فیلم بیشتر »»
کد ۵۰۶۵۸۱
انتشار: ۱۰:۵۳ - ۲۹-۰۸-۱۳۹۵

رعیت و عتیقه فروش

عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب می خورد. دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن می نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟

رعیت گفت:... چند می خری؟ گفت: یک درهم.

رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه فروش داد و گفت: خیرش را ببینی.

عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه اش شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی.

رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام. کاسه فروشی نیست.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
captcha
سیستم‌عامل زندگی چیست؟ راهنمای جامع مدیریت کارها، عادت‌ها و بار ذهنی سیر را در یخچال نگذارید؛ قانون طلایی نگهداری سیر تنهایی با انزوای اجتماعی فرق دارد؛ کدام یک می‌تواند ما را بیمار کند؟ تفاوت اضطراب کودک‌ با لجبازی و حساسیت/ کودک مضطرب را سرزنش نکنید نشانه‌های زودهنگام افسردگی فرزندان که والدین نادیده می‌گیرند ایرانیان قدیم‌ها چطور عاشق می‌شدند؟ مردم ری در برابر لشکر اسکندر مقدونی/ نخستین نبرد شهری سازمان‌یافته مقابل قدرتمندترین لشکر جهان باستان سالانه چند هواپیمای مسافربری در جهان اسقاط می‌شود؟ + طول عمر و معیارهای بازنشستگی وقتی هیچ‌چیز عادلانه نیست؛ سختی‌های زندگی چگونه جهان‌بینی ما را بازسازی می‌کنند؟ سقوطِ معمارِ ساواک؛ چرا تیمور بختیار از نمادِ قدرت به مخالفِ دربار تبدیل شد؟ ۵ باور اشتباه درباره موفقیت که آرامش را از شما می‌دزدند نخستین چراغ راهنمایی جهان چگونه متولد شد؟ چه عینک آفتابی به فرم صورت شما می‌آید؟ ترفند ۵ ثانیه‌ای برای انتخاب مدل مناسب می‌خواهید در تصمیم‌گیری بهتر شوید؟ از مورچه بپرسید!/ پنج نکته آموزشی از دنیای حشره‌ها هفت اثرِ (به‌اصطلاح) نفرین‌شده در موزه‌های سراسر جهان (+عکس)