فیلم بیشتر »»
کد خبر ۴۷۶۳۰۴
تاریخ انتشار: ۱۹:۱۶ - ۰۴-۰۴-۱۳۹۵
کد ۴۷۶۳۰۴
انتشار: ۱۹:۱۶ - ۰۴-۰۴-۱۳۹۵

شعر یک شاعر خارجی برای سهراب سپهری

شعر یک شاعر خارجی برای سهراب سپهری
اِنِس کیشِویچ (Enes Kišević) در شعری از سهراب سپهری می‌گوید.

به گزارش ایسنا، رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در کرواسی در معرفی این شاعر نوشته است: اِنِس کیشِویچ  Enes Kišević  شاعر بوسنیایی – کرواتی یازدهم اردیبهشت سال ١٣۲۶ هجری خورشیدی در شهر بُسانسکا کروپا  (Bosanska Krupa) در بوسنی هرزگووین به دنیا آمده است. تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه خود را در شهر کلوچ (Ključ) به پایان برده و در سال ١٣۵٠ از آکادمی هنرهای نمایشی و فیلم فارغ‌التحصیل شده است.

از 14 کتاب به‌چاپ‌رسیده او تنها به تعدادی از آنها که اثرات ژرفی بر روی خوانندگان و منتقدین ادبی گذاشته است اشاره می‌کنیم: جوانی که نخستین سروده‌هایش را عرضه می‌کند، گربه‌ای با شلوار جین، و مثلاً که دردی نداری، دعای صبحگاهی، فانوس در پنجره، کودکان موسپید، و التماس حوا.

سروده‌های کیشِویچ به پاکی و سادگی نور هستند و هر چند ترجمه آنها از زبان اصلی (بُشنیاکی) به زبانهای گوناگون از زیبایی و روانی آنها می‌کاهد اما زیبایی اصیل خود را در محتوا حفظ می‌کنند.

همچنین صدای زیبای این سراینده محبوبِ کودکان، سالمندان، دانش‌آموزان و دانشجویان و سراینده‌ای که همیشه به دعوت شبهای شعر، کلاسهای درسی دانشکده‌ها و مدارس، برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی پاسخ مثبت می‌دهد، نقش مهمی را در جهان جهت بیان حقایق جنگ و صلح اخیر در بوسنی و هرزگووین و کرواسی داشته است.

کیشِویچ دریافت‌کننده جوایز بسیاری در یوگسلاوی پیشین است و در سالهای ١۹۹٣ و ١۹۹٦ میلادی نامزد دریافت جایزه نوبل بوده است.

او عضو انجمن هنرمندان کرواسی (DHU) است.

مجموعه اشعار وی به نام «تاریکی بامدادی» به زبان فارسی ترجمه شده و به زودی وارد بازار شعر ایران خواهد شد.

برای سهراب سپهری

بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم

سبک‌بال بسان پرنده

در تاریکی فلق بر آب بوسه می‌زنم

پیشانی‌ام را بر گلیم به جای‌مانده از مادر می‌گذارم-

و یکباره سهراب سپهری، نقاش و شاعر،

میانه آیه می‌پرد.

بر زبانم می‌افتد، آنگونه که بر سجده می‌افتم

و همصدا با من نیایش آغاز می‌کند.

به اول سوره باز می‌گردم،

باشد که من باشم و خدای خود –

با این پندار که سهراب رفته است.

زهی خیال باطل!

هر چه می‌کنم، جدایی نام شاعر از نام خدا میسرم نمی‌شود.

و هنگامی که پس از چند بار تلاش بی نتیجه،

از خدای خود طلب بخشش می‌کنم –

حلقه‌ای نورانی

از لبانم جدا می‌شود

و به سجده می‌افتد.

ترجمه: ابتهاج نوایی، ژوئن 2016

Sohrab Sepehri

  lastina krila od znanja rasteretiti

Lagahan kao ptica

ljubim vodu u jutarnjem mraku.

Čelom dodirujem majčin ćilim –

kad mi, najednom, u ajet uleti

pjesnik i slikar Sohrab Sepehri.

Pade mi na jezik kao na sedždu

i stade se sa mnom moliti.

Vratih suru na početak,

trudeći se s Bogom nasamo biti –

kao da Sohraba nema.

Ali nije išlo.

Nikako mi nije uspijevalo pjesnikovo ime

od Božjega imena rastaviti.

I kada se, zbog toga,

poslije tolikih uzaludnih pokušaja,

počeh, u sebi, Bogu ispričavati –

iz usta mi se otrgnu

svijetli krug

i pade na sedždu.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: سهراب سپهری
ارسال به دوستان
چرا تفاهم‌نامه ایران و آمریکا در بهترین زمان ممکن امضا شده است؟ پوتین: غرب برای جنگ با روسیه آماده می‌شود تحریم‌های جدید آمریکا علیه کوبا جزئیات پیدا شدن دختر ۱۹ ساله نسیم‌شهری پس از ۱۰ روز روسیه: آماده‌ایم به ایران در توافق با آمریکا کمک کنیم حماس: اسرائیل به‌دنبال یک ساختار سیاسی جدید در غزه است حمله اسرائیل به جنوب لبنان همزمان با آغاز مذاکرات بیروت و تل‌آویو چمران: مترو رایگان راه‌حل نیست؛ اولویت واگن است / بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده با پروانه رایگان اصول مهم عکاسی ماکرو برای آغاز / توصیه هایی برای شروع با گوشی هوشمند جزئیات مسیرهای تشییع پیکر شهید در تهران و مشهد اعلام شد ماهی اوپاه را تا به حال دیده‌اید؟ یک استثنا در دنیای ماهی ها(+عکس) انتخاب داور فینال جام جهانی برای دیدار حساس ایران و مصر سقوط مردِ آرام؛ چرا کی‌یر استارمر دو سال پس از فتح تاریخیِ قدرت ناچار به استعفا شد؟ تعدیل گسترده پیش‌بینی قیمت جهانی طلا توسط دویچه بانک برنامه فعالیت میادین میوه و تره‌بار و مراکز عرضه دام در تاسوعا و عاشورا