آفتاب یزد- خـبـرگزاري اصولگراي فارس ديروز اظـهـارات رئـيـس كميسيون فرهنگي مجلس را منعكس كرد كه در بخشي از آن آمده بود: «بايد مراقب باشيم تا مثلاً اين ماجرا كه سه نفر در كهريزك مردهاند به مسئله اصلي تبديل نشود.» اين سخن را ميتوان در كنار برخي اظهارنظرهاي ديگر قرار داد كه در هفتههاي اخير مطرح شده است و تلاش ميكند با يادآوري مصيبتهاي بزرگتر، برخي حوادث تأسف بار را كماهميت جلوه دهد. مثلاً يك مقام اجرايي به جاي پاسخگويي در خصوص ريشه حوادث هوايي، به مردم يادآوري ميكند كه «تعداد كشتهها در حوادث جادهاي چندين برابر تلفات ناشي از سقوط يك هواپيماست.» اما آيا اينگونه توجيهگريها، ميتواند حلال مسائل باشد؟
بـه اظـهـارات رئـيس كميسيون فرهنگي مجلس ميتوان از دو زاويه نگاه كرد. نخستين زاويه، ديدگاه قرآني است كه به موجب آن، حتي مرگ يك بيگناه نيز قابل تحمل نميباشد. زيرا بنابر حكم قرآني «هر كس يك بيگناه را بكشد گويي همه انسانها را كشته است.» اگر از اين زاويه به موضوع نگريسته شود آنگاه نميتوان از تبديل موضوع كهريزك به يك موضوع اصلي، تعجب كرد و آن را نفي نمود؛ مگر آنكه كسي معتقد باشد كه كشتهشدگان در كهريزك – حتي همان مقتول مظلوم كه بسياري از سران كشور در مراسم ترحيم او شركت كردند – بيگناه نبودهاند.
به اين موضوع همچنين ميتوان از زاويه «حكمراني خوب و موفق » نگاه كرد. نگاه از اين زاويه موجب خواهد شد هر فرد دلسوز و آيـنـدهنگر حتي از وجود كوچكترين منفذ كه راه را براي رسوخ خودسري در اركان انتظامي، قضايي و اداري كشور باز ميكند احساس نگراني نمايد. زيرا تجربه نـشـان داده اسـت كـه كم اهـمـيت شمردن برخي خودسريها، موجب نهادينه شدن بـعـضي نابسامانيها خواهد شد. اين نكته با توصيههاي ديني ما نيز تطبيق دارد كه «بزرگترين گناه آن است كه كوچك شمرده شود.»
آنچه در كهريزك اتفاق افتاده است آنقدر بزرگ است كه هيچكس حق ندارد از تبديل آن به يك مسئله عمده احساس نگراني كند. البته نه مسئله كهريزك و نه هيچ مسئله ديگري نبايد به «تنها دغدغه» مردم و مسئولان تبديل شود مگر دغدغه «حكمراني خوب». زيرا در سايه حكمراني خوب، مـردم يـقين خواهند كرد كه امكانات عمومي با بهترين بهرهوري در خدمت حـل مـشـكـلات خـواهـد بـود. در سـايه اين حكمراني، شايستهترين افراد، مناصب مختلف كشوري را تصدي خواهند كرد و بدين طريق، شهروندان احساس آرامش خواهند داشت. شرط رسيدن به حكمراني خوب نيز آن است كه هر مـفـسدهاي در ابتداي راه توسط مردم و كارگزاران حـكـومتي شناسايي و با آن مقابله شود.
در چنين شـرايـطـي، چـگـونـه ميتوان اقدامات خودسرانه و جنايتكارانهاي كه منجر به قتل سه بيگناه – يا به تعبير رئيس كميسيون فرهنگي مجلس، مردن سه نفر– شده است را كم اهميت دانست؟ آيا پس از آن، عدهاي به خود حق نخواهند داد بگويند كه «نبايد زنداني شدن چـند بيگناه را مسئله اصلي كشور دانست»، «نبايد محدود كردن يا توقيف چند رسانه را مسئله اصلي دانست»، «نبايد كوتاهي دولتمردان در اجراي نظام هماهنگ را مسئله اصلي دانست»،«نبايد عدم واريز يك ميليارد دلار در آمد نفتي به حساب خزانه را مسئله اصلي دانست»،«نبايد بلاتكليفي وزارت آموزش و پرورش در آغاز سال تحصيلي را مسئله اصلي دانست»، «نبايد فـســاد چـنــدآقـازاده را مـسـئلـه اصلـي دانــســت»، «سـيـصـدميليارد تومان هزينه فاقد سنددر شهرداري، مسئله اصلي كشور نيست>، <نبايد ناهماهنگي در تيم اقتصادي دولتهاي بيست ساله اخير را مسئله اصلي دانست»، «بياعتنايي به هشدارها نسبت به تصميمات تورمزا مـسـئلـه اصلـي كـشـور نـيـسـت»، «نـبـايـد ادعـاي مـركز پــــژوهـــشهـــاي مــجلـــس در خــصـــوص هـــزيــنــه سيصدميلياردي ناشي از عدم تغيير ساعت را مسئله اصلي دانست»، «نبايد گران بودن بنزين خريداري از ونزوئلا را مسئله اصلي دانست»، «تاخير 10 ساله روسيه در راهانـدازي نيـروگاه بوشهر مسئله اصلي نيست»، « حتي مهاجرت 50 درصد نخبگان از كشور مسئله اصلي نيست»، «خودسري چند مامور در شكستن شيشه خودروها مسئله اصلي نيست»، «نبايد كشته شدن ساليانه بيست و چند هزار هموطن در حوادث جادهاي را مسئله اصلي دانست»، «نبايد حذف دهها و صدها نيروي كارآمد را مسئله اصلي دانست» و دهها نبايد ديگر.
نگارنده بر اين باور است كه مرگ مظلومانه چند بيگناه در كهريزك، به خودي خود آنقدر مهم هست كه كسي تلاش نكند آن را در عبارت «مردن سه نفر در كهريزك» خلاصه نمايد. اما ريشه اين حادثه تاسف بار بسيار مهمتر و نگرانكنندهتر است. زيرا اين حادثه و حوادث مشابه، در خوشبينانهترين حالت، وجود «امكان خودسري» در برخي مراكز رسمي و «فقدان نظارت كافي» بر آنها را به نمايش ميگذارد كه چنين نقصانهايي را بايد «ام الفساد»در يك سيستم حكومتي دانست.اكنون كه در عاليترين سطوح حكومتي، بر مقابله جدي با برخي كژيها و جبران ضايعات ناشي از حوادث پس از انتخابات، تـاكـيـد مـيشـود تلاش براي به حاشيه راندن مرگ مظلومانه سه هموطن، كار پسنديدهاي نيست و ناپسندتر آن است كه سخن يك شخصيت سرشناس فرهنگي، اين شائبه را ايجاد كند.
فـرامـوش نكنيم كه كوچك شمردن برخي ضعفها، كژيها و مفاسد در سالهاي اخير ضايعات فراواني براي كشور ايجاد نموده است. اين ضايعات مختص دولت فعلي يا دوره حاكميت اصولگرايان نميباشد و در دولتهاي پيشين نيز علاقه به «اصلي ندانستن مسائل مهم» هزينههاي فراواني بـر كـشـور تـحـميل كرده است. پس با هم بپذيريم كه «كوچك شمردن كژيها» اصليترين مسئله كشور است كه در سايه آن، كژيهاي كوچك نيز ضايعات بزرگ براي كشور به ارمغان خواهد آورد.
بقول رهبری مسئله اصلی مملکت دروغ بزرگ اعوان و انصار شماست که هنوز از ر شیطون پیاده نمیشید و باعث کشته شدن چندین نفر بی گناه شدید.
البته با خاطیان باید به شدت برخورد بشه، اما تحریک شما باعث اصلی این حوادث بود.
خودتو به کوچه .... نزن عمو!