فیلم بیشتر »»
کد خبر ۷۲۳۷۴۹
تاریخ انتشار: ۲۰:۵۰ - ۲۸-۰۱-۱۳۹۹
کد ۷۲۳۷۴۹
انتشار: ۲۰:۵۰ - ۲۸-۰۱-۱۳۹۹
به مناسبت روز دروازه‌بانان

احمدرضا عابدزاده پادشاه دروازه‌بان‌ها!

عصر ایران
بزرگترین دروازه‌بان نسل ما اما احمدرضا عابدزاده بود. او هم مثل هیگوئیتا گاهی دست به جنون می‌زد. کمتر پسر نوجوانی بود که شیفته آن موهای یکدست سیاه، آدامس جویدن‌های بی‌قید، لبخندها و شیرجه‌ها و دلبری‌هایش نشود.
عصرایران؛ احسان محمدی- تابستان سال 1369 کورش روی آسفالت شیرجه می‌زد و می‌گفت من گوی‌ گوچه‌آ هستم. شب، بازی‌های جام‌جهانی 1990 را با تلویزیون‌های سیاه و سفید پارس می‌دیدیم و آفتاب زده و نزده با توپ پلاستیکی دولایه خیابان را به غوغاکده‌ای تبدیل می‌کردیم.
 
آنها که تابستان، پابرهنه روی آسفالت در جنوب ایران بازی کرده‌اند می‌دانند که ظهرها چطور حباب‌های قیر از لابه‌لای آسفالت بیرون می‌آیند. خیابان تب می‌کرد ولی ما پابرهنه ول‌کن فوتبال نبودیم و شیرجه زدن یک پسربچه ده - دوازده ساله نتیجه‌اش جز پاره شدن لباس، زخم روی آرنج هم بود اما کورش می‌خواست «سرخیو گوی گوچه‌آ» شود، حتی وقتی دروازه‌بان تیم ملی آرژانتین از خلقت پسرخاله من خبر نداشت!

دوران رینات داسایف و تونی شوماخر را یادم نمی‌آید اما دروازه‌بانی برای من با گوی گوچه‌آ و رنه هیگوئیتا و بودو ایگلنر و هانس وان بروکلین و والتر زنگا شروع شد. هیگوئیتا ولی چیز دیگری بود. هم شمایل متفاوتی داشت و هم کارهایش دیوانه‌وار بود. در همان جام جهانی وقتی مقابل کامرون خواست روژه میلا را دریبل بزند، توپ را لو داد و کلمبیا گل خورد و آنها از جام حذف شدند. احتمالاً آن روزها یا پابلو اسکوبار سرش شلوغ بود یا با هیگوئیتا سر و سری داشت وگرنه با وجود آن همه کارتل مواد مخدر که شیفته فوتبال و شرطبندی روی آن بودند احتمالاً در مدلین او را مثل آندرس اسکوبار به گلوله می‌بستند.احمدرضا عابدزاده
 
بزرگترین دروازه‌بان نسل ما اما احمدرضا عابدزاده بود. او هم مثل هیگوئیتا گاهی دست به جنون می‌زد. کمتر پسر نوجوانی بود که شیفته آن موهای یکدست سیاه، آدامس جویدن‌های بی‌قید، لبخندها و شیرجه‌ها و دلبری‌هایش نشود. احتمالاً بعدها در لیگ فوتبال ایران جایزه بهترین دروازه‌بان را به نام او می‌کنند. چیزی شبیه جایزه سامورا در لالیگا.
 
سزاوارش است. کاری به گل خورده و رکورد و آمار ندارم. احمدرضا عابدزاده چیزی ورای دروازه‌بانی بود. کسی که بودنش در ترکیب دل آدم را قرص می‌کرد.

 بعد از جام ملت‌های آسیا 1996 در مجله طنز و کاریکاتور مجموعه‌ای در مقایسه او با هیگوئیتا قلم زدند. احمدرضا از میانه دهه 70 شروع کرد به انجام کارهای غیرمنتظره. در بازی پرسپولیس - بهمن نزدیک پرچم کرنر توپ را گرفت و از لای پاهای علی‌اصغر مدیرروستا رد کرد! احتمالاً اگر کسی فیلم آن لحظه را داشته باشد رکورد لایک و کامنت را در فضای مجازی می‌شکند. به پلی اکریل پنالتی زد، شروع به دریبل زدن مهاجمان کرد و حتی یک بار از میانه میدان مستقیم به استقلال اهواز گل زد! بعد از نزدیک به سی سال هنوز مشخص نیست چرا داور آن گل را مردود اعلام کرد!

دوست داشتن یک دروازه‌بان و بایگانی کردنش در ذهن، به بهانه نیاز دارد. دوستش اگر داشته باشی سعی می‌کنی اشتباهاتش یادت برود. عابدزاده فوق‌العاده بود اما او هم گل‌های بد خورد. گاهی انگار حوصله بازی نداشت و به زور توی دروازه ایستاده بود. به گلی که از محمد نوازی در شهرآورد تهران خورد نگاه کنید. یک کاشته از زاویه بسته که دروازه‌بانی به سن و سال و تجربه عابدزاده نباید به آن سادگی تسلیم می‌شد. یا در تبریز از ناصر فرشباف گلی شبیه گل مهرزاد معدنچی به مهدی رحمتی و استقلال خورد. تازه آن اندازه هم تقلا نکرد. انگار فقط می‌خواست با چشمش توپ را مهار کند.

کارنامه هر دروازه‌بان بزرگی در دنیا را اگر زیر و رو کنی حتماً مواردی مثل این پیدا می‌شود ولی عابدزاده انگار مهره مار داشت. چیزی ورای فوتبال. آنقدر او را به دل آدم می‌چسباند که حاضر بودی حتی قصورش در گل خوردن را گردن بگیری. بگویی تقصیر او نبود، من پای تلویزیون یا روی سکوها اشتباه کردم!

بازی‌های ناصر حجازی را خیلی به خاطر ندارم. افسوس برای آرشیو همیشه ناقص تلویزیون ما که تصویرهای روشنی از بازی آن نسل را نداریم. اما از وقتی که فوتبال ایران را دنبال کردم، از بهروز سلطانی، وحید قلیچ، بهزاد غلامپور، نادر باقری، احمد سجادی، جلال بشرزاد، علیرضا دلیخون، نیما نکیسا، حسن رودباریان، مهدی رحمتی، هادی طباطبایی، پرویز برومند، داود فنایی، حاج اسبویی و... صدها قاب در ذهن دارم. گاهی درخشان و چشم‌نواز بودند و گاهی معمولی و ناامیدکننده اما احمدرضا عابدزاده پادشاه دروازه‌بان‌ها بود.

«اولین شرط اینکه دروازه‌بان باشید این است که معمولی نباشید. همین که همه آن جلو دارند دنبال توپ می‌دوند ولی تو باید توی چارچوب دروازه بایستی؛ یعنی یک جای کارت عجیب است. تازه قسمت معرکه‌اش اینجاست که هیچ‌کس جز تو حق ندارد با دست توپ را بگیرد!» این را رنه هیگوئیتا می‌گفت و حق داشت. دروازه‌بانی شعبه‌ای از عشق و جنون است. دروازه‌بان‌ها چه آنها که مدام کلین‌شیت می‌کنند و چه آنها که سوتی می‌دهند، هرچه باشند، در یک صفت مشترک هستند. اینکه «معمولی» نیستند.
 
ایران ورزشی
ارسال به دوستان
captcha
ادعای تازه اسرائیل؛ طرح ترور وزیر جنگ خنثی شد حمله توپخانه‌ای عربستان به روستاهای شمال یمن باران شیشه افقی و دو غروب خورشید؛ عجیب ترین جهان های کشف شده در فضا! شرط ایتالیا برای لغو تعلیق شنگن با اسپانیا واریز تدریجی 110 همت به حساب گندم‌کاران تا 25 مردادماه توپولف Tu-16؛ بمب افکنی که از جنگ سرد تا امروز دوام آورد (+عکس) بیش از ۷۰ هزار کانادایی با امضای طوماری خواستار اخراج سفیر آمریکا شدند برخی مقامات آمریکایی: ارتش آمریکا در جریان جنگ با ایران تقریباً ۲۵ درصد از ناوگان خود را از دست داده  تشکل‌ها چگونه به توسعۀ کشورها کمک کردند/ نگاهی به تجربۀ کشورهای توسعه‌یافته  هشدار جمعی از اساتید، محققان و فضلای حوزه‌های علمیه نسبت به تفرقه‌افکنی برخی چهره‌ها وزارت خارجه: بیانیه حقوق بشری فرانسه و شرکای غربی، فرافکنی منافقانه است پنجرۀ متفاوتی به حضور و سخنرانی رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری (فیلم) فیلمی از تعویض ضریح امام رضا(ع) با حضور رهبر انقلاب در سال ۱۳۷۹ یونیوز: تهران، دمشق را به هدف‌گیری ۱۰۰ نقطه استراتژیک در صورت مداخله در لبنان تهدید کرد حمله پهپادی نیروهای مسلح یمن به پالایشگاه آرامکو در جیزان عربستان