عصر ایران؛ مهرداد خدیر- از سخنان مختلف رییس جمهور پزشکیان در سفر اخیر به استان گلستان آنچه بیش از همه مورد توجه قرار گرفته این جملۀ اوست که وقتی "وقتی معاون وزیر بهداشت بودم زن و شوهر پزشکی در یک روستا تا دیروقت کار میکردند چون حقوق خوبی به آنها میدادیم. یعنی 6 هزار تومان حقوق میدادیم که معادل 6 هزار دلار بود. در حالی که الآن منِ رییس جمهور هزار دلار حقوق میگیرم."
این خاطره که در نشستی با مدیران علوم پزشکی استان گلستان بیان شده از منظرهای مختلف مورد توجه قرار گرفته و هر چند برخی از آنها در یادداشتی که نقل شده آمده اما از جنبههای دیگر هم قابل تأمل است:
1. فرض مقامات این است که متناسب با آن جلسه سخن میگویند اما عملا هر سخن آنان و در هر جا به مثابه آن است که در تریبون رسمی گفتهاند. این همان نکتهای است که محمود احمدینژاد یا نمیدانست یا خود را به ندانستن میزد و بیربطترین و گاه تحریکآمیزترین سخنان درباره انرژی هستهای را در روستایی دورافتاده و در جمع مردم آن سامان بیان میکرد حال آن که دیگر تفاوتی ندارد کجا سخنی را میگویند و همه جا منتشر میشود. خاصه وقتی دوربین و پخش مستقیم باشد. در این فقره هم مشخص نیست آقای پزشکیان سخنی خصوصی گفته یا با اطلاع از انعکاس گسترده بر زبان آورده است. بازتاب آن به گونهای بود که یورونیوز هم با تیتر حقوق هزاردلاری رییس جمهوری به موضوع افت ارزش پول ملی ایران پرداخته است.
2. مسعود پزشکیان در سال آخر دولت اول خاتمی معاون وزیر بهداشت بود و در دولت دوم ( 80 تا 84) وزیر بهداشت شد. بنابر این خاطرۀ او مربوط به سال 1379 است که قیمت دلار 813 تومان بوده است. جالب اینکه نرخ دلار در سالهای 80 و 81 به 800 تومان کاهش یافت. همان سالهایی که شیخ محمد یزدی در نماز جمعه تهران اصرار داشت توسعه اقتصادی مهمتر از توسعه سیاسی است و جریان راست مدام بر مطالبات معیشتی دامن میزد چون نگران توزیع قدرت و اطلاعات بودند.
3. قاعدتا منظور آقای پزشکیان از 6 هزار تومان 6 میلیون تومان است چون دلار یک تومانی که نداشتهایم و اگر این اشتباه را سهوی بدانیم باز هم باید گفت 6 هزار دلار در سال 1379 معادل 4 میلیون و 878 هزار تومان بوده نه 6 میلیون تومان و احتمالا همان هزار تومان را معیار گرفته است در حالی که دلار در سال 88 به هزار تومان رسید و خاتمی با 904 تومان تحویل داد. همین اشتباهات لفظی اما نشان میدهد موضوع ناگهان به ذهن رییس جمهور خطور کرده و از قبل متنی آماده نداشته است. مثل آنچه در جای دیگری درباره ساختوساز گفت و این که در حد طرحی خام مطرح کرده است.
4. دکتر پزشکیان مشخص نکرد دو نفر با هم 6 میلیون تومان معادل 6 هزار دلار میگرفتند یا هر کدام 6 هزار دلار. اگر با هم، دو نفر را که با یک نفر مقایسه نمیکنند و اگر هر نفر که سر به 12 هزار دلار در یک روستا میزده است!
5. از مقایسه حقوق 6 هزار دلاری پزشکی در روستا در 25 سال قبل با هزار دلاری رییس جمهوری در حال حاضر نتیجه گرفته که آن موقع خوب حقوق داده میشده در حالی که جسارتا سرنا را از سر گشاد آن نواختهاند چون در وهلۀ نخست نشان دهندۀ سقوط ارزش پول است.
فاجعه اصلی این است نه این که آن موقع خوب حقوق داده میشده و حالا نه. دوستی در وزارت کار میگفت جلسات تعیین دستمزد عملا صوری است و فرمول اصلی تا قبل از انفجار دلار 250 دلار ماه برای کارگران بود که با توجه به یارانههای غیر مستقیم قدرت خرید 500 دلاری برای کارگران و در کف ایجاد میکرد و از وقتی قیمت دلار تصاعدی شده امکان اعمال فرمول 250 دلاری نیست.
6. به یاد داریم که در نخستین کنفرانس خبری در شهریور 1403 یعنی تنها یک سالونیم قبل خبرنگاری از میزان دریافتی آقای پزشکیان پرسید و پاسخ داد: هفتاد هشتاد [میلیون] تومانی به حساب ما میریزند. آن موقع هزار دلار میشد 70 تا هشتاد میلیون تومان. آیا حقوق رییس جمهوری به دلار محاسبه میشود که همچنان هزار دلار میگیرد یا در جریان تصاعد قیمت دلار نیست؟ بعید است حقوق ریالی رییس جمهوری 160 میلیون تومان باشد!
7. آیا شدنی است که حالا هم با دلار 150 هزار تومانی به پزشکی در روستا 6 هزار دلار پرداخت شود؟ یعنی 900 میلیون تومان؟ منظور رییس جمهوری قطعا این نیست بلکه باید بگوید با افت ارزش پول و تشدید تورم دریافتیها به هیچ وجه کافی نیست. بسیار خوب! تصدقت. همین یعنی سیاستهایی باید تغییر کند. این را چرا نمیگویی؟
نه که نداند اما مطابق عادت مجلس میخواهد سخنی بگوید که به جایی برنخورد. استفاده مکرر از ضمیر "ما" در حالی که مسؤولیتی در قبال بسیاری از اتفاقات گذشته ندارد و طرح موضوع در قالب "چرا" به همین خاطر است وگرنه قاعدتا باید میگفت تحریمها و انزوا قدرت خرید را به شدت کاهش داده نه آن که بگوید خوب حقوق میدادیم و حالا کم شده. چون ایشان که انتظار ندارد رییس جمهور هم حالا با این دلار 6 هزار دلار بگیرد؟!
8. آقای پزشکیان که با شعار اجرای نهجالبلاغه به قدرت رسید (اگر واقعا قدرتی در اختیار داشته باشد) قاعدتا میداند مولا علی مطابق اقشار ضعیف زندگی میکرد و ایشان با آن الگو باید مطابق قانون کار دریافت کند اگر هم نه همان حقوق دانشگاه را مثل مرحوم مهندس بازرگان که حقوق استادی یا مرحوم رجایی که حقوق معلمی در حین نخستوزیری. ولی همین که حاق واقع را گفته باز قابل قبول است چون زهد او به درد مردم نمیخورد و اگرچه گفته اند ظلم بالسویه عدل است ولی فقر بالسویه ثروت نیست. منتها کاش در عرصههای دیگر هم از شعار خارج شود.
9. کاش ریالی میگفتند تا بدانیم مبنای محاسبه دلار چگونه بوده است؟ چون رییس کل قبلی بانک مرکزی میگفت قیمتهای غیر رسمی را قبول ندارد و واقعی نیست. میخواهیم بدانیم عالیترین مقام رسمی کشور (پس از رهبری و مطابق اصل 113 قانون اساسی) دلار را در چه قیمت محاسبه کرده است؟
10. اگر امکان کاهش دلار را ندارند با توجه به این که حقوق را کافی نمیداند طبعا باید افزایش دهد. از کجا؟ دستکم از بودجههای نهادهای شبه فرهنگی کم کند و بخشی از کاهش قدرت خرید را جبران کند.
عجالتا با ضمیرجمع (ما) به جای خطاب قرار دادن دیگران و جملات سؤالی مانند 16 سال نمایندگی یا نقد دوستان برای آن که بتواند امتیازی بگیرد و نقل خاطره از روزگار دلار هزار تومانی گرهی گشوده نشده.
اگر مطابق تعریف قانون اساسی عالیترین مقام رسمی کشور (پس از رهبری) است چرا شوراهای عالی فراتر از خواست و اراده او اعمال قدرت میکنند و اگر نماینده مردم در حاکمیت است (مثل 16 سالی که نماینده تبریز بود) چرا از جانب موکلین خود سخن نمیگوید و ادبیات او رسمی است ولو در لعاب عامیانه و دغدغه حاکمیتی او میچربد و اگر قدرت نزد او همان است که در نهجالبلاغه توصیف شده (اگر برای احقاق حق نباشد بیارزش همچون عطسه بز) چرا این قدر از رییس جمهور شدن خود میگوید و این که از شاگردی و کارگری و کشاورزی به اینجا رسیده و اگرهای دیگر که هیچ یک آب و نان نمیشود و قرار این بود که در قبال انجام دو خواست حکومت (ناترازیها و انرژی) برای 5 موضوع تدبیری اندیشد: زنان، سیاست خارجی، فضای مجازی، گزینشها و صدا و سیما و از این 5 فقره تنها اولی را انجام داده (مانع قانون موهن شده) و در بحث فضای مجازی به جای رفع فیلتر پیام رسانها کلیت اینترنت در مخاطره است و سه موضوع دیگر هم به جایی نرسیده است.
ملاحظه میفرمایید که قصه این نیست که 25 سال قبل و سال 79 خوب حقوق میدادند و حالا نه. قصه این است که هر سیاست و تصمیمی با افزایش نرخ دلار بلااثر و گاه به ضد خود بدل میشود و به خاطر همین بود که حسن روحانی میگفت آبِ خوردن ما هم به تحریمها ربط دارد و بدون اصلاحات اساسی دیگر امکان بهبود حاصل نیست.
مشکل دکتر پزشکیان این است که با مثال های غیر سیاسی میخواهد سیاست اعمال کند. حال آن که ریاست جمهوری مقامی کاملا و صددرصد سیاسی است و هر حرف او ولو غیر سیاسی، تفسیر سیاسی در پی دارد.
خاتمی با اینکه بی اختیار بود، طوری وانمود می کرد که انگار همه کاره است و چوب آن سپر بلا بودن را هم خورد.
پزشکیان اما طوری صحبت می کند که انگار هیچ اتفاق مهمی در کشور رخ نداده است، تا حتی عامی ترین مخاطب هم متوجه شود، درباره اتفاقات یک ماه گذشته، احتمال جنگ و تحریم های فلج کننده از او مطالبه نکنند.