فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۵۳۵۲
تاریخ انتشار: ۱۶:۲۸ - ۲۹-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۵۳۵۲
انتشار: ۱۶:۲۸ - ۲۹-۰۵-۱۴۰۵

بنزین ، لمس واقعیت به دور از توهم و تخیل

بنزین
بنزین به مسئله ای برای گروکشی میان دولت و مردم تبدیل شده است. مردم خواسته ها و مطالباتی دارند که دولت های متوالی حاضر به پاسخ به آنها نیستند.  حل مشکل بنزین، از کانال یک توافق و بده بستان میان دولت و مردم، امکان پذیر است. دولت باید به مردم، امتیاز جدی و بزرگ بدهد تا رضایت آنها را اجرای تغییرات بنزینی اش کسب کند.

عصرایران؛ رضا غبیشاوی - بحث و جدل های این روزهای ایران درباره مشکل بنزین و راه های حل آن بیش از هر وقتی، کشور و مسوولان و مردم را با واقعیت، روبه رو کرده است. واقعیت هایی که می رفت تا در گرد و غبار توهم و تخیل، ناپدید شوند هر چند وجود دارند و حذف شدنی نیستند.

اول - صرف بیان صریح و عمومی وجود مشکل بنزین از زبان معاون انرژی رئیس جمهوری (اسماعیل سقاب اصفهانی)  قابل تقدیر است. چون برخی مسوولان عادت دارند در هر حال، اصرار کنند همه چیز گل و بلبل است. حتی اگر مشکل بزرگ در حال تبدیل به بحران بزرگ باشد مسوولان سکوت می کنند تا زمانی که بحران نازل شود. آن وقت با تصمیم ناگهانی و معمولا نادرست، به دنبال حل مسئله ای می روند که تا دیروز، آن را انکار می کردند.

بسیاری از مقامات، عادت به نوعی پنهان کاری دارند. یعنی تلاش می کنند همیشه تصویری عالی و عادی از همه چیز ارائه کنند مبادا کسی متوجه شود کشور در برخی موضوعات دچار چالش است. از تورم و بیکاری تا ناترازی بانکی و مالی و از کمبود برق و آب تا نقص گاز و سوخت.

بنزین ، لمس واقعیت به دور از توهم و تخیل

حل همه اینها در ابتدا نیازمند اعتراف مسوولان به وجود آنهاست. رویه انکار یا عادی نمایی، جواب نمی دهد.

رویه پزشکیان و معدود مدیران او برای بیان شفاف و علنی معضلات، اقدام صحیح و نخستین گام در حل است. اعلام عمومی وجود مشکل هم مسوولان و مقامات و هم مردم را با واقعیت هایی از اکنون ایران آگاه می سازد و بسیاری (به ویژه در میان مسوولان و مقامات) را از توهم و تخیل خارج می کند.

گفتگو درباره مشکل بنزین، یعنی ورود به دنیای اعداد و حقایق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی. در حالی که بسیاری علاقمند خیالبافی اند. عدد و رقم، مجسمه واقعیت اند و وقتی در کنار اقتصاد و سیاست و جامعه قرار می گیرند پای انسان را به زمین باز می گردانند.

صورت مسئله بنزین، در نگاه نخست ساده است: ایران حدود 105 میلیون لیتر در روز، بنزین تولید می کند و مصرف بنزین هم حدود 135 لیتر است. کسری روزانه حدود 30 میلیون لیتر چگونه باید تامین شود؟ و چگونه و با چه قیمتی باید فروخته شود؟ آن هم در شرایطی که دولت نه پول تامین بنزین وارداتی را ندارد نه وضعیت کنونی قابل ادامه است.

دوم - بنزین مسئله ای است که تاثیرات آن، همه مردم ایران را شامل می شود چه آنهایی که خودرو داشته باشند یا نداشته باشند. شاید بتوان آن را فراگیرترین موضوع در دامنه کشور توصیف کرد. این نیز دلیل دیگر برای بیان عمومی مشکل بنزین.

هر اقدام جدیدی درباره بنزین، بخش های مهمی از زندگی اقتصادی اجتماعی بخش های مهمی را مردم تحت تاثیر قرار می دهد.

سوم - مشکل بنزین ایران قبل از اینکه اقتصادی باشد سیاسی اجتماعی است و راه حل آن نیز گرچه در گرو تصمیم گیری مسوولان دولت است اما منوط به رضایت و قبول مردم است. پس قبل از اطلاع رسانی درباره راه حل یا اجرای آن، نیازمند طرح عمومی مشکل و جزئیات آن است به این امید که اکثریت مردم، با آگاهی از وجود مشکل، راه حل را قبول کنند چرا که عدم قبول آنها، مشکل را پایان نمی دهد.

چهارم - بنزین به مسئله ای برای گروکشی میان دولت و مردم تبدیل شده است. مردم خواسته ها و مطالباتی دارند که دولت های متوالی حاضر به پاسخ به آنها نیستند. 

حل مشکل بنزین، از کانال یک توافق و بده بستان میان دولت و مردم، امکان پذیر است. دولت باید به مردم، امتیاز جدی و بزرگ بدهد تا رضایت آنها را اجرای تغییرات بنزینی اش کسب کند.

یکی از خواسته های مردم، خلاص شدن از انحصار خودروسازان داخلی و بازشدن مرزهای کشور برای خودروهای روز جهان البته بدون عوارض است تا مردم بتوانند به مانند سایر مردمان جهان، خودروی روز و باکیفیت، سوار شوند و لذت ببرند. خودرو تنها وسیله نقلیه برای جابجایی نیست؛ خودرو ابزاری برای رانندگی با لذت و کیف کردن است. البته به شرطی که خودرو روز جهان و با قیمت واقعی به دست مردم برسد و همزمان قدرت خرید مردم نیز بر قیمت آن چیره شود.

پنجم - دولت در موضوع بنزین، استدلال می کند که شیوه فعلی، منطق اقتصادی ندارد. مصرف بنزین کشور بیش از تولید داخلی است. دولت نمی تواند به دلار بنزین وارد و به قیمت ناچیز ریالی بفروشد. نه دلار به اندازه کافی دارد نه می تواند چنین هزینه ای کند.

دولت با نگاه اقتصادی به مسئله بنزین خواهان حل مشکل است. مردم اما انتقاد می کنند که چرا دولت به سایر موضوعات نگاه اقتصادی ندارد و منطق اقتصادی را مطرح نمی کند؟

آیا قدرت خرید مردم با حقوق و دستمزدهای فعلی و تورم سه رقمی، منطق اقتصادی دارد؟ آیا انحصار و اجبار مردم به خرید خودروهای داخلی منطق اقتصادی دارد؟ 

 آیا اداره کشور، اداره دولت و اداره منابع کشور، منطق اقتصادی است؟ آیا حضور حداکثری دولت در اقتصاد، منطق اقتصادی دارد؟ آیا تصمیمات مختلف حاکمیتی، منطق اقتصادی دارد؟

آیا دولت می تواند در  همه امور، تصمیماتی به دور از منطق اقتصادی داشته باشد اما تنها بر سر بنزین، مدعی نبود منطق اقتصادی باشد؟

در همین چارچوب می توان پیشنهاد کرد دولت واردات همه انواع خودرو را بدون عوارض و هیچ محدودیتی آزاد کند و در مقابل، قیمت بنزین را برای این خودروها نیز آزاد کند.

 دولت می تواند بنزین مصرفی برای خودروهای معمولی داخلی را همچنان در سهمیه های قبلی، با قیمت های یارانه ای ادامه دهد.
 
راه حل مسئله بنزین، واقعی سازی اقتصاد و سیاست است. راندن خودروی روز جهان با خرید بنزین به قیمت روز جهان می تواند معامله خوبی میان دولت و مردم باشد. 

ششم - حالا مشخص می شود انتخاب چهره اصولگرا از سوی پزشکیان برای سمت "معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی"، انتخاب درستی بود. همه اختیارات قوه مجریه در اختیار دولت نیست. انتخاب چهره اصولگرا به همگرایی حاکمیتی در اجرای تصمیمات حساس بنزینی کمک می کند.

هفتم - امیدواریم دولت با درس گرفتن از اشتباهات دولت روحانی در افزایش قیمت بنزین، آنها را تکرار نکند.

 در فاجعه آبان 98 مردم از پنهان کاری، ناراست گویی و غافلگیری توهین آمیز بیش از افزایش قیمت بنزین، ناراحت و عصبانی شدند. بدتر از همه، واکنش تمسخرآمیز حسن روحانی رئیس جمهوری وقت به غافلگیری مردم در برابر افزایش قیمت بنزین، حکم ریختن بنزین بر آتش خشم مردم بود تا فاجعه ای خونین و تاسف بار از دل بی تدبیری دولت مدعی تدبیر خلق شود.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: بنزین ، واقعیت ، توهم ، تخیل
ارسال به دوستان
captcha