بعداً انجامش میدهم؛ جملهای آشنا برای خیلی از ما. قرار بوده ورزش کنیم، یک گزارش را تمام کنیم، خانه را مرتب کنیم، زبان بخوانیم یا حتی یک تماس مهم بگیریم، اما هر بار انجام آن را به چند ساعت یا چند روز بعد موکول کردهایم.
به گزارش همشهری آنلاین، معمولاً تصور میکنیم اهمالکاری نتیجه تنبلی، بیانگیزگی یا ضعف اراده است. اما همیشه اینطور نیست. گاهی مشکل اصلی این است که فاصله بین تصمیم گرفتن و انجام دادن یک کار بیش از حد زیاد و پر از مانع شده است.
فرض کنید تصمیم گرفتهاید صبحها ورزش کنید. اگر برای شروع تمرین مجبور باشید لباس ورزشی پیدا کنید، کفشها را آماده کنید، برنامه تمرینی انتخاب کنید و بعد تازه تصمیم بگیرید از کجا شروع کنید، مغز شما با چندین مرحله روبهرو میشود.
اما اگر شب قبل لباس و کفش ورزشی را کنار تخت بگذارید و فقط یک تمرین ۱۰ دقیقهای آماده داشته باشید، شروع کار بسیار سادهتر میشود.
این همان چیزی است که میتوان آن را «اصطکاک» نامید؛ یعنی تمام موانعی که بین نیت شما و انجام یک کار قرار میگیرند.
هرچه این اصطکاک بیشتر باشد، احتمال به تعویق انداختن کار هم بیشتر میشود.
یکی از اشتباههای رایج این است که فکر میکنیم برای انجام درست یک کار باید حتماً آن را به شکل کامل و سنگین انجام دهیم.
در حالی که گاهی بهترین راه، کوچک کردن نقطه شروع است.
هدف در این مرحله کامل کردن کار نیست؛ هدف عبور از مرحله «شروع نکردن» است.
خیلیها تصور میکنند افراد منظم کسانی هستند که اراده فوقالعادهای دارند. اما در بسیاری از موارد، افراد منظم محیطی میسازند که انجام کار درست در آن آسانتر باشد.
به جای جنگیدن دائمی با خودتان، محیط را طوری طراحی کنید که انتخاب درست راحتتر باشد.
یکی از سادهترین روشها برای شکستن چرخه اهمالکاری این است که به خودتان نگویید «باید این کار را تمام کنم».
فقط بگویید: «پنج دقیقه انجامش میدهم.»
در بسیاری از مواقع، سختترین قسمت کار همان چند دقیقه اول است. وقتی شروع میکنید، ادامه دادن دیگر به اندازه شروع کردن دشوار نیست.
گاهی فرهنگ «باید سخت کار کنم» باعث میشود تصور کنیم هرچه بیشتر خسته شویم، عملکرد بهتری داشتهایم.
اما خستگی بهتنهایی نشانه بهرهوری نیست.
ممکن است فردی ساعتها پشت میز بنشیند، دائماً بین شبکههای اجتماعی، پیامها و کارهای مختلف جابهجا شود و در پایان روز احساس کند بسیار تلاش کرده است؛ اما نتیجه چندانی به دست نیاورده باشد.
در مقابل، فرد دیگری ممکن است در مدت کوتاهتری، بدون حواسپرتی و با محیطی مناسب، همان کار را انجام دهد.
بنابراین گاهی سؤال بهتر این نیست که: «چقدر سخت کار کردم؟»
بلکه این است: «امروز واقعاً چه چیزی را انجام دادم؟»
امروز یک کار را که مدام به تعویق میاندازید انتخاب کنید و از خودتان بپرسید: «دقیقاً چه چیزی شروع کردنش را سخت کرده است؟»
بعد فقط یک مانع را حذف کنید.
قرار نیست یکشبه آدمی فوقالعاده منظم شوید. کافی است انجام کار موردنظر را کمی آسانتر کنید.
چون برای غلبه بر اهمالکاری همیشه به انگیزه بیشتر نیاز نداریم؛ گاهی فقط باید راه شروع را کوتاهتر کنیم.
منبع : medium