ايران: مدرس جوان دانشگاه براي ازدواج با پسر مورد علاقهاش، سرانجام با حكم قطعي دادگاه تجديدنظر استان تهران سر سفره عقد نشست.
پرونده اين ماجرا، چندي قبل و زماني به جريان افتاد كه دختر 30 سالهاي به نام «پگاه» با مراجعه به مجتمع قضايي خانواده ونك تهران خواستار صدور اجازه ازدواج با پسر مورد علاقهاش شد.
قاضي پرونده پس از بررسيهاي لازم و با توجه به سن، شرايط شغلي و جايگاه اجتماعي دختر و پسر دستور تعيين وقت دادرسي و احضار پدر را به دادگاه صادر كرد.
در جلسه رسيدگي به پرونده، پدر با ابراز مخالفت شديد نسبت به اين وصلت به قاضي پرونده گفت: «مطمئنم دخترم تحت تأثير احساسات و هيجانات جواني دادخواست داده است. «پگاه» دختري تيزهوش و نابغه است كه در 27 سالگي به عنوان عضو موقت هيأت علمي همكاري خود را با دانشگاههاي مطرح آغاز كرد و چند كتاب نيز تأليف نموده است. وي تاكنون چندين مقاله علمي باارزش ارائه داده و آيندهاي روشن پيشرو دارد. اما خواستگارش تنها يك نوازنده است كه مدرك تحصيلي پائينتري هم نسبت به دخترم دارد. مطمئنم بزودي هيجانات دختر جوانم فروكش كرده و پي به اشتباهاتش ميبرد. او بايد بداند مخالفتم فقط به خاطر دلسوزي و آيندهنگري است. بنابراين به هيچ عنوان به دخترم اجازه ازدواج با پسر مورد نظر را نخواهم داد.»
در ادامه دختر جوان گفت: «بهزاد» علاوه بر تدريس موسيقي سنتي داراي مدرك كارشناسي است و مشغول تحصيل در مقطع فوقليسانس نيز هست. از نظر سني نيز فاصله زيادي با هم نداريم و قادر به درك روحيات و خواستههاي يكديگر هستيم. من و «بهزاد» چند سال است كه استقلال مالي داريم و براي تأمين هزينهها از خانوادههايمان كمكي نگرفتهايم. بنابراين قادر به اداره زندگي مشترك هستيم و تقاضاي صدور مجوز ازدواج داريم. قاضي دادگاه پس از بررسيهاي لازم دستور داد «بهزاد» نيز در دادگاه حاضر شود.
بدينترتيب قاضي پرونده پس از بررسي وضعيت اجتماعي، شغلي و تحصيلي پسر جوان، خواسته دختر را وارد تشخيص داد و حكم به ثبت ازدواج آنها داد.
با صدور اين حكم و ابلاغ آن به طرفين، پدر به رأي دادگاه اعتراض كرد و خواستار نقض حكم و ممانعت از ازدواج دخترش شد. پس از ارجاع پرونده به دادگاه تجديد نظر استان تهران، دختر جوان در برابر هيأت قضايي دادگاه عالي گفت: دلم ميخواست بزرگترين رخداد زندگيام با رضايت و دعاي خير پدرم همراه باشد اما 9 سال انتظار مرا سرگردان كرده و اميدوارم روزي فرصت جبران محبتهاي پدرم ودلجويي از او را به دست آورم.