.

وی در پاسخ به پرسشی درباره نگاه فیلم به مقوله ازدواج گفت: فیلم قصد نفی ازدواج را ندارد، اما تلاش می‌کند واقعیت‌های امروز جامعه را نشان دهد. ازدواج یک فرآیند پیچیده و زمان‌بر است و نمی‌توان آن را صرفاً به‌عنوان یک راه‌حل فوری برای همه معرفی کرد.

رشوند در پایان با اشاره به نقش هنر در پرداختن به مسائل اجتماعی گفت: پرداختن به موضوعاتی مانند تجرد، خانواده و انتخاب‌های شخصی نیاز به ظرافت هنری و سرمایه‌گذاری فکری دارد؛ مسائلی که سینما می‌تواند با زبان تصویر، آن‌ها را صادقانه و محترمانه به نمایش بگذارد.

** نشست خبری فیلم سینمایی «سقف» با حضور ابراهیم امینی کارگردان، سعید خانی تهیه‌کننده و علی‌محمد حسام‌فر نویسنده برگزار شد. 

سعید خانی در ابتدای این نشست گفت: کشته شدن هموطنان را تسلیت می‌گویم همینطور به خانواده زنده یاد جواد گنجی همکار خوبمان‌ تسلیت می‌گویم.

** در ادامه علی‌محمد حسام‌فر نویسنده این فیلم گفت: این روزها هنرمندان هر کدام سعی می‌کنند، نسبت به وقایع اتفاق افتاده جایابی کنند. برخی سعی می‌کنند بگویند همه چیز عادی است ولی هیچ چیز عادی نیست، نه وضعیت اقتصادی طبیعی است نه رادیکالیسم در حال افزایش در جامعه عادی است. این مشروعیت زدایی از نهادها که در آن هستیم اصلا طبیعی نیست از جمله همین نهاد جشنواره.

چرا خودمان را به آن راه می‌زنیم؟ اجازه دهید بگویم با وطن وطن گفتن دهان شیرین نمی‌شود. با اینکه روی هم را ببوسید و دو دستگی ایجاد نکنید مشکلات حل نمی‌شود. مشکلات وجود دارد و نباید آن را انکار کنیم. امیدوارم کمک کنیم یک ایده جمعی خلق شود تا از این شرایط برون برویم و فردایی داشته باشیم که در آن تحقیر کمتری در جامعه اتفاق بیفتد و اتفاقی که در فیلم ما افتاد در جامعه رخ ندهد.

او درباره اینکه چرا شخصیت‌های فیلم« سقف» بخصوص شخصیت‌ دانشگاهی اینقدر تخریب و تحقیر می‌شوند، گفت: آیا شخصیت‌های علمی ما وضعیت دیگری دارند؟ فکر نمی‌کنم شخصیت‌های علمی ما خیلی شأنی در کشور داشته باشند. این چرخه تحقیر و ظهور رادیکالیسم در جامعه بروز داده شده و در حال شدت گرفتن هم است.

** در بخش دیگری از این نشست ابراهیم امینی‌ کارگردان فیلم درباره شکل‌گیری فیلمنامه و پذیرش آن از سوی فارابی برای مشارکت توضیح داد: از همان زمان جنگ دغدغه‌ داشتم درباره این ماجرا کار کنم، بخصوص در روزهایی که همدلی و همراهی بین مردم به وجود آمد و من دوست داشتم این همدلی را در زمان جنگ ثبت کنم.

امینی با تاکید براین‌که «تحقیر، تم‌ فیلم «سقف» است» در پاسخ به اینکه جنگ ۱۲ روزه در خرداد و تیر اتفاق افتاد، چرا جنگ درون فیلم پاییز را نشان می‌دهد گفت: در فرآیند تولید از دوره‌ نوشتن تا پیش تولید زمانی سپری شد و سعی کردیم خرداد را بازسازی کنیم ولی دیدیم با طبیعت نمی‌شود مقابله کرد ، به همین دلیل میزان اخبار روزانه را در فیلم کم کردیم تا این مسئله جبران شود.

او با اشاره به فیلم قبلی خود «چشم‌بادومی‌» که سال گذشته در جشنواره بود، بیان کرد: آن فیلم بیشتر مناسب جشنواره‌ها بود و به سینمای بدنه نزدیکتر است ولی علی‌رغم تفاوت‌های دو فیلم، هر دو برای من در کنار هم هستند، چون عناصر مشترکی همچون خانواده و هویت را در خود دارند.

** علی‌محمد حسام‌فر درباره کیفیت پایین فیلم‌نامه گفت: ما چنین تصوری نداریم‌. این فیلم فیلمنامه جمع و‌ جورتری نسبت به «چشم بادومی» دارد، اما موضوع «چشم بادومی» شاید جسورانه‌تر بود.

حسام‌فر درباره شرایط این روزها توضیح داد: هیچ چیز طبیعی نیست، وضعیت اقتصادی، این حجم از خشونت، این مشروعیت‌زدایی از نهادها به خصوص نهاد جشنواره طبیعی نیست، با وطن وطن گفتن هم دهان شیرین نمی‌شود، مشکلات وجود دارد و شرایط روز به روز بدتر می‌شود، امیدوارم فردایی داشته باشیم که در آن تحقیر کمتری وجود داشته باشد.

این نویسنده درباره تحقیر جاری در جامعه بیان کرد: مسائل در جامعه عادی شده است، باید در این باره فکر کنیم تا چرخه تحقیر متوقف شود.

** حسام فر گفت: امیدوارم این فیلم توسط مخاطبان دیده شود و با آن احساس همدلی کند. از هر جناح سیاسی که هستید بنشینید فکر کنید چه زمانی چند هزار تا کشته برای ما عادی و طبیعی شد؟ این طبیعی نیست! باید فکر کنیم از این چرخه تاریخی خارج شویم.

ارسال به دوستان