فیلم بیشتر »»
کد خبر ۵۶۱۵۶۸
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۶ - ۰۱-۰۷-۱۳۹۶
کد ۵۶۱۵۶۸
انتشار: ۱۰:۳۶ - ۰۱-۰۷-۱۳۹۶

پسرک ویلچر نشین

مرد ثروتمندی سوار بر اتومبیل  گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابانی می گذشت.

ناگهان پسربچه ای پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که صدمه ی زیادی به اتومبیلش وارد شده. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند.

پسرک گریه کنان، با تلاش فراوان توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کرد.

پسرک گفت :”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند، هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم، کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من نتوانستم بلندش کنم . برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم."

مرد بسیار ناراحت  شد و به فکر فرو رفت. برادر پسرک را روی صندلی اش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
captcha
چگونه احساس کنیم برای دیگران مهم هستیم؟ مفت‌خورهای طهران قدیم «تفنگ» چگونه وارد سرزمین سامورایی‌ها شد؟ آداب معاشرت نوین؛ چگونه در برابر آدم‌های خودشیفته تاب بیاوریم؟ چرا برخی کودکان در یادگیری ضعیف ترند؟ این نشانه ها را جدی بگیرید راهنمای کامل از بین بردن خط و خش لوازم استیل ضد زنگ در خانه چرا همیشه آدم‌های اشتباه وارد زندگی‌مان می‌شوند؟ شاید مشکل از یک الگوی پنهان باشد آیا اعتمادبه‌نفس زنان واقعاً کمتر از مردان است؟ محققان در مطالعه جدید پاسخ می‌دهند ایرانیان دوران ساسانی جهان پس از مرگ را چطور می‌دیدند؟ در تخت جمشید حتی یک زن نیست؛ پس این‌همه نام زنانه از کجاست؟ مرغ دارید اما حوصله غذای تکراری ندارید؟ این ۵ دستور را ببینید معمای ۹۹۹ کاروانسرا؛ چرا شاه‌عباس از ساخت هزارمین بنا خودداری کرد؟ ماشین لباسشویی بوی بد می‌دهد چیکار کنیم؟؛ مهم‌ترین دلایل بوی بد ماشین لباسشویی کشف یک شهر رومی که احتمالا «لاس‌وگاس دنیای باستان» بوده است وقتی پرحرفی دیگر «عادی» نیست؛ پشت حرف‌های بی‌پایان چه می‌گذرد؟