فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۰۳۹۶۸
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۷ - ۳۰-۰۵-۱۴۰۲
کد ۹۰۳۹۶۸
انتشار: ۰۸:۱۷ - ۳۰-۰۵-۱۴۰۲

امروز با سیمین بهبهانی: من آن روز می گفتم که از مار می ترسم

امروز با سیمین بهبهانی: من آن روز می گفتم که از مار می ترسم

من آن روز می گفتم که: «از مار می ترسم.»
و تأکید می کردم که: «بسیار می ترسم!»

به بازی، طنابی را تن مار می کردی،
من آشفته می گفتم: «از این کار می ترسم!»

چون بر دوش می بستی دو مار دروغین را،
به فریاد، می گفتم که: «بردار، می ترسم!»

تو گفتی که: «ضحاکم!» -من از درد نالیدم
که جابر، جبون، جانی، جوانخوار! می ترسم!

گرفتند جان، ماران، تو را خنده وحشت شد،
گرفتی ز دامانم که: «مگذار، می ترسم!»

سر از یأس جنباندم نگاهم نشانی شد
ز درماندگی، یعنی: «به ناچار، می ترسم.»

پی پاس خود، زان پس، بسا مغز برکندی...
من از مار، اینک، نه! که از یار می ترسم!

برچسب ها: شعر ، سیمین بهبهانی ، مار
ارسال به دوستان
ورود 50 هزار مهاجر غیرقانونی به شهر اسپانیا در آفریقا (+ عکس)/ 18 مهاجر غرق شدند / آشوب و شرایط غیرعادی سپاه: ۲ نفتکش متخلف در تنگه هرمز تنبیه شدند آکسیوس: نتانیاهو و ونس درباره شکاف بر سر جنگ ایران دیدار کردند بازداشت یک تبعه انگلیس به اتهام جاسوسی برای سپاه پاسداران کاپیتان افسانه‌ای میلان در ۶۶ سالگی درگذشت پاکستان: مذاکرات میان تهران و واشنگتن ادامه دارد آغاز ارائه اینترنت ماهواره ای در عراق / اعلام قیمت بسته ها و تجهیزات آقای فرماندار! قبل از تسهیلِ ازدواج، زیستن را آسان کنید حمله پهپادی به نفتکش در دریای خزر ۲۵ معدنچی در پاکستان جان باختند زیردریایی «آلروسا»؛ تنها کلاس کیلو روسیه با پیشران پمپ جت (+عکس) گزارش تایمز از عملیات اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل برای ردیابی رهبر ایران ایده ای جالب برای طراحی فروشگاه بالنسیاگا (تصویری) امروز با حافظ: بانگِ نوشِ شادخواران یاد باد (+فایل صوتی) معمای ریاضی؛ رکورد حل این چالش 10 ثانیه است