عصر ایران؛ باران ستوده- بیستم مرداد ماه 1301 اولین باری نبود که «عبدالقدیر سبزواری» مدیر روزنامه «آزادی» را بازداشت کردند، او از زمان درافتادن با وثوق الدوله و قوام السطنه تا دریافت حکم اعدام و در نهایت دریافت عفونامه با وساطت آقا شیخ حسین یزدی بارها به زندان افتاده بود. اما این بازداشتها او را خاموش نکرد حتی زمانی که در مقاله ای بر ضرورت آزادی زنان تاکید میکرد به خوبی میدانست که چه جنجالی به پا خواهد شد یا اینکه چطور تاوان مقالات انتقادی به رضاخان را پس خواهد داد.
عبدالقدیر برخلاف تصور حکومت، رنج زندان را به جان خریده بود به همین دلیل بخش اعظم جوانی خود را در زندان سپری کرده بود. با افراد زیادی هم همبند شده بود حتی تجربه هم بند شدن با گروه 53 نفر را در کارنامه خود داشت.
او از همان دوران جوانی سر پرشوری داشت و تجربیات متهورانهای نیز در کارنامه خود ثبت کرده بود.
از بسیج 400 نفره مسلحانه حزب طرفداران قانون اساسی علیه حسن وثوقالدوله در قرارداد 1919 تا راه اندازی حزب استقلال و در نهایت عضویت در جبهه ملی و انتشار روزنامه آزاد به عنوان ناشر افکار حزب استقلال . آزاد فعالیت مطبوعاتی خود را از سالهای جوانی آغاز کرد.
او در سال ۱۳۰۲ روزنامه «آزاد» را در مشهد منتشر کرد. در آن دوره، مطبوعات تنها وسیله انتقال خبر نبوده و عملا مهمترین ابزار برای شکلدهی افکار عمومی و مبارزه سیاسی محسوب میشدند.
همین امر موجب شد که او به صف منقدان رضاخان سردار سپه بپیوندد. همین مساله نیز به مهمترین عامل حبس طولانیمدت او در دوره رضاشاه بدل شد.

در تاریخ مطبوعات و سیاست ایران، عبدالقدیر آزاد از آن چهرههایی است که نمیتوان کارنامهاش را با یک عنوان یا یک دوره سیاسی توضیح داد. روزنامهنگاری که به جبهه ملی پیوست،اما خیلی زود از محمد مصدق فاصله گرفت. با بررسی تحولات و معادلات سیاسی آن روز کشور به نظر میرسد که این فاصلهگیری نیز بیش از آنکه برپایه اهداف عالی نهضت انجام شده باشد بر اساس دست نیافتن به بخشی از کیک قدرت صورت گرفته بود. از قرار معلوم چون وزیری از حزب استقلال به دولت مرحوم مصدق و هسته اصلی تصمیمگیری جبهه ملی راه نیافته بود، عبدالقدیر آزاد ارکستر جبهه ملی خارج شده و ساز دیگری سر داده بود.
آزاد در ادامه مسیر سیاسی خود به تیمسار فضلالله زاهدی و سایر مخالفان دولت قانونی دکتر مصدق نزدیک شد. آزاد در حوادت 28 مرداد با عوامل کودتا همکاری کرد. با توجه به سابقه او دولت کودتا دیگر اجازه فعالیت سیاسی و مطبوعاتی را به آزاد نداد؛ با این حال برای جلب رضایت این چهره جنجالی، ریاست سازمان فرش را به او سپرد.

کارنامه پرتناقض عبدالقدیر آزاد او را به چهرهای قابل تأمل در تاریخ مطبوعات و ارتباطات سیاسی ایران تبدیل کرده است. بررسی گذر از روزنامهنگاری مستقل، صاحب تفکر و تا حدودی آرمانخواه به چهرهای عافیتاندیش و تا حدودی معاملهگر میتواند برای تحلیلگران تاریخ معاصر ایران نمونهای پرسشبرانگیز باشد.
مداقه این تحولات در پازل تحولات سالهای ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲ از اهمیت زیادی برخوردار است. تنها لازم است تا روزنامه آزاد مرور شود. تیترهایی همچون « مصدق ایران را به پرتگاه فنا می برد» ، « دولت برای بقا خود از خون مردم بیگناه خیابانها را رنگین میسازد انتخابات آزاد است !!!!» ، «دکتر مصدق انتظار دارد کارگر و دهقانیکه یک وعده غذا پیدا نمیکند مودبانه از گرسنگی بمیرد!!» تنها گوشهای از تیترهای روزنامه آزاد است که دولت مصدق را نشانه گرفته بود!

با بررسی این تیترها و واکاوی سوابق آزاد پرسشهایی کلیدی قابل طرح است:
آیا این تغییر، حاصل یک تحول فکری و سیاسی بود یا نشانهای از تغییر جبهه در برابر تغییر موازنه قدرت؟ چه میزان این چرخش آرمانگرایانه بوده و چقدر منفعتطلبانه یا انتقامجویانه بوده است؟
اختلاف با دکتر مصدق بهخودیخود نشانه فرصتطلبی نیست. اختلاف سیاسی میتواند واقعی و ناشی از تفاوت دیدگاه باشد. اما برای ارزیابی یک شخصیت سیاسی، فقط یک موضع کافی نیست؛ باید مجموعه رفتارهای او را در طول زمان بررسید.
رویکرد عبدالقدیر آزاد از جبهه ملی و حزب استقلال تا مخالفت با دولت مصدق و سپس نزدیکی به فضلالله زاهدی، دقیقاً از همین منظر قابل بررسی است.
پس از سقوط دولت مصدق نیز آزاد در ساختار قدرت جدید صاحب مقام شد؛ اتفاقی که باعث میشود چرخشهای او بیش از گذشته در معرض قضاوت تاریخی قرار گیرد.
با مرور مطبوعات آن ایام آشکار میشود که چرخشهای این روزنامهنگار و فاعل سیاسی چوب حراج به اندوخته اجتماعی دوران مبارزه عبدالقدیرآزاد بزند و دیگر در میان عامه آزاد شناخته نشود!
با کاهش سرمایه اجتماعی این چهره، به تدریج این چهره از چشم دولتهای پس از کودتا نیز افتاد و در دهه 50 در عزلت و فراموشی دار فانی را وداع گفت.
تراژدی زندگی عبدالقدیر آزاد برای بسیاری از فعالان سیاسی و اهالی مطبوعات میتواند درسآموز باشد؛ به ویژه برای روزنامهنگارانی که به هر صورت در مواجهه با قدرت قرار دارند و در بسیاری از دو راهیها ممکن است آرمان و حقیقت را با قدرت قمار کنند.