عصر ایران - گاهی فوتبال فقط یک مسابقه نیست؛ پایان یک دوران و آغاز دورانی دیگر است. فینال جام جهانی ۲۰۲۶ در نیویورک–نیوجرسی، دقیقا چنین شبی بود؛ شبی که آخرین رؤیای لیونل مسی برای دفاع از جام جهانی در برابر نسلی ایستاد که سالها از آن به عنوان آینده فوتبال یاد میشد. آینده، این بار دیگر وعده نبود؛ واقعیت بود.
اسپانیا با پیروزی یک بر صفر مقابل آرژانتین پس از ۱۲۰ دقیقه نبرد نفسگیر، دومین قهرمانی تاریخ خود در جام جهانی را جشن گرفت. تکگل مسابقه را فران تورس در دقیقه ۱۰۶ روی پاس دقیق نیکو ویلیامز به ثمر رساند تا لاروخا پس از شانزده سال بار دیگر بر بام فوتبال جهان بایستد.
این مسابقه بیش از آنکه یک فینال معمولی باشد، رویارویی دو نسل بود؛ از یک سو لیونل مسی ۳۹ ساله، اسطورهای که آخرین جام جهانی دوران حرفهای خود را تجربه میکرد و از سوی دیگر لامین یامال ۱۹ ساله که نماد نسل جدید فوتبال اسپانیا محسوب میشود. همین تقابل، فینال را به یکی از پرمخاطبترین و نمادینترین مسابقات تاریخ جام جهانی تبدیل کرده بود.
از همان سوت آغاز، اسپانیا همان تیم همیشگی لوئیس دلافوئنته بود؛ تیمی که با گردش سریع توپ، پاسهای کوتاه و پرس شدید سعی میکرد کنترل کامل مسابقه را در اختیار بگیرد.
رودری در میانه میدان همان نقشی را ایفا میکرد که سالها ژاوی و اینیستا انجام میدادند؛ تنظیمکننده ریتم بازی و مغز متفکر تیم. توپ مدام بین مدافعان و هافبکهای اسپانیا جابهجا میشد و آرژانتین ناچار بود دقایق طولانی بدون توپ دفاع کند.
با این حال، دفاع منسجم آرژانتین اجازه خلق موقعیتهای متعدد را نمیداد. کریستین رومرو و لیساندرو مارتینس بارها مسیر حملات اسپانیا را بستند و امیلیانو مارتینز نیز هر زمان لازم بود، با واکنشهای مطمئن دروازه تیمش را نجات داد.
در سوی دیگر، تمام امید آرژانتین به انتقال سریع توپ برای لیونل مسی و خولیان آلوارس بود. هر بار که مسی صاحب توپ میشد، ورزشگاه نفسش را حبس میکرد اما ساختار دفاعی اسپانیا به رهبری پائو کوبارسی و آیمریک لاپورته اجازه نداد فوقستاره آرژانتینی مانند بازیهای گذشته جریان مسابقه را تغییر دهد.
نیمه نخست با تساوی بدون گل پایان یافت؛ نتیجهای که کاملاً بازتاب نبرد تاکتیکی دو تیم بود.
در نیمه دوم، مالکیت توپ اسپانیا حتی بیشتر شد. لامین یامال و دنی اولمو بارها از کنارهها و عمق دفاع آرژانتین نفوذ کردند اما یا ضربات نهایی دقت لازم را نداشت یا امیلیانو مارتینز با واکنشهای درخشان مانع گلزنی شد.
در یکی از مهمترین صحنههای مسابقه، اسپانیا موفق شد دروازه آرژانتین را باز کند اما داور پس از بازبینی صحنه، به دلیل خطای میکل مرینو روی اوتامندی، گل نیکو ویلیامز را مردود اعلام کرد؛ تصمیمی که بعدها نیز بحثهای فراوانی درباره آن شکل گرفت.
آرژانتین در این دقایق بیشتر به ضدحملات دل بسته بود اما نسبت به مسابقات گذشته کمتر توانست موقعیت جدی خلق کند. اسپانیا تقریباً جریان مسابقه را در اختیار داشت و اجازه نمیداد مدافع عنوان قهرمانی فوتبال همیشگی خود را ارائه دهد.
در وقتهای تلفشده نیمه دوم، یکی از مهمترین اتفاقات مسابقه رخ داد.
انزو فرناندز پس از دریافت کارت زرد دوم از زمین مسابقه اخراج شد تا آرژانتین بیش از سی دقیقه پایانی مسابقه را با ده بازیکن ادامه دهد.
این اخراج عملاً توازن مسابقه را به سود اسپانیا تغییر داد. دلافوئنته بلافاصله با ورود بازیکنان تازهنفس، فشار حملات را افزایش داد و آرژانتین مجبور شد تقریباً با تمام نفرات در نیمه خودی دفاع کند.
سرانجام در دقیقه ۱۰۶، لحظهای فرا رسید که سالها در تاریخ فوتبال اسپانیا تکرار خواهد شد.
فران تورس که به عنوان بازیکن تعویضی وارد زمین شده بود، با جایگیری عالی خود را به توپ رساند و با ضربهای دقیق دروازه امیلیانو مارتینز را باز کرد.
ورزشگاه منفجر شد.
پس از بیش از صد دقیقه مقاومت آرژانتین، بالاخره قفل مسابقه شکسته شد و اسپانیا مزد فوتبال هجومی خود را گرفت.
پس از گل، آرژانتین تمام توان خود را برای بازگشت به مسابقه به کار گرفت. حتی با وجود ده نفره بودن، مسی چند بار تلاش کرد با پاسهای عمقی یا ضربات ایستگاهی شرایط را تغییر دهد.
اما اسپانیا که در تمام جام بهترین خط دفاع مسابقات را در اختیار داشت، این بار نیز اجازه نداد دروازه اونای سیمون باز شود. کوبارسی، لاپورته، رودری و کوکوریا با تمرکز مثالزدنی هر حمله آرژانتین را خنثی کردند تا سوت پایان، جشن قهرمانی لاروخا را آغاز کند. اسپانیا در تمام جام تنها گلی دریافت نکرد و یکی از بهترین عملکرد دفاعی تاریخ رقابتها را ثبت کرد.
برای آرژانتین، این شکست چیزی فراتر از از دست دادن جام بود. رؤیای دفاع از عنوان قهرمانی و چهارمین ستاره بر پیراهن آلبیسلسته محقق نشد و احتمالاً این آخرین حضور لیونل مسی در بزرگترین صحنه فوتبال جهان بود.
در مقابل، اسپانیا نشان داد که پروژه جوانگراییاش به ثمر نشسته است. تیمی که با ستارههایی مانند لامین یامال، نیکو ویلیامز، پائو کوبارسی، پدری و در کنار تجربه رودری و دنی اولمو ساخته شده، حالا نه فقط قهرمان اروپا، بلکه قهرمان جهان نیز هست.
دومین ستاره بر پیراهن اسپانیا، تنها یک جام دیگر نیست؛ نماد تولد دوباره فوتبالی است که پس از دوران طلایی ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ سالها در جستوجوی هویت تازه بود. حالا آن هویت دوباره پیدا شده است؛ با نسلی که شاید بتواند سالهای آینده را نیز تحت سلطه خود درآورد.