یک انسانشناس زیستی که حرکت و عملکرد بدن انسان را مطالعه میکند، میگوید این موضوع را در یک صبح شلوغ بهخوبی درک کرده است. او هنگام برداشتن سکههایی که روی زمین ریخته بودند، متوجه شد هر انگشت نقش متفاوتی بر عهده دارد. شست و انگشت اشاره برای برداشتن سکههای کوچک به هم نزدیک میشدند، انگشت میانی به دلیل بلندتر بودن به سکههایی که دورتر افتاده بودند میرسید و انگشت حلقه و انگشت کوچک سکههای جمعشده را در کف دست نگه میداشتند.
به گزارش فرادید؛ این تجربه نشان داد که هر پنج انگشت مانند اعضای یک گروه با یکدیگر همکاری میکنند و تفاوت طول آنها دقیقاً به همین دلیل است.
بلندترین انگشت دست معمولاً انگشت میانی است. این انگشت مانند محور اصلی دست عمل میکند و به حفظ تعادل حرکات کمک میکند. همچنین طول بیشتر آن باعث میشود هنگام گرفتن اجسام، سایر انگشتها بهتر با آن همکاری کنند و جسم محکمتر در دست قرار بگیرد.
انگشت حلقه معمولاً کمی کوتاهتر از انگشت میانی است، اما این دو انگشت بیشترین نقش را در ایجاد قدرت دست دارند. هنگام حمل کولهپشتی، بلند کردن کیسههای خرید یا گرفتن دسته یک چوب یا ابزار، این دو انگشت بیشترین فشار را تحمل میکنند و باعث میشوند دست استحکام بیشتری داشته باشد.
انگشت اشاره کوتاهتر و انعطافپذیرتر است و راحتتر از سایر انگشتها بهطور مستقل حرکت میکند. به همین دلیل برای کارهای دقیق مانند اشاره کردن، تایپ کردن، فشار دادن دکمههای کوچک یا نوشتن با مداد بسیار مناسب است.
کوچکترین انگشت دست، انگشت کوچک است. با وجود اندازه کم، این انگشت نقش مهمی در حفظ تعادل دست دارد. زمانی که جسمی بزرگتر از کف دست، مانند بطری بزرگ آب، توپ بسکتبال یا یک کیسه سنگین را در دست میگیرید، همین انگشت به ثابت ماندن دست کمک میکند.
اما شست از همه متفاوتتر است. طول آن معمولاً حدود سهچهارم انگشت اشاره است، اما اهمیتش خیلی بیشتر از اینها است. مفصل ویژه شست به آن اجازه میدهد بچرخد و به سمت کف دست حرکت کند تا بتواند با همه انگشتهای دیگر تماس پیدا کند. به همین دلیل به آن «انگشت مقابل» گفته میشود. همین ویژگی باعث شده شست یکی از مهمترین بخشهای دست باشد و به کمک آن بتوانیم اجسام کوچک را بین انگشتان بگیریم یا آنها را با دقت جابهجا کنیم.
اگر شست وجود نداشت، بسیاری از کارهای روزمره مانند گرفتن قاشق و چنگال، باز کردن درِ ظرفها یا حتی برداشتن یک سکه بسیار دشوار میشد.
دست انسان در طول فرایند تکامل به ابزاری بسیار کارآمد تبدیل شده است. انسانهای نخستین برای بالا رفتن از درختان، ساخت ابزار، شکار و انجام کارهای مختلف به دستهای خود وابسته بودند. افرادی که دستهای مناسبتری برای گرفتن اشیا و انجام کارهای دقیق داشتند، شانس بیشتری برای زنده ماندن و انتقال ویژگیهای خود به نسلهای بعد داشتند.
برای نمونه، انسانها انگشت میانی بلند خود را با سایر میمونهای بزرگ مانند شامپانزهها و گوریلها مشترک هستند. این موضوع نشان میدهد که این ویژگی از مدتها پیش در روند تکامل اهمیت داشته است.
البته تکامل تنها دلیل تفاوت طول انگشتها نیست. پیش از تولد، ژنها مانند یک نقشه زیستی مشخص میکنند استخوانهای دست چگونه رشد کنند، هر انگشت چه اندازهای داشته باشد و مفصلها و تاندونها چگونه شکل بگیرند. حتی تغییرهای بسیار کوچک در عملکرد این ژنها میتواند باعث شود طول انگشتهای افراد با یکدیگر متفاوت باشد.
هورمونهایی مانند تستوسترون و استروژن نیز در رشد استخوانهای انگشتان نقش دارند و از دوران جنینی تا کودکی و نوجوانی بر نسبت اندازه انگشتها تأثیر میگذارند.
به همین دلیل اعضای یک خانواده معمولاً دستهایی شبیه هم دارند، اما هیچ دو انسانی دقیقاً انگشتهایی کاملاً یکسان ندارند. در کنار عوامل زیستی، تجربه و تمرین نیز اهمیت دارد. هرچه بیشتر از دستهای خود برای نوشتن، پرتاب کردن توپ، نواختن ساز یا انجام کارهای مختلف استفاده کنیم، هماهنگی و توانایی آنها بیشتر میشود.
در نهایت، هیچ دلیل واحدی برای تفاوت طول انگشتهای دست وجود ندارد. این ویژگی حاصل همکاری تکامل، ژنها، هورمونها و رشد بدن است. نتیجه این فرایند، دستی است که هر انگشت آن اندازه، شکل و وظیفهای متفاوت دارد و همین تفاوتها به انسان امکان میدهد از گرفتن محکم اجسام سنگین گرفته تا انجام ظریفترین حرکات را با دقت انجام دهد.