فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۷۸۳۸۶
تاریخ انتشار: ۲۰:۵۴ - ۲۹-۰۴-۱۴۰۵
کد ۱۱۷۸۳۸۶
انتشار: ۲۰:۵۴ - ۲۹-۰۴-۱۴۰۵
پادکستی درباره کتاب / با ما بخوانید

گوزن هایی که جنگیدند (+صدا)

ع
گویا مسعود کیمیایی تصور نمی‌کرد مأمور فرهنگی ساواک هم اهل مطالعه باشد و دمیان را خوانده باشد. مأمور، سیلی محکمی هم به صورت او می‌زند.

عصر ایران ؛ علی نجومی ــ چند روز پیش مشغول گشت‌وگذار در اینستاگرام بودم که ویدیویی نظرم را جلب کرد. مصاحبه‌ای بود از احمد نجفی، بازیگر قدیمی و باسابقه سینما و تلویزیون. احمدخان از سابقه دوستی طولانی‌اش با مسعود کیمیایی گفت و بعد شروع کرد به تعریف کردن خاطره‌ای بامزه و کمی عجیب.

پادکست را این‌جا بشنوید

سال ۱۳۵۳، وقتی فیلم گوزن‌ها ساخته مسعود کیمیایی در تالار رودکی تهران و در بخش مسابقه جشنواره فیلم تهران اکران شد، استقبال تماشاگران آن‌قدر زیاد بود که زنگ خطر برای مأموران ساواک به صدا درآمد. قرار نبود یک فیلم سیاسی در آن فضای پلیسی این‌گونه بدرخشد و مردم نام قهرمان‌های فیلم، یعنی «قدرت» و «سید»، را با بازی بهروز وثوقی و فرامرز قریبیان فریاد بزنند.

بنابراین، مسعود کیمیایی به ساواک احضار می‌شود و شخص تیمسار نصیری، رئیس وقت ساواک، به او می‌گوید که باید با نظر مأموران ساواک پایان فیلم را تغییر دهد.

در جلسه بررسی پایان‌بندی، وقتی مسعود کیمیایی حسابی زیر سؤال می‌رود که منظورش از ساختن این فیلم چه بوده، ناگهان از جا بلند می‌شود و می‌گوید:
«بابا، به خدا این را بر اساس یک داستان خارجی ساختم؛ به اسم دمیان، نوشته هرمان هسه.»

گویا مسعود کیمیایی تصور نمی‌کرد مأمور فرهنگی ساواک هم اهل مطالعه باشد و دمیان را خوانده باشد. مأمور، سیلی محکمی به صورت او می‌زند و می‌گوید:
«مرتیکه! فکر کردی فقط خودت کتاب می‌خوانی؟ فیلم تو چه ربطی به دمیان هرمان هسه دارد؟»

در نهایت، مسعود کیمیایی مجبور شد پایان فیلم را تغییر دهد تا ساواک اجازه اکران عمومی آن را صادر کند.

اما واقعاً چه ارتباطی میان گوزن‌ها، این شاه‌بیت سینمای ایران، و دمیان، شاهکار روان‌شناختی هرمان هسه، وجود دارد؟

شاید بهتر باشد ابتدا کمی درباره خود هرمان هسه صحبت کنیم.

هرمان هسه اصالتاً آلمانی بود و در سال ۱۸۷۷ به دنیا آمد. هم پدرش و هم مادرش در کار نشر کتاب بودند و پدربزرگش نیز کتابخانه‌ای بسیار بزرگ و مشهور داشت. پدر و مادر هرمان مدتی به عنوان مبلغ مذهبی در هندوستان زندگی کرده بودند و مادرش نیز در همان‌جا به دنیا آمده بود. همین موضوع باعث شد هرمان از کودکی با مفاهیم و اندیشه‌های هندو، بودایی و به طور کلی تفکرات شرقی آشنا شود.

از مجموعه پادکستی درباره کتاب / با ما بخوانید : ماجرای ترانه مرا ببوس و دکتر علی شریعتی را این‌جا بشنوید

او از همان دوران کم‌کم گوشه‌گیر شد و انگار در عوالم دیگری سیر می‌کرد. تا اینکه در نوجوانی او را به یک مدرسه مذهبی پروتستان فرستادند. خدا می‌داند چه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفت از مدرسه فرار کند. بسیاری معتقدند فضای خشن مدرسه عامل این تصمیم بود. به هر حال، پدر و مادرش به این نتیجه رسیدند که حال روحی فرزندشان اصلاً خوب نیست، اما برای درمان او تصمیم عجیبی گرفتند؛ هرمان را نزد یک جن‌گیر بردند.

معلوم نیست آن جن‌گیر چه بلایی بر سر هرمان آورد که او دست به خودکشی زد. البته خوشبختانه زنده ماند و بعدها، مانند پدر و مادرش، به دنیای کتاب و نشر روی آورد.

همین تجربه‌ها شاید مهم‌ترین عامل شکل‌گیری ایده شاهکارش، یعنی دمیان، بود.

دمیان روایت زندگی نوجوانی به نام امیل سینکلر است. در ظاهر همه‌چیز مرتب است؛ امیل به مدرسه‌ای مجهز می‌رود، درس‌هایش را خوب می‌خواند و اصلاً نمی‌داند شیطنت یعنی چه. اما یک حادثه تعادل زندگی او را به هم می‌زند.

روزی امیل همراه چند نفر از هم‌مدرسه‌ای‌هایش نشسته بود و هرکدام از کارهای عجیب و آتش‌هایی که به پا کرده بودند تعریف می‌کردند. نوبت به امیل که رسید، همه می‌دانستند از او آرام‌تر و سربه‌راه‌تر پیدا نمی‌شود و احتمالاً حرفی برای گفتن ندارد. اما معلوم نیست چه شد که شروع کرد به داستان‌سرایی درباره دزدیدن انگورهای باغ یکی از اهالی شهر.

آن‌قدر داستان را طبیعی تعریف کرد که هیچ‌کس شک نکرد دروغ می‌گوید. امیل هم در دلش خوشحال بود که چه داستانی ساخته است. اما چند لحظه بعد، پسر شرور مدرسه، فرانتس کرومر، جلو آمد و گفت:
«می‌دانی صاحب آن باغ فهمیده مدتی است از باغش دزدی می‌شود؟ برای همین دو مارک جایزه گذاشته تا هر کس دزد را معرفی کند.»

و این، آغاز باج‌گیری‌های کرومر از امیل بود.

اما داستان به همین سادگی‌ها نیست. امیل برای تهیه پول مجبور می‌شود دست به دزدی بزند و انگار در سراشیبی تند گناه و بزهکاری سقوط می‌کند. درست در همین زمان، هم‌کلاسی‌اش، دمیان، وارد داستان می‌شود. جالب است بدانید نام «دمیان» از نظر ریشه‌شناسی شباهتی به واژه «شیطان» در زبان آلمانی دارد.

دمیان تلاش می‌کند به امیل شهامت بدهد تا در برابر کرومر بایستد. اما امیل همچنان مرعوب تهدیدهای اوست. سرانجام دمیان به این نتیجه می‌رسد که آموزه‌های مسیحی، روح امیل را بیش از حد مطیع و ضعیف بار آورده است. به همین دلیل، داستان هابیل و قابیل را برایش از زاویه‌ای متفاوت روایت می‌کند و می‌گوید:
«فریب روایت رایج کتاب مقدس را نخور؛ حق با قابیل بوده است. انسان قدرتمند حق دارد انسان ضعیف را از میان بردارد. حالا اگر می‌خواهی ضعیف باشی و زیر پا له شوی، انتخاب با خودت است.»

از اینجا به بعد، امیل وارد هزارتویی از مفاهیم و تجربه‌هایی می‌شود که بازتابی از تجربه‌های شخصی هرمان هسه است؛ تجربه‌هایی که میان رؤیا و واقعیت در نوسان‌اند.

برای مثال، امیل تصویری از دختری به نام بئاتریس می‌کشد، اما این تصویر به‌تدریج تغییر می‌کند و به چهره دمیان و سپس خود امیل تبدیل می‌شود. یا با مادر دمیان، زنی به نام حوا، آشنا می‌شود؛ زنی که همواره در رؤیاها و خواب‌های امیل حضور دارد و او مانند روحی سرگردان در جست‌وجویش است.

در پایان کتاب، وقتی راز این رؤیاها آشکار می‌شود، خواننده درمی‌یابد که امیل طی سال‌های روایت داستان، تجربه‌ای عمیق و خلسه‌آور را از سر گذرانده است؛ گویی جنینی است که فضای امن رحم مادر را ترک می‌کند و به دنیای هولناک واقعیت پرتاب می‌شود. با این تفاوت که اکنون می‌داند چه چیزی واقعیت است و چه چیزی تنها رؤیاست.

پیش از آنکه به جمع‌بندی برسم، بد نیست بگویم این کتاب را عبدالحسین شریفیان، مترجم توانای بوشهری، ترجمه کرده و انتشارات اساطیر آن را منتشر کرده است.

البته خسرو رضایی و محمد بقایی (ماکان) نیز ترجمه‌هایی از دمیان ارائه کرده‌اند، اما در این پادکست، مرجع ما ترجمه عبدالحسین شریفیان بوده است.

خب، برسیم به نکته پایانی.

یادتان هست که درباره تجربه‌های روحی سخت هرمان هسه در نوجوانی و جوانی صحبت کردم؟ مدتی بعد، وقتی زندگی او کمی آرام گرفت، با روان‌کاو مشهور، کارل گوستاو یونگ، آشنا شد. یونگ خیلی زود متوجه آشفتگی‌های ذهنی هسه شد و پیشنهاد داد او را تحت درمان قرار دهد. هسه هم این پیشنهاد را پذیرفت.

یونگ با بهره‌گیری از مفاهیم ناخودآگاه جمعی و نمادهای تکرارشونده، رؤیاهای هسه را تحلیل کرد. او کهن‌الگوها را بر اساس ماندالا، یا همان دایره‌های کیهان‌نما، تفسیر می‌کرد. برای مثال، توضیح می‌داد که تخم‌مرغ و پرنده، که در دمیان نقش مهمی دارند، در رؤیا چه معنایی پیدا می‌کنند و چگونه می‌توانند در درمان آشفتگی‌های روحی مؤثر باشند.

از نگاه یونگ، منشأ بسیاری از مشکلات روانی، بیش از آنکه فردی باشد، ریشه‌ای جمعی و اجتماعی دارد. او معتقد بود رابطه انسان با جامعه و اطرافیانش، نقشی اساسی در سلامت روان او ایفا می‌کند؛ و شاید همین، مهم‌ترین دغدغه دمیان، شاهکار هرمان هسه، باشد.

حالا دیگر قضاوت اینکه بهروز وثوقی، یا همان سیدِ گوزن‌ها، تا چه اندازه شبیه امیل سینکلر است و فرامرز قریبیان تا چه اندازه یادآور دمیان، با خود شما.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
ارنست همینگوی: اگر داستان خوب بنویسی،‌ هرگز نخواهی مُرد! حال پهلوان آواز ایران «ایرج» خوب نیست آخرین وضعیت یک سینمای پرخاطره ؛ تعطیلی «قدس» موقتی است قمار مخاطره‌آمیز ترامپ؛ چرا با حمله به ایران، به ریسکِ شکست در انتخاباتِ میان‌دوره‌ای تن داده؟ لباس فضایی Grumman 84865؛ یکی از نمونه‌های تاریخی دوران پیش از آپولو (+عکس) جلیل سامان، کارگردان: فاجعه رخ داده! مدیران فرهنگی به گرد نسل جدید هم نمی‌رسند لباس فضایی Republic؛ طرحی جاه طلبانه که هرگز به فضا نرفت (+عکس) انتصاب معاون جدید برنامه‌ریزی و تحول در بانک ملی ایران فیلم «اودیسه»کریستوفر نولان در گیشه جهانی توفان به پا کرد ترمز معامله قرن کشیده شد ؛ ادغام پارامونت و برادران وارنر موقتا متوقف شد هشدار درباره تبعات تجاوز علیه ایران؛ زنگ خطر برای امنیت انرژی و ذخایر راهبردی جهان شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم انتساب فرد حاشیه‌ساز به این دو نهاد را تکذیب کردند اولین پیام رئیس جدید دفتر سیاسی حماس: از شهادت نمی‌هراسیم «اندی برنهام» نخست وزیر جدید انگلیس کیست؟/ هفتمین در یک دهه / پدر تلفنکار و مادر منشی / هوادار جدی فوتبال در آستانه انتخابات میان دوره ای کنگره؛ رئیس اف‌بی‌آی پس از ۱۳ سال به روسیه سفر می کند