فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۷۴۰۸
تاریخ انتشار: ۱۲:۳۴ - ۲۳-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۷۴۰۸
انتشار: ۱۲:۳۴ - ۲۳-۰۴-۱۴۰۵
کتاب خوانی: «پارادوکس دموکراتیک»

نگاهی به اندیشه فلسفی «شانتال موف»: به دنبال دموکراسی رادیکال

پارادوکس دموکراتیک اثر شانتال موف
ایده‌ مبدعانه شانتال  «موف» این است که امر سیاسی پدیده‌‌ای حول رقابت است. ما با دشمن طرف نیستیم بلکه با «رقیب» طرف هستیم که یک «دیگریِ» جذب‌ناشدنی است ضمن آنکه قرار نیست رقابت به حذف رقیب منجر شود.

عصر ایران؛ علیرضا سلطانی؛ مدرس و عضو هیات علمی دانشگاه - وقتی «شانتال موف» و «ارنستو لاکلائو» در سال 1985 کتاب سترگ «هژمونی و استراتژی سوسیالیستی» را نوشتند، «موف» تازه وارد چهل‌سالگی شده بود. همین نشان می‌دهد که او چه ذهن دقیق و منظم و هوشمندی داشته است. کتاب مذکور هنوز هم در زمره  یکی از اولین و بزرگ‌ترین منابع آغازین اندیشه پسامارکسیستی قرار دارد. 

مراجعه به مقالات پژوهشی نشان می‌دهد که اقبال خوبی به نظریه این دو اندیشمند (یعنی نظریه  گفتمان) وجود دارد. کارکرد این نظریه را نمی‌توان منحصر به عرصه  علوم سیاسی دانست بلکه آثار و کتاب‌ها و رساله‌ها و مقالات متعددی در سایر حوزه‌های علوم انسانی همچون روابط بین‌الملل، علوم ارتباطات، جامعه‌شناسی سیاسی، اقتصاد توسعه، مدیریت رسانه و خیلی عرصه‌های دیگر با استعانت از این نظریه تدوین و منتشر شده است. 

جامعه  علمی ما در اوایل دهه  1380 با این نظریه آشنا شد ولی تا سالها بعد ترجمه‌ نوشتارهای دست اول این دو متفکر چندان در دستور کار نبود؛ کما اینکه این زن و شوهر هرکدام کار فکری خود را به طور مستقل در عرصه‌های دیگری دنبال کردند اما متاسفانه «موف» در ایران هنوز نتوانسته از زیر سایه  لاکلائو خارج شود؛ حال آنکه خود دانشمندی سترگ و تاثیرگذار و البته مستقل است. 

کار فکری «موف» در چه حوزه‌ای بوده است؟

شانتال موف (Chantal Mouffe؛ زادهٔ ۱۷ ژوئن ۱۹۴۳) یک تحلیل‌گر و نظریه‌پرداز سیاسی و فمینیست اهل بلژیک است 
شانتال موف

«موف» بعد از همکاری با لاکلائو، در تغییر مسیر کار فکری خود به مفهوم «امر سیاسی» و تمایز آن  با «سیاست» پرداخت. این تمایز نه به معنای صرفاً جدایی بلکه درهم‌تنیدگیِ آنها هم هست. منظورش از «امر سیاسی» ارجاع به بُعد آنتاگونیسم و تخاصم است که ذاتیِ روابط انسانی است.

از سوی دیگر «سیاست» بیانگر ترکیب دسته‌جمعی و گروهی پرکتیس‌ها، گفتمان‌ها و نهادهایی است که به دنبال ایجاد وتثبیت یک نظم مشخص و سازماندهی همزیستی انسانی ذیل شرایطی است که همواره بالقوه در معرض تعارض  است چراکه تحت تاثیر بُعد «امر سیاسی» است.

این وضعیت «آنتاگونیسمی» که بیانگر تضاد و ستیز میان نیروهای سیاسی رقیب است، نقش مهمی در اندیشه  «موف» دارد. او در کتاب «بازگشت امر سیاسی» نوک تیز انتقادهای خود را متوجه مفهوم دموکراسی در نظام‌های دموکراتیک می‌کند. او و لاکلائو در کتاب «هژمونی و ...» به دنبال ایده  «دموکراسی رادیکال» هستند.

عنوان فرعی آن کتاب هم این است: «به سوی سیاست‌ورزی رادیکال دموکراتیک». به همین خاطر گفته می‌شود که  «موف» به دنبال شالوده‌شکنی از دموکراسی‌های نوین است؛ چرا که می‌خواهد دموکراسی‌های موجود را «دموکراسی‌زدایی» کرده با این هدف که آن را در فضایی «پسادموکراتیک» صورت‌بندی مجدد کند.

 هژمونی و استراتژی سوسیالیستی اثر لاکلائو و موف
هژمونی و استراتژی سوسیالیستی

«شانتال موف» در کتاب مذکور تلاش می‌کند نشان دهد که گفتمان اندیشه  لیبرالی عملاً «امر سیاسی» را به فراموشی سپرده و اکنون بازگشت امر سیاسی می‌تواند به‌مثابه  همزیستی مسالمت‌آمیز قطب‌های متعارض و ستیزنده در گستره  نظام‌های دموکراتیک محسوب شده و همسویی و پویایی مثبت و مقبولی پدید آورد. 

در همین خصوص نیز یکی دیگر از ابعاد اندیشگانی «موف» شکل می‌گیرد. او به سراغ مفهوم «آنتاگونیسم» رفته و تلاش می‌کند ذیل رویکرد واسازی دریدا، آن را ساختارزدایی کند؛ بدین صورت که از «آگونیسم متکثر» صحبت می‌کند. از منظر این رویکرد اساساً هدفی جز دگرگونی آنتاگونیسم و تبدیل آن به یک وضعیت دیگر به نام «آگونیسم» وجود ندارد. این اقدام مستلزم تدارک مجاری و کانال‌هایی است که شورهای جمعی  راهی برای بروز و ظهور پیدا کرده و امکان مکفی برای هویت‌مندی داشته باشند و در عین حال با رقبای خود همچون دشمن رفتار نکنند و رقیب را در قامت مخالف ببینند.

یکی از نکات کلیدی در تز پلورالیزم آگونیستی آن است که مواجهات آگونیستی نه‌تنها هرگز هیچ خطری برای دموکراسی ندارد بلکه چنین مواجهه‌ای شرط حضورِ آن نیز هست. خاص‌بودگی دموکراسی مدرن در این است که مناقشات موجود را به رسمیت شناخته و آن را مشروع می‌داند و هرگز در این مقام برنمی‌آید که بخواهد آن مناقشات و منازعات را با توسل به یک نظم اقتدارگرایانه سرکوب کند. 

پلورالیسم آگونیستی به صورتی که  «موف» مدنظر دارد، تلاشی است برای عملی کردن آنچه به تعبیر ریچارد رورتی «بازتوصیف» مبنای خود-فهمی رژیم لیبرال دموکراتیک است. تاکید بر روی اهمیت به‌رسمیت‌شناختن بعد ستیزه‌جویانه است. اینجا نیز جلوه  دیگری از اندیشه  «شانتال موف» ظاهر می‌‌شود.

ارنستو لاکلائو ( Ernesto Laclau؛ ۶ اکتبر ۱۹۳۵ – ۱۳ آوریل ۲۰۱۴) فیلسوف و تئوریسین سیاسی مارکسیست اهل آرژانتین بود
ارنستو لاکلائو

او معتقد است این بُعد آنتاگونیستی را هرگز نمی‌توان کاملا حذف کرد ولی می‌توان آن را رام و مهار و پالایش کرد. مثلاً اندیشمندانی چون هابرماس (که اتفاقاً او را در روزهای ابتدایی همین جنگ 40 روزه از دست دادیم) قائل به این اصل نیستند که خشونت را نمی‌توان ریشه‌کن ساخت. اینکه تفاوت‌ها را همزمان هم به‌مثابه شرط امکان تأسیس وحدت و تمامیت؛ و هم به‌عنوان مؤسس محدودیت‌های ذاتی بدانیم، به معنای آن است که مجبور هستیم بپذیریم آن «غیریت»  و «دیگربودگی» اساساً ریشه‌کن‌ناشدنی هستند.

 «موف» از طیفی نام می‌برد که دو اندیشمند در دو نقطه‌ی حدّی از آن ایستاده‌اند. ایستار کارل اشمیتی که معتفد است هویت و آگاهی انسان وایسته به تمایز است و نه پذیرش «دیگری». متقابلاً ایستار آرنتی اما به امر سیاسی همچون عرصه‌ی تعامل و مفاهمه می‌نگرد. به همین خاطر است که تمایز اشمیتی به تفکیک دوست و دشمن می‌انجامد و معیاری همیشگی برای امر سیاسی به دست می‌دهد. اما  «موف» می‌گوید این معیار اساساً بی‌زمان و بی‌مکان است. 

ایده‌ مبدعانه شانتال  «موف» این است که چشم‌انداز نوینی میان این دو حدّ مرزی می‌گشاید؛ بدین‌صورت که امر سیاسی پدیده‌‌ای حول رقابت است. ما با دشمن طرف نیستیم بلکه با «رقیب» طرف هستیم که یک «دیگریِ» جذب‌ناشدنی است ضمن آنکه قرار نیست رقابت به حذف رقیب منجر شود. آن «دیگری» همواره جزئی جدایی‌ناپذیر از یک هویت است. بدون آن «دیگری» نمی‌توان معنایی برای هویت قائل شد. اینجا است که  «موف» به سراغ ایده‌ «مکملیت» دریدا می‌رود. 

 

برداشت  «موف» از امر سیاسی به دلیل ضدیت با ذات‌انگاری و همچنین مبناانگاری، قطعاً یک برداشت پست‌مدرن است. شکی نیست که «موف» از ویتگنشتاین هم متاثر است. این «زمینه‌گرایی» که در اندیشه‌های فیلسوفانی چون رورتی و والزر متجلی شده، در مفصل‌بندی ایده‌های موف به کار گرفته می‌شود. قرار نیست یک دیدگاه جهان شمول‌گرایانه وجود داشته باشد که با ابتنا به آن بتوان دست به قضاوت زد. 

«موف» تاکید و تصریح می‌کند که امکان ندارد به یک جامعه  آشتی‌جویانه رسید. اینجا است که «موف» با ایده‌های راولز و هابرماس و اشمیت گلاویز می‌شود. وقتی راولز از «عدالت به‌مثابه‌ انصاف» یاد می‌کند هدفش این است که اجماعی بر سر «عقل عمومی» پدید آورد که محتوایش برخاسته از یک مفهوم سیاسی از عدالت باشد. 

«موف» نشان می‌دهد که هم انگاره  راولزی و هم مدل دموکراسی مشورتی (خصوصاً وجه هابرماسی آن)، هر دو در مقام انکار بُعد تصمیم‌ناپذیری و همچنین بُعد ریشه‌کن‌ناشدنی آنتاگونیسم هستند. این دو بُعد درواقع برسازنده و مؤسس و مقوم امر سیاسی هستند. در این مدل، دسترسی به یک حوزه عمومی غیرانحصاری عملاً به صورت پیش‌فرض موردقبول قرار گفته و اجماع عقلانی نیز در همین حوزه محقق می‌شود.

چشم‌انداز تکثرگرایی آگونیستی از منظر «شانتال موف» این است که نیل به اجماع بدون حذف و طرد، امکان‌پذیر نیست و این را بنیان مهمی در عرصه  سیاست دموکراتیک می‌داند. این چشم‌انداز هشدار می‌دهد که نباید اسیر این توهم شویم که دموکراسی کامل و  100درصدی قابل دستیابی است. ما باید منازعات و مرافعات دموکراتیک را همواره زنده نگاه داشته و به اختلاف عقاید نیز مجال بروز و ظهور بدهیم.

پارادوکس دموکراتیک

هرچند «شانتال موفه» این کتاب را در سال 2000 نوشته است اما تیزهوشی او تا بدان حد بود که دو پیش‌بینی بزرگ مطرح کرد که اینک هر دو محقق شده است. 

ابتدا اینکه معتقد بود صورت‌های افراطی فردگرایی ترویج زیادی پیدا خواهند کرد و آن را تهدیدی فراروی بافتار اجتماعی محسوب کرد. از سوی دیگر امکان این‌همانی (همذات‌پنداری) با مفاهیم ارزشمند شهروندی از بین خواهند رفت و لذا خیلی از مردم به طور فزاینده به دنبال سایر فُرم‌ها و صورت‌های همذات‌پنداری جمعی می‌روند. ناگفته پیدا است که اکنون پیوندهای مدنی که باید یک اجتماع سیاسی دموکراتیک را یکپارچه و متحد نگاه دارد در معرض خطر است. او در همین کتاب می‌گوید که رشد بنیادگرایی‌های مذهبی، اخلاقیاتی و قومیتی را می‌توان از همین منظر توجیه کرد.

دوم آنکه پیش‌بینی کرد نقش احزاب پوپولیستی دست‌ راستی به شدت افزایش می‌یابد. ادعاهای احزاب پوپولیست این است که نخبگان مدرن عملاً اقشار مردمی را تحقیر و مذمت کرده و آنها را مرتجع و منحط قلمداد می‌کنند و حق حاکمیت بر مردم را فقط منحصر به خود می‌دانند. اتفاقات همین یکی دو هفته اخیر در آلمان و در فرانسه گویای صحت این پیش‌بینی است.

مطالعه‌ی اثر برجسته‌ی «شانتال موف» می‌تواند برای همه‌ی علاقه‌مندان و دانشجویان و اساتید حوزه‌ی علوم سیاسی، فلسفه، جامعه‌شناسی و فلسفه‌ی سیاسی مفید واقع شود. 

کتاب «پارادوکس دموکراتیک» در 170 صفحه و با ترجمه‌ دکتر پویا نعمت‌اللهی از سوی مؤسسه‌ی انتشاراتی لوگوس منتشر شده است .

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
هشدار یک منبع امنیتی ایرانی به ترامپ؛ در صورت حمله به کوه کلنگ، «پاسخی ویرانگر» دریافت خواهید کرد ستون دود امروز در فردیس حادثه امنیتی نبود/ یک تعمیرگاه سوخت به سفارش ترامپ، خواهر لیندسی گراهام جای برادرش را در سنا گرفت آغاز پرداخت وام کم‌بهره برای احداث نیروگاه‌های خورشیدی خانگی جزئیات پرداخت خسارت به مشترکان برق مرحله چهارم ثبت‌نام در طرح مسکن استیجاری زوج‌های جوان بورس در سراشیبی سقوط/ بازار سهام ۷۴ هزار واحد دیگر عقب نشست اتصال شبکه برق ایران به روسیه از مسیر آذربایجان شرایط دریافت وام ۴۰۰ میلیونی برای احداث نیروگاه خورشیدی وقتی 4 چرخ کافی نبود؛ 10 خودروی 6 چرخ که باور نمی کنید واقعا ساخته شده اند (+تصاویر) قیمت جهانی طلا امروز 1405/4/23 مردان نسبت به زنان ۱۰ تا ۱۵ سال زودتر به بیماری‌های قلبی دچار می‌شوند قیمت نفت به بیش از 86 دلار رسید کشف راز استحکام شگفت‌انگیز بتن رومی در توالت ۱۹۰۰ ساله ۷ توصیه کلیدی تابستانی به والدین برای فراغت فرزندان
نظرسنجی
قهرمان جام جهانی 2026 به پیش بینی شما؟