فیلم بیشتر »»
کد خبر ۹۱۴۸۹۳
تاریخ انتشار: ۰۰:۴۸ - ۱۳-۰۸-۱۴۰۲
کد ۹۱۴۸۹۳
انتشار: ۰۰:۴۸ - ۱۳-۰۸-۱۴۰۲

امروز با سعدی : صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

عصر ایران
مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. وی احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت. سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یازید. وی در سال ۶۵۵ ه.ق سعدی‌نامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶ ه.ق) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در کلیات وی جمع کرده‌اند. وی بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری قمری در شیراز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد./گنجور

ایها الناس جهان جای تن آسانی نیست

مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست

خفتگان را چه خبر زمزمهٔ مرغ سحر؟

حیوان را خبر از عالم انسانی نیست

داروی تربیت از پیر طریقت بستان

کادمی را بتر از علت نادانی نیست

روی اگر چند پری چهره و زیبا باشد

نتوان دید در آیینه که نورانی نیست

شب مردان خدا روز جهان افروزست

روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست

پنجهٔ دیو به بازوی ریاضت بشکن

کاین به سرپنجگی ظاهر جسمانی نیست

طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی

صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

حذر از پیروی نفس که در راه خدای

مردم افکن‌تر ازین غول بیابانی نیست

عالم و عابد و صوفی همه طفلان رهند

مرد اگر هست به جز عارف ربانی نیست

با تو ترسم نکند شاهد روحانی روی

کالتماس تو به جز راحت نفسانی نیست

خانه پرگندم و یک جو نفرستاده به گور

برگ مرگت چو غم برگ زمستانی نیست

ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند

بانگ و فریاد برآری که مسلمانی نیست

آخری نیست تمنای سر و سامان را

سر و سامان به از بیسر و سامانی نیست

آن کس از دزد بترسد که متاعی دارد

عارفان جمع بکردند و پریشانی نیست

وانکه را خیمه به صحرای فراغت زده‌اند

گر جهان زلزله گیرد غم ویرانی نیست

یک نصیحت ز سر صدق جهانی ارزد

مشنو ار در سخنم فایده دو جهانی نیست

حاصل عمر تلف کرده و ایام به لغو

گذرانیده، به جز حیف و پشیمانی نیست

سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی

به عمل کار برآید به سخندانی نیست

تا به خرمن برسد کشت امیدی که تراست

چارهٔ کار به جز دیدهٔ بارانی نیست

گر گدایی کنی از درگه او کن باری

که گدایان درش را سر سلطانی نیست

یارب از نیست به هست آمدهٔ صنع توایم

وانچه هست از نظر علم تو پنهانی نیست

گر برانی و گرم بندهٔ مخلص خوانی

روی نومیدیم از حضرت سلطانی نیست

ناامید از در لطف تو کجا شاید رفت؟

تو ببخشای که درگاه تو را ثانی نیست

دست حسرت گزی ار یک درمت فوت شود

هیچت از عمر تلف کرده پشیمانی نیست

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
برچسب ها: سعدی ، شعر
ارسال به دوستان
captcha
فولداموبیل ؛ تخم مرغ آلمانی که 19 سال دوام آورد! (+عکس) عارف: دیگر فرصتی برای دعواهای داخلی نداریم مخبر و فروزنده عضو هیئت عالی نظارت مجمع تشخیص شدند تمدید مهلت ثبت‌نام و ویرایش آزمون‌های خارج از کشور گروه پزشکی تا ۲۴ مرداد نامه محسن رضایی به رهبر انقلاب: امروز بیش از هر زمان دیگر، به وحدت ملی و همبستگی مردم و مسئولان نیاز داریم انفجار مهیب کپسول‌های گاز در نیشابور؛ مصدومیت راننده و هشدار آتش‌نشانی درخشش وزنه‌برداران نوجوان و جوان ایران در آسیا با کسب مدال‌های طلا، نقره و برنز هشدار آموزش و پرورش درباره کلاهبرداری تحت عنوان آزمون‌های غربالگری دانش‌آموزان جمع‌آوری روزانه ۴۰۰ تن زباله در مهران؛ خدمات‌رسانی شبانه‌روزی به زائران اربعین افزایش سقف وام بانکی زنان سرپرست خانوار و دهک‌های محروم با مصوبه دولت چرا کالابرگ برخی افراد حاضر در داخل کشور قطع شد؟ حادثه مرگبار رانندگی در محور شبستر آذربایجان شرقی به صوفیان یک کشته و دو مصدوم برجا گذاشت کشف ۲۸ قطعه اشیای عتیقه در مراغه هشدار هواشناسی سیستان و بلوچستان؛ وزش باد شدید و کاهش دید تا ۲۷ مرداد «مدیر مدرسه»؛ از صفحه کتاب تا آیینه جامعه امروز