۲۴ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۸
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۰۶۶۲
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۹ - ۲۴-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۰۶۶۲
انتشار: ۱۱:۱۹ - ۲۴-۱۱-۱۴۰۴
تحلیلی از ستون‌نویس نیویورک‌تایمز دربارهٔ وسواس سیاسی دونالد ترامپ در قبال باراک اوباما

ترامپ و سندروم اوباما

ترامپ و سندروم اوباما
اوباما تضادی بنیادین با ترامپ دارد. او سیاست‌مداری تحصیل‌کرده، خونسرد و منضبط است که از مشروعیت نهادی و بین‌المللی برخوردار است؛ شخصیتی دارد که قدرت را با زبان، قانون و اجماع در هم آمیخته. ترامپ چه؟ از دل شهرت، تجارت، نمایشگری و تقابل دائمی با نهادها برخاسته است. برای ترامپ که سیاست را عرصه نمایش «خود» می‌بیند، سایۀ اوباما یادآور احترامی است که هرگز به دست نیامد.

عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل) - دونالد ترامپ در هفته‌های اخیر بار دیگر توجه افکار عمومی و رسانه‌ها را به رفتارها و اظهارات جنجالی‌اش جلب کرد؛ رفتارهایی که برخی تحلیل‌گران و مقام‌های سیاسی، آن را نشانه‌ای از «سندروم اوباما» و ادامهٔ گرایش‌های نژادپرستانه و خودشیفته‌اش می‌دانند. 

انتشار کلیپی کارتونی در شبکهٔ اجتماعیِ «تروث سوشال» که باراک و میشل اوباما را به‌صورت میمون نشان می‌داد و با ترانهٔ «شیر امشب می‌خوابد» همراه شده بود، بار دیگر ترامپ را زیر ذره‌بین قرار داد. 

این کلیپ، در پایانِ ویدیویی مملو از نظریات توطئه دربارهٔ انتخابات ۲۰۲۰ منتشر شد و یادآور سابقهٔ ترامپ در ترویج نظریات نژادپرستانه و «برتری سفیدپوستان» بود. انتشار این ویدیو، با موجی از اعتراضات - حتی در میان جمهوری‌خواهان - همراه شد و نشان داد رفتارهای ترامپ دیگر محدود به دایرهٔ هوادارانش نیست. رفتارهای نمایشی و تحریک‌آمیز او نگرانی‌های جدی در سطح ملی ایجاد کرده است.

واکنش مقام‌های کاخ سفید از جمله کارولین لیویت (سخنگوی مطبوعاتی)، دفاعی ضعیف و بی‌اثر برای کوچک‌نمایی ماجرا بود، اما چهره‌هایی مثل رام امانوئل (رئیس‌دفتر سابق اوباما) این اقدام را «مملو از بخل، نفرت و کینه» توصیف کردند. حتی اعضای برجستهٔ جمهوری‌خواه کنگره، از جمله تیم اسکات و کیتی بریت، نسبت به انتشار چنین محتوایی واکنش نشان دادند و آن را نژادپرستانه و نامناسب دانستند.

این رفتارها بخش کوچکی از الگوی عظیم ترامپ در تحقیر مخالفان، تثبیت نام و اِعمال نفوذ سیاسی است. اقداماتی چون اختصاص نام خود به مراکز فرهنگی، کشتی‌های جنگی و فرودگاه‌ها، تلاش برای تغییر نام ایستگاه‌های راه‌آهن و استفاده از بودجهٔ تصویب‌شدهٔ کنگره به‌عنوان اهرم فشار نشان می‌دهند خودشیفتگی و تمایل به دیده‌شدن، همچنان محور اصلی رفتار او است. این اقدامات به لکه‌دار‌شدنِ نام رئیس‌جمهور و ایالات‌متحده انجامیده و نگرانی‌های جدی دربارهٔ شایستگی و سلامتِ نظام سیاسی ایجاد کرده است.

رفتار ترامپ در کنش‌های روزمره با رسانه‌ها و خبرنگاران، به‌ویژه در مواجهه با پرسش‌های حساس دربارهٔ روابطش با افراد جنجالی مثل جفری اپستین نیز چنگی به دل نمی‌زند. اجتناب از پاسخگویی و انحراف افکار عمومی، وجه ثابتِ رفتار اوست.

ترامپ با بهانه‌هایی مانند «گذشته را رها کنیم» و کوچک‌نمایی مسائل اخلاقی، تلاش می‌کند مسئولیت اقداماتش را به‌عهده نگیرد، در حالی که افشاگری‌های اخیر - چه در سطح ملی و چه در سطح جهانی-  نشان می‌دهند افراد قدرتمند و پیش‌تر محترم نیز با این جریان همراهی کرده‌اند.

به طور کلی، اقدامات و رفتارهای ترامپ در این دوره، مملو از خودشیفتگی، نژادپرستی و تمایل به تحریک افکار عمومی است؛ رفتارهایی که به بحران سیاسی و اجتماعی می‌انجامند و هویت اخلاقی و سیاسی آمریکا در سطح داخلی و بین‌المللی را با چالش‌های جدی مواجه می‌کنند. 

مقالهٔ مورین داود با بررسی دقیق این رخدادها، تصویری روشن از وضعیت سیاسی و اجتماعی آمریکا ارائه کرده و نشان می‌دهد اقدامات رهبر سیاسی می‌تواند اعتماد عمومی و سلامت دموکراسی را به مخاطره بیندازد.

ترامپ و سندروم اوباما

➖➖➖➖➖

مورین داود:

از منظر فلسفی، اخلاقی و حتی اجتماعی، تنزل دونالد ترامپ به سطحی پایین‌تر از جایگاهی که اکنون در آن است، غیرممکن به نظر می‌رسد؛ با این حال، یک‌بار دیگر نشان داد قادر است از این مرز بگذرد.

هر جمعه، حین برنامه‌ریزی برای نوشتن ستونم، با شواهد تازه‌ای روبه‌رو می‌شوم که نشان می‌دهد ترامپ فاقد شایستگی لازم برای تصدی این مقام است. او منتقدان و مخالفانش را با زبانی موهن و زننده تحقیر می‌کند و می‌کوشد نامش را بر هر چیز حک کند.

اواخر شب پنجشنبه، ویدیوی حال‌به‌هم‌زنی در شبکهٔ «تروث سوشال» منتشر شد که در آن باراک و میشل اوباما در قالب میمون‌هایی کارتونی در جنگل به تصویر کشیده شده بودند. ترانهٔ «شیر امشب می‌خوابد» از گروه توکنز هم در پس‌زمینه پخش می‌شد.

[م. «شیر امشب می‌خوابد» ترانه‌ای از گروه توکنز است که در دههٔ ۱۹۶۰ منتشر شد و حال‌وهوای ملایم و ریتم آرامی دارد. این آهنگ اغلب در رسانه‌ها و فضاهای اینترنتی برای القای حس طنز، کنایه یا فضاسازی استفاده می‌شود، همانند ویدیوی منتشرشده در شبکهٔ «تروث سوشال».]

این کلیپ در پایان ویدیویی قرار داشت که مملو از نظریات بی‌اساس و توطئه‌آمیز دربارهٔ انتخابات ۲۰۲۰ بود. مردی که پیش‌تر نظریهٔ نژادپرستانه و توهین‌آمیزِ «اوباما متولد آمریکا نیست» را ترویج می‌کرد، این‌بار به سراغ میمِ نژادپرستانه‌ای متعلق به جریان راست افراطی رفته است.

[م. واژه «میم» (Meme) در زبان اینترنتی و رسانه‌های اجتماعی به محتوای فرهنگی یا تصویری گفته می‌شود که به‌صورت آنلاین منتشر و تکرار می‌شود و اغلب با طنز، کنایه یا پیام اجتماعی همراه است. این محتوا می‌تواند شامل عکس، ویدیو، متن، GIF یا ترکیبی از آن‌ها باشد.]

این اقدام هم مثل خیلی از رفتارهای ترامپ، حیرت‌انگیز و قابل پیش‌بینی بود.

ترامپ سابقه‌ای طولانی در بیان اظهارات تحقیرآمیز علیه رنگین‌پوستان، زنان و مهاجران دارد و به‌ویژه خانوادۀ اوباما را بارها هدف حمله قرار داده است. حتی در دورۀ کنونی، نهادهایی مانند کاخ سفید، وزارت کار و وزارت امنیت داخلی مطالبی منتشر کرده‌اند که بازتاب‌ پیام‌های برتری‌طلبانۀ سفیدپوستان بوده‌اند.

کارولین لیویت (سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید) در واکنش به این موضوع از رئیس‌جمهور دفاع کرد و گفت:

«این ویدیو بخشی از میم اینترنتیِ تروث سوشال است که ترامپ را در قالب پادشاه جنگل و دموکرات‌ها را به شکل شخصیت‌های “شیرشاه” نشان می‌دهد. لطفاً این خشم اغراق‌آمیز را متوقف کنید و به موضوعاتی بپردازید که واقعاً برای مردم آمریکا اهمیت دارند.»

کارولین، فکر می‌کنم اطلاع از این موضوع برای آمریکایی‌ها مهم باشد که رئیستان رفتارهای نژادپرستانه دارد و از نظر روانی در وضعیت باثباتی نیست.

رام امانوئل (رئیس دفتر کاخ سفید در دوران اوباما) به من می‌گفت: «فضای ریاست‌جمهوری مملو از ناهنجاری، نفرت و کینه است.»

وقتی کاخ سفید دریافت که خشم عمومی واقعی و جدی است، آن پست را حذف کرد. مقامات کوشیدند مسئولیت را به گردن یکی از کارکنان بیندازند، هرچند آشکار بود که ترامپ از انتشار آن خبر داشته است. او روز چهارشنبه پذیرفت که خودش نظریات توطئه را «بازنشر» می‌کند.

ترامپ و سندروم اوباما

رفتار ترامپ حتی شماری از جمهوری‌خواهان کنگره را ــ که نگران پیامدهای این ماجرا در انتخابات میان‌دوره‌ای هستند ــ به اعتراض واداشته. تیم اسکات (سناتور کارولینای جنوبی و تنها سناتور جمهوری‌خواهِ سیاه‌پوست) در شبکهٔ ایکس نوشت:

«این کلیپ نژادپرستانه‌ترین چیزی است که تاکنون از کاخ سفید دیده‌ام.»

کیتی بریت (سناتور آلاباما) هم که پیش‌تر از برخی رفتارهای توهین‌آمیز ترامپ انتقاد کرده بود، در ایکس نوشت: «کار درستی بود که این محتوا حذف شد؛ اصلاً نباید منتشر می‌شد چون معرف خواسته‌های ملی نیست.»

روز پنجشنبه، در مراسم «صبحانۀ ملی دعا» که در واشنگتن برگزار شد، ترامپ لحظه‌ای اعتراف‌آمیز به سیاق داستان‌های داستایفسکی داشت و اعلام کرد خودبزرگ‌بینی‌اش مانع از پذیرش شکست در انتخابات ۲۰۲۰ شده است. او گفت:

«می‌دانید، انتخابات دوم را دستکاری کردند. من مجبور بودم ببرم، چارۀ دیگری نداشتم. برای حفظ عزت‌نفس‌ام به این بُرد نیاز داشتم. اگر نمی‌بردم، تا آخر عمر وضعیت بدی پیدا می‌کردم. حالا روحیۀ خیلی خوبی دارم.»

[م. مراسم صبحانۀ ملی دعا (National Prayer Breakfast) رویدادی سالانه در واشنگتن‌دی‌سی است که به میزبانی کنگرۀ آمریکا برگزار می‌شود و رهبران سیاسی، مذهبی و مهمانان برجسته در آن شرکت می‌کنند. هدف، گردهم آوردن افراد برای نیایش، گفتگو و تأکید بر ارزش‌های اخلاقی و وحدت ملی است.]

او در واقع پذیرفت که بحران ساختگیِ «سلامت انتخابات»، چیزی جز تلاش برای تطبیق واقعیت با خودشیفتگیِ بی‌حدوحصرش نبوده است. دیوید اکسلرود به من گفت: «ترامپ نمی‌توانست شکست را بپذیرد و ناچار شد وانمود کند مشکلی در رأی‌گیری وجود دارد. جهان هنوز دارد بهای عزت‌نفس‌ِ پايمال‌شدۀ او را می‌پردازد.»

ترامپ در همان گردهمایی مذهبی گفته بود:  "وقتی مایک جانسون (رئیس مجلس نمایندگان)، پیش از غذا درخواست دعا می‌کند، کلافه می‌شوم. با لحنی سرد به او می‌گویم: "ببخشید؟ انگار داریم در دفتر بیضی ناهار می‌خوریم."

[مشکل ترامپ با مایک جانسون (رئیس مجلس نمایندگان) چندبُعدی است. بخشی از آن به اختلاف شخصیتی و سبک رسمی جانسون برمی‌گردد که با تمایل ترامپ به کنترل کامل همهٔ امور و نمایش قدرت ناسازگار است. ترامپ از استقلال سیاسی جانسون و احتمال اثرگذاری‌اش بر تصمیمات کنگره ناراضی است. نمونهٔ آشکار این تنش، در مراسم «صبحانۀ ملی دعا» بروز کرد. رفتار ترامپ حاکی از خودبزرگ‌بینی، کنترل‌گری و عدم‌تحمل در مواجهه با دیگران است.]

او نامش را با جدیتی حیرت‌آور بر همه‌چیز حک کرده؛ از مرکز کندی گرفته تا «کارت طلایی» مهاجران ثروتمند، نام‌گذاری کشتی‌های جنگی، طرح ساخت طاق پیروزی و حتی برنامه‌ریزی برای ایجاد سالنی بزرگ و نامعمول در کاخ سفید؛ بازتابی از خودبزرگ‌بینی بی‌وجهش.

و اکنون می‌کوشد با فشار بر کنگره، بخش‌های بیشتری را تصاحب کند. در این مسیر، حتی بودجه‌های مصوب کنگره را به گروگان گرفته است.

دولت ترامپ پا فراتر گذاشت و در اقدامی شبیه باج‌خواهی، چاک شومر را تهدید کرد که میلیاردها دلار بودجه برای ساخت تونل جدید راه‌آهن، زیر رودخانۀ هادسون پرداخت نخواهد شد، مگر آن‌که شومر برای تغییر نام ایستگاه پن در نیویورک و فرودگاه بین‌المللی دالس در واشنگتن به نام ترامپ همکاری کند.

[م. چاک شومر از سال ۱۹۹۹ سناتور ایالت نیویورک در سنای ایالات متحده است و از ۲۰۲۱ رهبر اکثریت سنا شد. شومر پیش‌تر در مجلس نمایندگان آمریکا فعالیت داشت. او به مواضع لیبرال در زمینه‌های حقوق مدنی، کنترل سلاح، مهاجرت و حمایت از طبقۀ متوسط شناخته می‌شود و یکی از چهره‌های بانفوذ سیاست آمریکا به شمار می‌آید.]

ترامپ با این رفتارها، نام خود و اعتبار آمریکا را خدشه‌دار کرده است. واژۀ «ترامپ» در بسیاری از محافل ناسزا به همراه دارد و به‌رغم نشانه‌های آشکار تنش داخلی، رئیس‌جمهور همچنان اصرار دارد نامش را همه‌جا حک کند؛ همان کاری که در دوران فعالیت‌های تجاری‌اش در نیویورک، حتی در آستانهٔ ورشکستگی، انجام داد.

نمونه‌ای دیگر از رفتارهای کاملاً «ترامپی»‌اش روز سه‌شنبه رخ داد که به کایتلن کالینز (خبرنگار شبکۀ سی‌ان‌ان) حمله‌ور شد. دلیل خشمش این بود که کالینز هنگام پرسش دربارهٔ تازه‌ترین افشاگری‌های جفری اپستین لبخند نزده بود. پرسش خبرنگار ساده بود: "ترامپ چه پاسخی برای بازماندگانِ این آزارگر جنسی دارد؛ کسانی که احساس می‌کنند هرگز به عدالت نرسیده‌اند؟"

ترامپ در پاسخ گفت: "زمان آن رسیده که «گذشته را رها کنیم»"؛  پاسخی که بیش از هر چیز، تلاش برای طفره‌رفتن بود. او هرگز رابطهٔ خود با اپستین را به‌طور شفاف توضیح نداده است.

[م. جفری اپستین (۱۹۵۳–۲۰۱۹) سرمایه‌دار آمریکایی بود که به اتهام قاچاق و سوءاستفادۀ جنسی از دختران نوجوان تحت پیگرد قرار گرفت. او شبکۀ ارتباطات گسترده با سیاستمداران، دانشگاهیان و چهره‌های سرشناس داشت. اپستین در سال ۲۰۰۸ با توافقی جنجالی محکوم شد که مجازات سبکی برایش به همراه داشت. در ۲۰۱۹ دوباره بازداشت شد، اما پیش از برگزاری دادگاه در زندان نیویورک جان باخت؛ مرگی که به‌طور رسمی خودکشی اعلام شد، ولی تردیدها و نظریه‌های بسیاری را برانگیخت. همدست نزدیکش، گیلین مکسول، بعدها به اتهام مشارکت در این جرایم محکوم شد.]

واقعاً هولناک است. به فوران کرم‌هایی می‌ماند که با برداشتن سنگی از زمین بیرون می‌جهند. افشای اسناد مربوط به اپستین باعث شده چهره‌های قدرتمند و به‌اصطلاح محترم، در آمریکا و کشورهای دیگر، یکی پس از دیگری رسوا شوند.

بسیاری از نخبگان و افراد مشهور که پیش‌تر ادعا می‌کردند از فساد اخلاقی اپستین بی‌خبرند، اکنون دروغگو شده‌اند. به گزارش وال‌استریت ژورنال، چهره‌های شناخته‌شده‌ای مثل نوام چامسکی، استنلی پاتینگر، پیتر ماندلسون و مایکل وُلف، رابطه‌ با او را قطع نکرده‌اند؛ برعکس، مجدانه دلجویی‌ کرده‌اند، او را قربانی جلوه داده‌اند و حتی برای بازسازی تصویر عمومی‌اش به او مشاوره داده‌اند.

افشاگری‌ها همچنان ادامه دارند. شبکۀ سی‌ان‌ان روز جمعه گزارش داد جان فیلن (وزیر نیروی دریایی آمریکا) هم در سال ۲۰۰۶ به‌عنوان یکی از مسافران هواپیمای خصوصیِ اپستین ثبت شده است.

دیوید فارنهولد (خبرنگار نیویورک‌تایمز) به سی‌ان‌ان می‌گوید: "آنچه این رسوایی را به‌ویژه نگران‌کننده می‌کند، نقش مبهم و حیرت‌آور برخی میلیاردرهای حوزهٔ فناوری است؛ افرادی که تصمیماتشان قرار است در سال‌های آینده، زندگی همۀ ما را تحت تأثیر قرار دهد."

فارنهولد می‌گوید: "زمانی غول‌های فناوری را قهرمان می‌پنداشتیم؛ نوابغ جوانی که وعده می‌دادند جهان را جای بهتری کنند. اما حالا آشکار شده شکست‌ها، ناامنی‌ها و بحران‌های میانسالیِ این مردان، مستقیماً بر نحوهٔ ادارۀ شرکت‌هایشان سایه افکنده است. ما اشتباه کردیم که امیدهایمان را به این افراد گره زدیم."

امروز آن تصویر آرمانی رنگ باخته است. این چهره‌ها دیگر نماد امید نیستند؛ به نشانه‌ای هشداردهنده بدل شده‌اند و یادآور این واقعیت تلخ‌اند که قدرت، ثروت و نبوغ، تضمینی برای اخلاق‌ورزی و مسئولیت‌پذیری به همراه ندارند.

ترامپ و سندروم اوباما

یادداشت مترجم:

مقالهٔ مورین داود به رفتارها و اظهارات جنجالی ترامپ پرداخته است. نویسنده به خودشیفتگی، بی‌توجهی به اصول اخلاقی و استفاده از ابزارهای رسانه‌ای برای پیشبرد اهداف شخصی اشاره دارد. انتشار ویدیوی کارتونی که اوباماها را به شکل میمون نشان می‌دهد و با ترانهٔ «شیر امشب می‌خوابد» همراه شده، نمونه‌ای از اقدامات تحریک‌آمیز و نژادپرستانهٔ ترامپ است. این ویدیو بخشی از نظریات توطئه دربارهٔ انتخابات ۲۰۲۰ است، در تروث سوشال، رسانه شخصی رئیس‌جمهور ایالات‌متحده منتشر شده و نشان‌دهندۀ این است که ترامپ به شیوه‌های تهاجمی برای تخریب مخالفان و برجسته‌کردن خود دست می‌زند.

داود به اقدام ترامپ در اختصاص نام خود به مراکز فرهنگی، کشتی‌های جنگی و فرودگاه‌ها و فشار بر کنگره برای تغییر نام ایستگاه‌ها اشاره می‌کند. این اقدامات تصویر رئیس‌جمهوری را نشان می‌دهند که همیشه در تلاش است ردپای شخصی‌اش را در همهٔ حوزه‌ها به جای بگذارد و از قدرت برای تأمین منافع شخصی استفاده کند. چنین رفتاری، در کنار استفادهٔ مستمر از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی برای کنترل روایت عمومی، باعث شده نام «ترامپ» در بسیاری از محافل به نمادی منفی تبدیل شود و حتی هواداران و اعضای حزب جمهوری‌خواه را نگران کند.

علاوه بر این، داود نشان می‌دهد که ترامپ در مواجهه با مسائل اخلاقی و سیاسیِ حساس، از انحراف افکار عمومی و کوچک‌نمایی واقعیت استفاده می‌کند تا مسئولیت اقداماتش را کم‌رنگ کند. این رفتارهای تحریک‌آمیز، خودشیفتگی و بی‌توجهی به اصول سیاسی و اخلاقی، شمایلی از او ساخته که اعتبار شخصی و اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی و اجتماعی را به خطر می‌اندازد.

واکنش‌ها و پیامدهای سیاسی

رفتارها و اظهارات تحریک‌آمیز ترامپ به واکنش گستردهٔ مقام‌ها، رسانه‌ها و حتی اعضای حزب جمهوری‌خواه انجامیده است. انتشار ویدیوی کارتونی اوباما در کنار نظریه‌های توطئه، علاوه بر واکنش‌های عمومی، موجی از اعتراضات داخلی به راه انداخته است. تیم اسکات (تنها سناتور سیاه‌پوست جمهوری‌خواه)، این ویدیو را «نژادپرستانه‌ترین چیزی که تاکنون از کاخ سفید دیده» توصیف کرده و سناتور کیتی بریت تاکید کرده که چنین محتواهایی نباید منتشر شوند زیرا نمایانگر هویت ملی آمریکا نیستند.

این واکنش‌ها نشان می‌دهند رفتار ترامپ محدود به هوادارانش نیست و پیامدهای جدی در سطح سیاسی و اجتماعی دارد. انتشار چنین محتواهایی به تردید دربارهٔ شایستگی و توانایی ترامپ در حفظ استانداردهای اخلاقی و سیاسی دامن زده و حتی متحدان سابق را به واکنش واداشته است. فشار بر کنگره برای تغییر نام ایستگاه‌ها و استفاده از بودجه‌های تصویب‌شده، نمونه‌ای از کاربرد ابزارهای قانونی و سیاسی برای منافع شخصی است و بحران اعتماد به نهادها و مقررات را تقویت می‌کند.

علاوه بر این، رفتارهای ترامپ با رسانه‌ها نیز حاوی پیام‌های سیاسی و اجتماعی است. او در مواجهه با پرسش‌های حساس دربارهٔ جفری اپستین، با انحراف و کوچک‌نمایی مسائل، تلاش می‌کند پاسخگویی مستقیم را منحرف کند. چنین شیوه‌ای الگوی خطرناکی از مسئولیت‌گریزی در رهبری و سیاست عمومی است و نشان می‌دهد حتی رهبران منتخب می‌توانند از موقعیت خود برای پیشبرد منافع شخصی بهره ببرند، به جای آن‌که شفاف و پاسخگو باشند.

پیامدهای سیاسی این رفتارها، محدود به ترامپ نیست و اعتماد عمومی به نظام دموکراتیک، نهادهای دولتی و فرهنگ سیاسی را خدشه‌دار می‌کند. واکنش‌ها و اعتراض‌های داخلی، نشان از اهمیت اخلاق، شفافیت و مسئولیت‌پذیری در سیاست دارند، پیامدهای بلندمدت رفتار رهبران را برجسته می‌کنند و نشان می‌دهند حتی اقدامات فردی رهبر سیاسی می‌تواند تأثیر گسترده‌ای بر سیاست، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی داشته باشد.

ترامپ و سندروم اوباما

خودشیفتگی و ابزارهای قدرت

یکی از ویژگی‌های بارز ترامپ که مورین داود در مقاله‌اش برجسته می‌کند، خودشیفتگی شدید و تمایل مداوم به استفاده از قدرت برای منافع شخصی است. ترامپ قدرت رسمی را نه‌فقط برای مدیریت کشور، که برای تثبیت جایگاه شخصی و برجسته‌کردن نام خود به کار گرفته است.

داود تأکید می‌کند که چنین استفاده‌ای از قدرت، ابعاد اخلاقی و سیاسی گسترده‌ای دارد. وقتی رئیس‌جمهور از بودجهٔ عمومی یا موقعیت سیاسی برای اعمال نفوذ شخصی بهره می‌برد، اعتماد عمومی به نهادها و مقررات خدشه‌دار می‌شود. این رفتارها باعث می‌شوند تصمیم‌گیری‌های سیاسی در سایهٔ خودشیفتگی و منافع فردی قرار گیرند.

جد و جهد ترامپ برای حک‌کردن نامش در هر قلمرو، نوعی نمایش قدرت و کنترل روایت عمومی است که با هدف تثبیت جایگاه فردی و ایجاد تصویری قدرتمند و جاودانه از خود انجام می‌شود.

داود نشان می‌دهد خودشیفتگی ترامپ با شیوه‌های رسانه‌ای و اجتماعی ترکیب شده است. او از شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها برای برجسته‌کردن خود و تحقیر مخالفان استفاده می‌کند و این روش باعث شده نامش در بسیاری از محافل به نماد ناتوانی اخلاقی و سیاسی بدل شود. آمیزۀ قدرت سیاسی، نفوذ رسانه‌ای و خودشیفتگی فردی، الگوی رفتاری منحصر به فرد ترامپ را شکل می‌دهد و پیامدهای گسترده‌ای برای سیاست، اخلاق و اعتماد عمومی در آمریکا ایجاد می‌کند.

داود رفتارهای ترامپ را الگوی سیاسی خطرناکی می‌داند که از بحران اعتماد، عدم شفافیت و آسیب‌های اخلاقی عمیق در نظام سیاسی آمریکا برآمده است.

مسئولیت‌گریزی و انحراف افکار عمومی

یکی از موضوعات برجسته در تحلیل مورین داود، شیوهٔ ترامپ در مواجهه با مسائل حساس و اخلاقی است. او حین پرسش دربارهٔ ارتباطاتش با جفری اپستین، به‌جای پاسخگویی مستقیم و شفاف، با تاکتیک‌های انحرافی و کوچک‌نمایی مسئله، توجه افکار عمومی را منحرف می‌کند. ترامپ با عباراتی مثل «زمان آن رسیده گذشته را رها کنیم» سعی دارد پرسش‌های دشوار را کم‌اهمیت جلوه دهد و مسئولیتش را کاهش دهد. این رفتار، الگویی از مسئولیت‌گریزی رهبران سیاسی است به اعتبار فردی آسیب می‌زند و اعتماد عمومی به نظام سیاسی را تضعیف می‌کند.

داود نشان می‌دهد چنین الگوهایی محدود به رفتار شخصی ترامپ نیستند و با ابزارهای رسانه‌ای ترکیب می‌شوند. استفادهٔ مستمر او از شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها برای کنترل روایت عمومی، ایجاد ابهام و برجسته‌کردن خود، باعث شده حتی هم‌حزبی‌ها و متحدان نسبت به رفتارش نگران شوند. مسئولیت‌گریزی و کنترل روایت، توان افکار عمومی و رسانه‌ها برای ارزیابی شفاف و دقیق اقدامات رئیس‌جمهور را کاهش می‌دهد و بر سلامت دموکراسی اثر می‌گذارد.

داود به پیامدهای فرهنگی این رفتارها نیز اشاره می‌کند. حمایت‌های پنهان و آشکار افراد قدرتمند از ترامپ و رفتارهایش، هنجارهای اخلاقی و اجتماعی را دچار تزلزل می‌کنند و به عادی‌سازی رفتارهای غیرمسئولانه دامن می‌زنند. در نتیجه، جامعه و نهادهای سیاسی با چالش‌هایی فراتر از مواجهه با ترامپ روبه‌رو می‌شوند.

مسئولیت‌گریزی ترامپ، بخشی از الگوی سیستماتیک در مدیریت قدرت و تصویر عمومی است که پیامدهای عمیقی برای دموکراسی، سیاست و اعتماد اجتماعی دارد. رفتار او نمونه‌ای هشداردهنده از آسیب‌های تمرکز قدرت و فقدان پاسخگویی در رهبری سیاسی است.

انگیزه‌های ترامپ از تحقیر و تخریب شخصیت‌ها

یکی از الگوهای ثابت رفتار ترامپ، تحقیر و تخریب شخصیت مخالفان سیاسی، رسانه‌ها و حتی چهره‌های ملی است. مورین داود در این مقاله نشان می‌دهد این رفتارها بخشی از استراتژی مستمر ترامپ در تثبیت جایگاه شخصی، کنترل روایت عمومی و ارضای خودشیفتگی‌اش هستند. انتشار ویدیوهای تحقیرآمیز، اهانت به خبرنگاران و انتقادهای شدید از رقبای سیاسی، ابزارهایی هستند که به ترامپ امکان می‌دهند تصویر خود را برجسته و مخالفان را تضعیف کند. این رفتارها به او کمک می‌کنند توجه رسانه‌ها و افکار عمومی را به سمت خود معطوف کند و در عین حال، اعتبار و تصویر مخالفان را کاهش دهد.

یکی از دلایل این رفتار، ساختار شخصیتی ترامپ است که بر خودشیفتگی، تمرکز بر بازخورد مثبت و نیاز به تأیید مداوم تکیه دارد. تحقیر دیگران به او امکان می‌دهد خود را برتر، قوی‌تر و مسلط نشان دهد و هرگونه تهدید به جایگاه و شهرتش را خنثی کند. این اقدامات فشار روانی و سیاسی هستند که در سطوح مختلف، بر هواداران تا اعضای کنگره و متحدان، اثرگذار است و مقاومت احتمالی را کاهش می‌دهد.

مورین داود تأکید می‌کند که پیامدهای این رفتارها فراتر از تخریب شخصیت مخالفان است. این رفتارها باعث ایجاد بحران اعتماد، نوسان در ارزش‌های اخلاقی و افزایش تردید عمومی نسبت به شفافیت و عدالت در سیاست می‌شوند. فرهنگ سیاسی و اجتماعی، تحت تأثیر این الگوی رفتاری، ممکن است پذیرای عادی‌سازی توهین، تحقیر و نادیده‌گرفتن اصول اخلاقی شود.

به طور خلاصه، تحقیر و تخریب شخصیت‌ها خصیصۀ سیاسی ترامپ است و اثراتش بر سیاست، اعتماد عمومی و فرهنگ اجتماعی آمریکا عمیق و پایدار است.

ترامپ و سندروم اوباما

چرایی دشمنی پایدار رئیس‌جمهور کنونی با نخستین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آمریکا

دشمنی دونالد ترامپ با باراک اوباما پدیده‌ای چندلایه است که ریشه در عوامل شخصی، روانی، سیاسی، هویتی و نژادی دارد. واکنش تند ترامپ، فراتر از رقابت‌های حزبی معمول در سیاست آمریکا است. این خصومت، مسیر سیاسی ترامپ را شکل داده و به یکی از محورهای گفتمانی او در قدرت تبدیل شده است.

اوباما تضادی بنیادین با ترامپ دارد. او سیاست‌مداری تحصیل‌کرده، خونسرد و منضبط است که از مشروعیت نهادی و بین‌المللی برخوردار است؛ شخصیتی دارد که قدرت را با زبان، قانون و اجماع در هم آمیخته. ترامپ چه؟ از دل شهرت، تجارت، نمایشگری و تقابل دائمی با نهادها برخاسته است. برای ترامپ که سیاست را عرصه نمایش «خود» می‌بیند، سایۀ اوباما یادآور احترامی است که هرگز به دست نیامد.

خوارشدگی و غرور جریحه‌دارشده‌اش هم قابل‌توجه است. اوباما در سال ۲۰۱۱، در ضیافت خبرنگاران کاخ سفید، ترامپ را با لحنی طنزآمیز به خاطر ترویج نظریهٔ دروغینِ «اوباما متولد آمریکا نیست» تحقیر کرد. این لحظه برای ترامپ که به تصویر عمومی و سلطهٔ نمادین حساس است، ضربه‌ای حیثیتی بود. بسیاری از ناظران این رویداد را تلنگری می‌دانند که خصومت ترامپ را از سطح سیاسی فراتر برد و به کینه‌ای شخصی و پایدار بدل کرد.

عنصر نژاد را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. ترامپ با رهبری جنبش موسوم به «birther» عملاً مشروعیت نخستین رئیس‌جمهور سیاه‌پوست آمریکا را زیر سؤال برد. Birther، جریان سیاسی پرحاشیه‌ای بود که ادعا می‌کرد باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، در ایالات متحده متولد نشده و واجد شرایط ریاست‌جمهوری نیست. ادعای ترامپ بر این گمانه استوار بود که او در کنیا به دنیا آمده است. با اینکه گواهی تولد رسمی اوباما در هاوایی منتشر شد، این نظریهٔ توطئه سال‌ها در برخی محافل محافظه‌کار رواج داشت. دونالد ترامپ از چهره‌های برجسته‌ای بود که این ادعا را مطرح و تقویت کرد، هرچند بعدها رسماً پذیرفت اوباما در آمریکا متولد شده است.

این جنبش بی‌اساس بود و در بستری از اضطراب‌های نژادی در واکنش به تغییرات جمعیتی آمریکا شکل گرفته بود. اوباما برای بخشی از طرفداران ترامپ، نمادِ از دست‌رفتن «آمریکای قدیم» بود. ترامپ این احساس را به زبان آورد و سیاسی کرد.

میراث سیاسی اوباما برای ترامپ تهدیدآمیز بود. دستاوردهایی مانند قانون بیمهٔ درمانی، توافق هسته‌ای ایران و سیاست چندجانبه‌گرایی، نماد نظمی بودند که ترامپ می‌خواست آن را درهم بشکند. حملهٔ مداوم به این میراث، ابزاری برای بسیج پایگاه رأی بود و تلاشی برای پاک‌کردن نام اوباما از تاریخ سیاسی معاصر.

دشمنی ترامپ با اوباما بازتابی از وسواس او نسبت به قدرت، مشروعیت و هویت است. اوباما برای ترامپ آینه‌ای ناخوشایند است؛ یادآور این‌که قدرتِ پایدار از عقلانیت، خویشتن‌داری و پذیرش قواعد مشترک می‌آید، نه از هیاهو، تحقیر و خودبزرگ‌بینی. به همین دلیل، اوباما همچنان در ذهن و گفتار ترامپ حضوری پررنگ دارد؛ حضوری که بیش از هر چیز، از رقابتی آمیخته با حسادت سیاسی پرده برمی‌دارد.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: ترامپ ، اوباما ، سندروم
ارسال به دوستان