اعتماد ملی: ماهنامه «خيمه»، نشريهاي مورد حمايت «سازمان تبليغات اسلامي» است كه بيشتر به موضوعاتي درباره «هياتهاي مذهبي» ميپردازد. اين نشريه در صفحات نخستين آخرين شماره خود، «هويت هيات» را بررسي كرده است. در اين بخش حجتالاسلاموالمسلمين سيدعباس لاجوردي، مديرموسسه تحقيقاتي ـ فرهنگي انتشارات «ليلهالقدر» در اين باره گفته است: «در واقع دين در هيات، دين اجتماعي است... هيات بهترين حزب برخاسته از ايمان، عشق و فداكاري است؛ يعني بهترين جاست. در واقع هيات در متن جامعه، يك جامعه ديني كوچك هستند و به نوعي هيات يك جور تحزب عشقي است.
قويترين و غنيترين نوع دموكراسي در هيات وجود دارد؛ زيرا پايه و اساس آن آرمانها و دغدغههاي مشترك است و در انجام كارهاي آن هيچ اجباري نيست.»(ص 5) در صفحه بعدي، فردي ديگر به نام «حاج علي مالكينژاد» از مداحان درباره هويت هياتهاي مذهبي سخن گفته است: «خوشبختانه به بركت انقلاب و دفاع مقدس، پيشرفتهاي فرهنگي خوبي صورت گرفت اما در گذشته اخلاص در هيات بيشتر بود و حرف اول را ميزد... در گذشته حفظ حرمتها بيشتر بود... امروزه هيات دچار بحران شدهاند و خيلي از هياتها 2 ماه بعد از تاسيس از هم ميپاشند و اعضاي آن هياتي ديگر تشكيل ميدهند و با زير سوال بردن هيات قبليشان به غيبت و تهمت ميپردازند.» او سپس پيشنهاد ميدهد: «بايد با تلفيق چند هيات با همديگر از تكثر هيات جلوگيري كنيم... بايد چند شخص باتجربه و مسوول به خصوص روحاني در هيات حضور فعالانه داشته باشند. عدهاي مغرضانه ميخواهند هيات را از روحاني خالي كنند...» مالكينژاد در ادامه گفتوگوي كوتاه خود به آسيبهاي ديگر هياتهاي مذهبي اشاره ميكند و ميگويد: «قدم هيات محل حل مشكلات بود، ولي الان بعضي از هيات خودشان منشأ اختلاف و مشكل شدهاند... در گذشته مسوولان هيات كمترين خطا را داشتند و از جايگاه خوبي در ميان مردم برخوردار بودند... در حال حاضر هم اگر گاهي مشكلي پيش ميآيد، از حرمتشكني است.»(ص 6)
انتقاد از برخي رفتارها در اعتكاف
نشريه «خيمه» در بخشي ديگر اين شماره خود، به موضوع «اعتكاف» پرداخته و با «عليرضا تكيهاي»، رئيس ستاد اعتكاف قم گفتوگو كرده است. او با ارائه تاريخچهاي از اين مراسم مذهبي و نحوه انجام آن، به انتقاد نسبت به اجراي اين مراسم در برخي محلها ميپردازد و ميگويد: «متاسفانه گزارشهايي دريافت ميشود، مبني بر اينكه در بعضي از محلهاي اعتكاف رعايت قداست اين موضوع به حد كمال صورت نميگيرد و برنامهريزي دقيق براي بهرهبرداري كيفي از اعتكاف و ايجاد خلوت انسان با خدا صورت نميپذيرد... عدهاي به جاي پرداختن به نماز و اعمال ارزشمند اين ايام به گفتوگو با اطرافيان ميپردازند و گاهي اوقات را به بطالت ميگذرانند...» (صص 13 – 10)
پروندهاي براي مداحان
اين نشريه در لابهلاي صفحات خود به پروندهايچالشبرانگيز پرداخته است كه نويسنده آن هم در ابتداي گزارش شرح ماوقع آن را ارائه ميكند؛ اين موضوع «دستمزدهاي بالاي برخي از مداحان» است. نويسنده گزارش ابتدايي اين پرونده ميپرسد: «چرا افرادي براي 15 دقيقه مداحي دو فيش حج عمره دريافت ميكنند يا افرادي كه براي دهه اول محرم حدود 10 ميليون تومان پول ميگيرند، حاضر به دفاع از خود در برابر منتقدانشان نيستند؟!» او سپس بااشاره به يكي از منبريهاي مشهور مينويسد: «كاش ميشد نام آن روحاني برجستهاي كه برنامهاش را به صورت مستمر از تلويزيون ميبينيم، عنوان كنيم. ولي اينجا تنها به گفتهاش بسنده ميكنيم: به شما چه مربوط كه در اين مسائل دخالت ميكنيد؟ اين يك مساله شخصي است. اگر كسي حقوق شما را بپرسد، خوشتان ميآيد؟» يكي از مسوولان هياتها در اين گزارش گفته است: «موضوع دستمزد بالاي تعدادي از مداحان چند سالي است كه آغاز شده و تا چند سال پيش اصلا چنين چيزي مشاهده نميشد. علت اصلي آن نيز چشم و همچشميهاي تعدادي از هياتهاي مذهبي در كاشان بود كه با نرخهاي نجومي كه گاه نرخ يك دهه آن برابر كل دستمزد يا صله يك مداح در طول يكسال يا حتي بيشتر بود، اين رويه و بدعت غلط را در جامعه مداحي بنيان گذاشتند...»(ص 16)
در مقابل، يكي از مداحان در يادداشتي جداگانه، بخش از اشكالات را به «صداوسيما» منتسب ميكند و مينويسد: «صداوسيما در جريان پخش برنامههاي نوحه و عزاداري عملكردي منصفانه ندارد و به طور مساوي در اختيار همه مداحان نيست. شرايط طوري است كه من ميتوانم بگويم كه در جريان مداحي نوعي تشكيلات خاص وجود دارد... اگر جلوي كساني كه شأن مداحي ندارند، گرفته نشود، هياتهاي ما در آينده، روح و معنويت نخواهند داشت.» (ص 17)
پناهيان: در دادن صله به مداحان خسيس نباشيم
البته در اين پرونده، «عليرضا پناهيان» منبري مشهوري كه چند سالي هم در اعتراضهاي سياسي در قم نقش پررنگي داشت، معتقد است كه بايد از مداحان بيش از سخنرانان تقدير شود و ادامه ميدهد: «اين بد است كه مداحان صله را خود تعيين كنند ولي بدتر از آن اين است كه افراد مذهبي وظايف خودشان را در اين خصوص نشناسند و تنگنظرانه در اين خصوص عمل كنند.» او زياد بودن دستمزد مداحان را طبيعي ميداند و راهكار آن را داشتن شغل دومي براي آنان عنوان ميكند. پناهيان دليل رقمهاي نجومي دستمزد برخي از مداحان را اينگونه تشريح ميكند: «در برخي از مجالس براي برخي از امور تشريفاتي زايد يا برخي از مخارجي كه چندان ضرورت ندارد، ميليونها تومان خرج ميشود، ولي براي دادن 100 يا 200 هزار تومان به ذاكر اهل بيت(ع) خساست به خرج داده ميشود اين هم نوع ديگري از بيمعرفتيهاست كه خيلي از ذاكران اهل بيت(ع) ديدهاند و شايد به اين راه كشيده شدهاند كه نرخهاي نجومي تعيين كنند.» (صص 21 – 18)
افروغ: ما مكتب صلح هستيم
ماهنامه خيمه در اين شماره به سلسله گفتوگوهايش درباره «امام حسين در عصر حاضر» پرداخته است و به سراغ «عماد افروغ» رفته است. او هم خطر امروز را «تقليل امر به معروف و فراموشي حاكمان» دانسته است: «عدهاي امر به معروف و نهي از منكر امام حسين(ع) را به روابط اجتماعي مردم با مردم تقليل ميدهند؛ يعني تذكرهاي روزمرهاي كه مردم به همديگر ميدهند. غفلت از تذكرها و نصيحتهايي كه مردم ميتوانند به اصحاب قدرت و رهبرانشان داشته باشند. ما بايد اين درس را بگيريم كه اينقدر امر به معروف و نهي از منكر را تقليل به مسائل جزئي ندهيم. يك وجه اين امر به معروف و نهي از منكر نصيحت ائمهمسلمين است. بنابراين تفسيري از ولايتفقيه به دست ندهيم كه اين امر به معروف و نهي از منكر از مردم گرفته شود.» افروغ سپس به ريشههاي قيام امام حسين(ع) و صلح امام حسن(ع) اشاره كرده و گفته است: «ما مكتب صلح هستيم. ما اهل اين نيستيم كه بخواهيم در زمان غيبت جهاد ابتدايي داشته باشيم...» او ادامه داد «ماكياوليستهايي داريم كه لباس دين پوشيدهاند در كنار اينها هم يكسري متحجر داريم. به نظر من اگر متحجرين و سطحيانديشان نبودند، اين قدرتطلبان و رندان دنياگرا توفيق چنداني به دست نميآوردند.» (صص 49 – 48)
در ادامه مباحث ارائه شده از سوي نشريه «خيمه»، ميتوان به «نگاه كلامي به بحث نذر»(صص 55-53)، مقالهاي از يك ايرانشناس فرانسوي درباره «حسينيه در ايران» (صص 61-60)، «خرافههاي مدرن در تلفن همراه» (ص 73) و «برنامههاي راديويي در قبل از انقلاب اسلامي» (ص 76) اشاره كرد كه هركدام از اين مباحث را بازگو و نشر دادهاند.
محمد فقيه