فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۰۰۶۷۵
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۲ - ۰۷-۰۹-۱۳۹۸
کد ۷۰۰۶۷۵
انتشار: ۰۹:۰۲ - ۰۷-۰۹-۱۳۹۸

اي شيخ! اي شيخ!

اي شيخ! اي شيخ!

 روزنوشت هاي حجه الاسلام محمدرضا زائری
روزنامه شهرآرا

شنبه-سر چهارراه جوان سبزي فروش دستم را مي گيرد و من را كنار گاري نگه مي دارد و آن وقت با اشاره به خانم مشتري اش كه دارد برايش كلم و كاهو جدا مي كند مي گويد: حاجي، يك لحظه صبر كن! بعد كه مشتري اش را راه مي اندازد سرش را جلو مي آورد و مي پرسد:چرا خطيب جمعه از درد مردم حرفي نزد؟ چرا در نماز جمعه هيچ صحبتي از مشكلات و بدبختي مردم نيست؟

يكشنبه- جوان دانشجو روي صندلي روبروي من مي نشيند، به گرمي سلام مي كند و مي گويد: من از سال هشتاد و هشت تا حالا فكر مي كردم آقايان نمي فهمند و متوجه نمي شوند و بلد نيستند، ولي حالا به اين نتيجه رسيده ام كه هر چه هست يك چيزي ديگر است! نمي توانم باور كنم چيزي كه مردم عادي متوجه مي شوند مسؤولان كشور متوجه نمي شوند مخصوصا اين دولت كه تركيبي امنيتي دارد، بعد سري تكان مي دهد و اضافه مي كند: من اگر بخواهم چيزي را به خانواده ام بگويم اين طوري خبر نمي دهم كه گراني يكباره نرخ بنزين يكشبه اعلام شد!

دوشنبه- توي اتوبوس بي آرتي جاي تكان خوردن نيست و در هر ايستگاه تنها يكي دو نفر به سختي خود را با فشار توي جمعيت درهم فشرده مسافران جا مي دهند. تقريبا دست و پاي هر مسافري توي چشم و گوش مسافر ديگر است! كساني كه عازم راهپيمايي هستند به مسافران عادي اضافه شده اند. پيرمردي به خاطر مشكل قلبي قبل از رسيدن مقصد پياده مي شود و با كمك بقيه خودش را از داخل اتوبوس بيرون مي اندازد، كودكي كه در آغوش پدرش چسبيده از درد پاي آويزانش مي نالد! واقعا چرا قبل از گران شدن بنزين فكري براي افزايش ناوگان اتوبوسراني نشده است؟

سه شنبه- با صداي قطار مترو با عجله از پله ها مي دويم ولي چند ثانيه دير مي رسيم و درهاي واگن بسته مي شود. ناچار با مرد ميانسال مي نشينيم به حرف زدن، بي مقدمه مي پرسد: ما كه اراذل و اوباش نيستيم چگونه بايد اعتراض كنيم؟ بعد توضيح مي دهد كه چند سال جبهه بوده و عزيزترين دوستش در آغوش او شهيد شده و مي گويد: حالا وقتي فلان مسؤول را مي بينم و فرزندانش را، فلان سردار را مي بينم و دامادش را، وقتي رانت و تبعيض و دروغ و فساد را مي بينم وقتي جواب بچه هايم را نمي توانم بدهم نمي دانم چه طور بايد اعتراض كنم كه متهم به وابستگي به بيگانه و مزدوري دشمن نشوم!

چهارشنبه-راننده تاكسي مي گويد: اينترنت قطعه و اينستاگرام نيست، ملت حالشون خوبه! توي مهموني دو دقيقه همديگه رو مي بينن! زن و شوهرها روابطشون بهتره! ديگه سرشون همه ش توي گوشي نيست! مي گويم: پس مسؤولين دلسوز كشور به فكر روابط اجتماعي و خانوادگي مردم بوده اند كه اينترنت را قطع كرده اند؟ نمكين مي خندد!

 پنجشنبه- پيرمرد تا مرا بين مسافران مي بيند از دور فرياد مي زند: اي شيخ! اي شيخ! مسافران اطراف من هم به سوي او برمي گردند! بعد هم چيزهاي ديگري مي گويد كه قابل نقل نيست! موقع پياده شدن اضافه مي كند: امام صادق عليه السلام فرمودند كه محبوب ترين برادرانم كسي است كه عيوب من را به من هديه دهد! بعد هم توي ايستگاه پياده مي شود و مي رود، بنده خدا فكر مي كند من هر شب با مسؤولان كشور شام مي خورم و مي توانم درد دل هايش را به آنها منتقل كنم!

برچسب ها: زائری ، شیخ
ارسال به دوستان
captcha
تراکتور بدون بیرانوند به آسیا می‌رود؛ اعتماد کامل نکونام به جعفری مرگ تلخ چوپان مراغه‌ای بر اثر برخورد مستقیم صاعقه شرط بازگشایی تنگه هرمز از زبان عراقچی بازگشت سردار آزمون به تیم ملی؛ دیدار با تراکتور پیش از فیفادی مهر سرنوشت بیرانوند چه می‌شود؟ انتخاب بین ملوان و فجرسپاسی یا لیگ یک انفجار در جنوب عربستان و فعال شدن آژیرهای هشدار رکورد ۲۰ ساله مسی شکست؛ ماستانتونو جوان‌ترین آرژانتینی هت‌تریک کرد آخرین مهلت اظهارنامه مالیاتی اشخاص حقوقی اعلام شد؛ تمدید در کار نیست کلاهبرداری با رسید بانکی جعلی؛ انهدام باند سازمان‌یافته در تهران یمن: ادعای اصابت موشک‌ به مسجدی در عربستان صحت ندارد روسیه: حملات اوکراین، امنیت نیروگاه اتمی زاپوریژیا را به خطر انداخت پزشکیان: بریکس حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را محکوم کرد برخورد بانک مرکزی با ۱۱ رئیس شعبه متخلف در نقل‌وانتقال ارقام کلان درخواست مجلس برای پرداخت معوقات فرهنگیان بازنشسته و اصلاح احکام تصویر جمشید رجبری، شهید حمله آمریکا به کشتی کانتینربر
نظرسنجی
پیش بینی شما از تقابل ایران و آمریکا از 3 ماه آینده؟