فیلم بیشتر »»
کد خبر ۲۲۹۱۶۹
تاریخ انتشار: ۱۵:۴۲ - ۰۵-۰۶-۱۳۹۱
کد ۲۲۹۱۶۹
انتشار: ۱۵:۴۲ - ۰۵-۰۶-۱۳۹۱

خاطره آیت‌الله خامنه‌‌‌ای از شهادت رجایی و باهنر

خاطره آیت‌الله خامنه‌‌‌ای از شهادت رجایی و باهنر

khamenei.ir - من بيمار بودم، تازه از بيمارستان خارج شده بودم، در منزلى در حدود نیاوران استراحت مى‌كردم و در جريان اوضاع و احوال هم قرار مى‌گرفتم؛ مرحوم شهيد رجايى و شهيد باهنر و برادران ديگر (می‌آمدند و) مسائل را با من در ميان مى‌گذاشتند. ليكن خود من شركت فعالى در جريانات نمى‌توانستم داشته باشم.



در اين اواخر تدريجاً حالم بهتر شده بود، گاهى در جلسات شركت مى‌كردم، كمااين‌كه در شب قبل از حادثه؛ در جلسه‌اى در اتاق خود مرحوم رجايى شركت كردم و راجع به مسائل مهم مملكتى صحبت مى‌كرديم. بنابراين دور بودم از محل حادثه (انفجار) و بعدازظهر هم بود، من هم بيمار بودم و خوابيده بودم، از خواب كه بيدار شدم از بچه‌هاى پاسدار، برادرهايى كه پهلوى من بودند يك زمزمه‌هايى شنيدم. گفتم چيه؟ گفتند كه يك بمب در نخست‌وزيرى منفجر شده است. گفتم كه كى آن‌جا بوده؟ گفتند كه رجايى و باهنر هم بودند، من فوق‌العاده نگران شدم، با حال بسيار ضعيف و ناتوانى كه داشتم خودم را رساندم پاى تلفن، نشستم، بنا كردم اين‌جا آن‌جا تلفن كردن، اما خبرها همه متناقض و نگران كننده بود. يكى مى‌گفت كه حالشان خوب است، يكى مى‌گفت زنده بيرون آمدند، يكى مى‌گفت جسدشان پيدا نشده، يكى مى‌گفت توى بيمارستانند و من تا اوائل شب كه خبر درستى به من نرسيده بود در حالت فوق‌العاده بد و نگرانى به سر مى‌بردم، تا بالأخره مطلب برايم روشن شد.

احساسات من در آن موقع طبيعى است كه چه احساساتى بود. دو دوست عزيز و قديمى، دو انقلابى، دو عنصر طراز اول جمهورى اسلامى را از دست داده بوديم و من شديداً احساس خسارت مى‌كردم، احساس ضايعه مى‌كردم، احساس غم مى‌كردم و از طرفى احساس خشم نسبت به آن كسانى كه عاملين اين حادثه بودند مى‌كردم و همین بود كه فردا صبح زود با اين‌كه خيلى بى‌حال بودم پا شدم، سوار ماشين شدم، آمدم براى تشييع جنازه به مجلس، و با اين‌كه اطبا همه من را منع مى‌كردند كه من شركت نكنم و دخالت نكنم، ديدم طاقت نمى‌آورم كه شركت در مراسم نكنم، آمدم آن‌جا روى ايوان جلوى مجلس و يك سخنرانى‌اى هم با كمال هيجان كردم كه دور و ور من را دوستان گرفته بودند كه نبادا من بيفتم، از بس هيجان داشتم. به‌هرحال براى من بسيار حادثه‌ى تلخى بود، يعنى شايد بتوانم بگويم تلخ‌ترين حادثه‌اى بود كه تا آنروز من ديده بودم، زيرا حادثه‌ى هفت‌تير كه مى‌توانست براى من تلخ‌تر باشد هنگامى اتفاق افتاده بود كه من آن روز بيهوش بودم و نمى‌فهميدم، بعد تدريجاً با اين حادثه ذره ذره آشنا شدم و اطلاع پيدا كردم، اما اين حادثه‌ى ناگهانى به خصوص بعد از حادثه‌ى هفت تير براى من شايد تلخ‌ترين حادثه‌اى بود كه تا آن روز براى من پيش آمده بود.

مصاحبه مطبوعاتی پیرامون حادثه هشت شهریور - 26/5/1361
ارسال به دوستان
captcha
یک عکس شاعرانۀ قاجاری از «باغ فین کاشان»؛ 140 سال قبل چای شیرین یا نوشابه؛ کدام‌یک قند خون را بیشتر بالا می‌برد؟ ماه گرفتگی جزئی پنجم و ششم شهریور در کدام کشورها دیده می‌شود؟ عزیزم طلسمت کرده اند؛ برای آزاد شدنت صفحه ام را فالو کن و 600میلیون بزن به کارتم منظرۀ متفاوت «ینگی‌امام هشتگرد» در دوران قاجار؛ 140 سال قبل دادستان مشهد دستور برخورد با بی‌حجابی داد سقوط مرگبار ون به دره در جاده هراز/ ۷ کشته و ۷ مصدوم باتری‌ها شبکه برق جهان را تسخیر می‌کنند؟ کاهش متقاضیان کنکور در سال‌های اخیر وقتی یک سیاه‌چاله کلان‌جرم خاموش می‌شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ آقای موسمچی ؛ مهندسی که بیشتر معمار بود! (+تصاویر) فیلترینگ، برق یا دکل؛ مقصر افت کیفیت اینترنت کدام است؟ ۱۳ واقعیت دربارۀ «فرانتس کافکا»؛ مردی که رمان «مسخ» را نوشت فهرست جدید مؤدیان مشمول قانون مالیات ارزش افزوده مجید آدینه اعدام شد / این فرد هنگام بازداشت مسلح به سلاح گرم و شوکر بود (+عکس)
نظرسنجی
با توجه به بحرانی شدن وضعیت بنزین در ایران، شما کدام روش را برای مدیریت آن بهتر یا کم ضررتر می دانید؟