فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۱۷۲۳
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۰ - ۳۰-۰۳-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۱۷۲۳
انتشار: ۱۳:۳۰ - ۳۰-۰۳-۱۴۰۵

عضو تیم مذاکره کننده آمریکا: ایران در جنگ پیروز شد اما ممکن است صلح را از دست بدهد

تنگه هرمز
اگر اعتماد به نفس بیش از حد ایران آن را به دنبال مجازات ایالات متحده در تنگه هرمز سوق دهد، نمی‌تواند شرایط پایداری را که برای حداکثر کردن شانس‌های بقای خود نیاز دارد، برقرار کند.

یک عضو تیم مذاکره کننده آمریکایی با ایران معتقد است ایران در جنگ 40 روزه اخیر پیروز شد، اما ممکن است در دوره مذاکره، امکان رسیدن به صلح را از دست بدهد.

به گزارش عصرایران، "نیت سوانسون" مدیر پروژه استراتژی ایران در اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک که  از سال 2022 تا 2025 به عنوان مدیر بخش ایران در شورای امنیت ملی دولت بایدن خدمت کرده و در بهار و تابستان 2025 نیز در تیم مذاکره‌کننده با ایران در دولت ترامپ خدمت کرده است، معتقد است جنگ 40 روزه موقعیت ایران را بهبود بخشید اما تهران باید بتواند از این فرصت برای رسیدن به صلح استفاده کند، بیش از اینکه تلاش کند جنگ را ادامه داده و به دنبال مجازات و تنبیه آمریکا باشد.

این تحلیلگر آمریکایی با نگارش مقاله ای در نشریه "فارن افرز" می نویسد: ایران در جنگ پیروز شد اما ممکن است صلح را از دست بدهد.

او نوشته: تهران آماده است تا بیش از حد از خود مایه بگذارد و این مساله امکان صلح را به خطر می اندازد.

وی نوشته است: هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل جنگ خود را علیه ایران در اواخر فوریه آغاز کردند، دولت تهران در موقعیت ضعف بی‌سابقه‌ای قرار داشت. دولت ایران پس از وقایع دی ماه 1404 با بحران‌های اقتصادی و زیست‌محیطی وجودی، کاهش قابلیت‌های دفاعی و آشفتگی داخلی و خارجی مواجه شد. اما پس از 40 روز جنگ و 2 ماه آتش‌بس لرزان، جمهوری اسلامی دست‌نخورده، جسورتر و مسلح به یک عامل بازدارنده جدید ظاهر شده است که به نظر می‌رسد حتی از تمام سلاح‌هایی که با حملات هوایی آسیب دیدند، قدرتمندتر است: کنترل آن بر تنگه هرمز.

گزارش فارن افرز

در اواخر آوریل، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، اذعان کرد که این تنگه به " سلاح هسته ای ایران" تبدیل شده است. اکنون جهان می‌داند که اگر ایران مورد حمله قرار گیرد، تنگه را خواهد بست و بازارهای انرژی در سطح جهانی را مختل خواهد کرد.

به طور ساده، دونالد ترامپ، هم جنگ و هم مذاکرات برای پایان آن را باخت. اما اگر تهران از حد خود فراتر برود، ممکن است صلحی را که پس از آن به وجود می‌آید، از دست بدهد. یادداشت تفاهم امضا شده بین ایران و ایالات متحده، حل و فصل بیشتر مسائل دشوار (از جمله محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران) را به یک دوره 60 روزه مذاکره موکول می‌کند.

اما وضعیت در تنگه هرمز بسیار دشوارتر از آنچه اکثر افراد تصور می‌کنند، خواهد بود. این یادداشت تفاهم زمینه عبور ایمن کشتی‌های تجاری به مدت 60 روز بدون هزینه فراهم خواهد کرد، در حالی که ایران و به احتمال زیاد ایالات متحده در تلاش هستند تا مدیریت پس از جنگ تنگه را تعریف کنند. اما چه توافق نهایی به دست آید یا نه، ایران به وضوح اعلام کرده است که قصد دارد محدودیت‌ها و هزینه‌های جدیدی را بر کشتی‌های تجاری که از تنگه عبور می‌کنند، پس از پایان دوره مذاکره اعمال کند. محمد باقر قالیباف مذاکره‌کننده ارشد ایران به صراحت گفت که "تنگه هرمز هرگز به وضعیت قبلی خود باز نخواهد گشت" و "طبیعتا، ما در ازای خدماتی که ارائه می‌دهیم، هزینه‌هایی را دریافت خواهیم کرد."

چارچوب دیپلماسی پس از جنگ: ایران جنگ را برده است

اینکه چرا چنین ترتیبی ایران را وسوسه می‌کند، قابل درک است. این کشور در طول جنگ آسیب‌های اقتصادی زیادی را متحمل شد و مشتاق است هرگونه تصور باقی‌مانده از ضعف خود را از بین ببرد. اما فشار برای حفظ وضعیتی که تنگه هرمز را به طور کامل برای تمام ترافیک دریایی بدون هزینه یا عوارض باز نمی‌کند، خطر تضعیف بازدارندگی تازه‌به‌دست‌آمده ایران را به همراه دارد و احتمال بازگشت به درگیری را بیشتر می‌کند.

این می‌تواند به طور دائمی حمل و نقل جهانی را مختل کند و با تسریع تلاش‌های جهانی برای یافتن مسیرهای جایگزین، هزینه‌هایی را که رقبای ایران در راه‌اندازی جنگ آینده با آن مواجه هستند، کاهش دهد. بنابراین، تنگه هرمز می‌تواند به کانون بی‌ثباتی پس از جنگ تبدیل شود. و درست همان‌طور که ترامپ برتری استراتژیک خود را هنگام آغاز جنگ بیش از حد ارزیابی کرد، تهران نیز ممکن است در حال حاضر که جنگ به پایان رسیده، همان اشتباه را مرتکب شود.

توافق یا عدم توافق

یادداشت تفاهم 14 ماده‌ای ایالات متحده و ایران، آتش‌بس‌های ناپایدار در ایران و لبنان را به رسمیت می‌شناسد، تایید می‌کند که ایران به دنبال سلاح‌های هسته‌ای نخواهد بود و متعهد می‌شود که ایالات متحده بلافاصله محاصره دریایی خود را پایان دهد و معافیت‌های وزارت خزانه‌داری را صادر کند که به ایران اجازه می‌دهد نفت خود را بفروشد. همچنین پارامترهای یک توافق نهایی فرضی را شامل می‌شود که شامل رفع کامل تحریم‌ها در ازای تحویل اورانیوم با غنای بالا و یک درک نامشخص مرتبط با غنی‌سازی آینده ایران است.

اما با وجود اینکه این سند به ازسرگیری حمل و نقل از خلیج فارس به دریای عمان، امتیازات هسته‌ای ایران و کاهش تحریم‌ها اشاره می‌کند، جزئیات آن را به تعیین نهایی واگذار می‌کند. و موانع قابل توجهی وجود دارد که احتمال رسیدن به یک توافق نهایی در مدت 60 روز - یا هرگز- را غیرمحتمل می‌سازد. واشنگتن صبر لازم برای تکمیل یک توافق هسته‌ای پیچیده که نیاز به تدابیر جدید نظارت و تایید دارد را نشان نداده است. رژیم تحریمی کنونی ایالات متحده علیه ایران، که در دوران ترامپ طراحی شده، به‌طور خاص برای جلوگیری از بازگشت به یک توافق هسته‌ای با استفاده از تعیین تحریم‌های همپوشان تحت چندین مرجع، به‌طور عمدی پیچیدگی‌های قانونی و بوروکراتیک را ایجاد کرده است. برای حل این مسائل به خلاقیت نیاز است.

رهبران جدید ایران همچنین ممکن است چیزی فراتر از یک توافق کوچک و معاملاتی با ایالات متحده نخواهند. آنها به تعهد ترامپ به یک توافق بزرگ اعتماد ندارند، با توجه به خروج او در سال 2018 از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) 3 سال پس از انعقاد آن و این واقعیت که ایالات متحده و اسرائیل اعضای خانواده رهبر جدید ایران از جمله پدر و خواهر او را به قتل رسانده اند. 

شرایط یادداشت تفاهم به نفع ایران است، اما فاصله بین شرایط نهایی که تهران و واشنگتن حاضر به پذیرش آن هستند ممکن است به قدری بزرگ باشد که دستیابی به یک توافق کامل غیرممکن شود. در نهایت، اسرائیل ممکن است از نفوذ خود برای مسدود کردن یا تضعیف یک توافق گسترده‌تر استفاده کند، به‌ویژه اگر آن طور که گزارش ها نشان می دهد شرایط به اندازه‌ای به ضرر آن باشد.

اما وضعیت تنگه هرمز بر همه این موارد سایه افکنده است. اگر توافق در مورد تنگه هرمز تثبیت نشود، جنگ به راحتی می‌تواند از سر گرفته شود. عدم بازگشت این آبراه بین‌المللی به وضعیت پیش از جنگ بدون مانع، پایدار نیست.

بازی با آتش

ایران به راحتی کنترل تازه به دست آمده خود بر تنگه هرمز را رها نخواهد کرد. در ماه مه، ایران یک مکانیزم جدید، یعنی "سازمان تنگه خلیج فارس (PGSA)، را برای مدیریت تنگه هرمز تاسیس کرد. به عنوان بخشی از این فرآیند، ایران به‌طور یک‌جانبه اعلام کرد که کنترل یک منطقه دریایی به‌طور قابل توجهی گسترش‌یافته (که به آب‌های سرزمینی عمان و امارات نزدیک می‌شود) را در دست دارد، و مقرر کرد که کشتی‌ها باید قبل از عبور از تنگه مجوز دریافت کنند و نشان داد که کشتی‌های نظامی غیر دوستانه حق عبور از این آبراه را ندارند. ایران همچنین به‌طور مداوم علاقه قوی خود را به درآمدزایی از تنگه ابراز کرده است.

ایران برنده جنگ: درآمدزایی از دسترسی دریایی جهانی

هیچ‌یک از این شرایط قبل از آغاز جنگ وجود نداشت. ترامپ بارها اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد ایران تنگه را تحت کنترل خود درآورد، اما رهبران ایرانی به رسانه‌ها و شرکای خارجی گفته‌اند که این کشور قصد دارد پس از دوره 60 روزه مذاکرات پس از تفاهم‌نامه ، درآمدهایی از طریق هزینه‌های زیست‌محیطی و خدمات جمع‌آوری کند.

 ایران پیشنهاد کرده است که PGSA به‌طور مشترک با عمان مدیریت شود. ایالات متحده به‌تازگی PGSA را به‌خاطر ارتباطاتش با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحریم کرده است. با این حال، از طریق تفاهم‌نامه، واشنگتن ممکن است در بلندمدت به تنگه هرمز که اساسا تحت کنترل سپاه پاسداران ایران است، تن دهد.

اگر ایران هزینه‌هایی بر تنگه هرمز وضع کند، نه تنها عواقب شدیدی برای حمل‌ونقل جهانی خواهد داشت، بلکه به تهران نیز آسیب خواهد زد. شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و دیگر شرکت‌های خارجی در پرداخت یا حتی هماهنگی با نهادی که توسط واشنگتن تحریم شده، تردید خواهند داشت. به‌طور کلی، PGSA با سپاه مرتبط است که خود نیز توسط اتحادیه اروپا، استرالیا، کانادا و دیگر کشورهای بزرگ تحریم شده است.

حتی اگر عمان به PGSA بپیوندد و ایالات متحده در نهایت طرح هزینه‌ها را تایید کند، یکی از شلوغ‌ترین نقاط تنگه‌های دریایی جهان ممکن است همچنان به‌طور موثر تنها برای شبکه کشتی‌های ایران، معروف به "ناوگان شبح"، و کشتی‌هایی که در برابر تحریم‌های آمریکایی و اروپایی مصون هستند، قابل دسترسی باشد. این پایانی غیرقابل قبول برای کشورهای حاشیه خلیج فارس و همچنین بخش زیادی از آسیا و اروپا است. یک دیپلمات اروپایی به‌تازگی به من گفت که در به‌کارگیری چین برای فشار به ایران در برابر اجرای چنین مکانیزمی تردید نخواهد کرد.

گسست بی‌ثباتی منطقه‌ای فراتر از پیروزی ایران در جنگ

این دینامیک تلاش‌های منطقه را برای یافتن مسیرهای جایگزین به‌منظور اجتناب از تنگه تسریع می‌کند؛ یک اقدام زمان‌بر و پرهزینه، اما ضروری اگر تنگه به‌طور کامل باز نباشد. اگرچه جنگ نشان داده است که یافتن مسیرهای جایگزین دشوار است، اما کشورهای حاشیه خلیج فارس انگیزه خواهند داشت تا زیرساخت‌های انرژی جدیدی توسعه دهند که تنگه را دور بزند. به همین ترتیب، مخالفت ایران با کشتی‌های نظامی که از تنگه عبور می‌کنند نیز غیرقابل قبول است. ایالات متحده و فرانسه هر دو دارای پایگاه‌های دریایی بزرگی در خلیج فارس هستند که تنها از طریق تنگه قابل دسترسی هستند و برای امنیت منطقه ضروری‌اند.

تیغ تنگه

ایران با یک انتخاب دشوار مواجه است. یا می‌تواند تنگه هرمز را به عنوان ابزاری برای کسب درآمد استفاده کند یا به عنوان یک تضمین امنیتی. اما احتمالا نمی‌تواند هر دو را انجام دهد. ارزش بازدارندگی این تنگه به طور کامل به اعتبار تهدید برای بستن آن بستگی دارد. به محض اینکه ایران سعی کند عبور از آن را به پول تبدیل کند یا به هر نحو جریان آزاد تجارت از طریق آن را مختل کند، قوی‌ترین استدلال علیه جنگ را تضعیف می‌کند: هزینه‌های مرتبط با حمله به ایران. و با دریافت هزینه، ایران به گروه بزرگی از حامیان جنگ‌طلب ایران در ایالات متحده و اسرائیل خوراکی برای بازگشت به جنگ فراهم کند.

تنگه هرمز تنها مساله‌ای نیست که آینده ایران پس از جنگ را شکل خواهد داد. به عنوان یک امضاکننده پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، ایران باید به تعهدات خود پایبند باشد و به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه دهد تا حضور خود را دوباره برقرار کند تا اطمینان حاصل شود که به طور پنهانی به دنبال سلاح هسته‌ای نیست.

ایران باید روابط خود را با همسایگانی که در جنگ آنها را مورد هدف قرار داد، بازسازی کند. و ایران باید به نارضایتی‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم خود رسیدگی کند، وگرنه ممکن است با ناآرامی‌های سیستماتیکی که کشور را در سی سال گذشته آزار داده، مواجه شود. اگر دولت تهران به پیروزی بر ایالات متحده در مذاکرات به عنوان یک نقطه پایانی پیروزمندانه نگاه کند، مرتکب اشتباه بزرگی خواهد شد. واقعیت این است که یک یادداشت تفاهم و حتی یک توافق گسترده‌تر بین ایالات متحده و ایران تنها اولین قدم‌های آن در یک مسیر چالش‌برانگیز است.

شش ماه پیش، اسرائیل و ایالات متحده در موقعیتی قابل تحسین بودند. هرچند ایران ضعیف شده بود، هرگز به طور کامل به خواسته‌های ترامپ، از جمله اینکه برنامه هسته‌ای خود را به طور کامل برچیده کند، تسلیم نمی‌شد. اما ممکن بود یک توافق گسترده را در نظر بگیرد که از جنگ جلوگیری کند و در ازای عقب نشینی های قابل توجهی در برنامه هسته‌ای و رفتار منطقه‌ای خود، تسهیلات لازم را فراهم کند.

اما تهران به جای بهره‌برداری از دستاوردهای نظامی جنگ 12 روزه در ژوئن 2025 برای ایجاد منافع استراتژیک بلندمدت، به سمت تشدید تنش با ایالات متحده و اسرائیل حرکت کرد. اکنون، ایران در یک دوراهی مشابه قرار دارد؛ آن‌ها معتقدند که در جنگ اخیر پیروز شده‌اند و احتمالا وسوسه خواهند شد که از مزیت خود استفاده کنند. اما به راحتی می‌توانند خود را به عقب برگردانند.

بیشتر جهان می‌خواهد تنگه هرمز بدون عوارض و هزینه‌ها دوباره باز شود. اما ترافیک دریایی بدون محدودیت که از طریق این تنگه عبور می‌کند، به نفع تهران نیز هست. ایران باید از تاریخ ایالات متحده درس بگیرد و از دستور رئیس‌جمهور آبراهام لینکلن به ژنرال‌هایش پس از تسلیم کنفدراسیون در آپوماتوکس پیروی کند: "به آرامی آن‌ها را آزاد کنید.."

به عبارت دیگر: از وسوسه‌ی اعمال حداکثر مجازات خودداری کنید. اگر اعتماد به نفس بیش از حد ایران آن را به دنبال مجازات ایالات متحده در تنگه هرمز سوق دهد، نمی‌تواند شرایط پایداری را که برای حداکثر کردن شانس‌های بقای خود نیاز دارد، برقرار کند. توانایی بستن تنگه، قوی‌ترین تضمین امنیتی است که جمهوری اسلامی تاکنون در اختیار داشته است؛ پایدارتر، معتبرتر و به‌طور فوری قابل استفاده‌تر از یک بازدارنده هسته‌ای. عاقلانه‌ترین کاری که تهران در حال حاضر می‌تواند انجام دهد، استفاده نکردن از آن است.

 

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان