در این میان، زنان بهویژه زنان سرپرست خانوار نقشی فراتر از گذشته در حفظ و پایداری اقتصاد خانواده بر عهده گرفتهاند؛ نقشی که اگرچه در زندگی روزمره ملموس است، اما در سیاستگذاریها و آمارهای رسمی کمتر دیده میشود. در این گزارش با گفتوگو با یک کارشناس و فعال مدنی و همچنین یک زن کارآفرین موفق تلاش کردیم تصویری واقعیتر از جایگاه زنان در جامعه نشان دهیم.
مریم خوئینی در روزنامه بامدادجنوب نوشت: در سالهای اخیر، فشارهای اقتصادی و ناپایداری معیشتی، ساختار سنتی تأمین معاش در بسیاری از خانوادههای جنوب کشور را دستخوش تغییر کرده است.
مهتا بذرافکن کارشناس و فعال مدنی در گفتوگو با بامداد جنوب با بیان اینکه زنان، ضربهگیر پنهان بحرانهای حکمرانی هستند، گفت: زنان بهعنوان نیمی از جمعیت جامعه، همانند سایر شهروندان در معرض پیامدهای نوسانات اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و بحرانهای گوناگون حکمرانی قرار دارند اما تفاوت اساسی آنها با دیگر گروههای اجتماعی در این است که در ساختارهای موجود، بخش قابلتوجهی از این بحرانها به درون خانوادهها منتقل میشود و خانواده به «واحد جبران بحران» تبدیل میشود. در این میان، زنان نقش اصلی ضربهگیری و جذب این فشارها را بر عهده دارند.
به گفته بذرافکن، زنان ناچارند بحرانهایی را که از سطح کلان به خانواده منتقل میشود، بهگونهای مدیریت کنند که سایر اعضای خانواده، بهویژه کودکان و سالمندان، کمترین آسیب را ببینند. این نقش در مورد زنان سرپرست خانوار بهمراتب سنگینتر است چراکه تمامی فشارهای اقتصادی، اجتماعی و عاطفی بر دوش یک نفر قرار میگیرد.
وی با اشاره به تفاوت خانوادههای دوسرپرست و تکسرپرست توضیح میدهد: در خانوادههایی که زن و مرد کنار هم هستند، بخشی از فشارها میان زوجین تقسیم میشود، اما در خانوادههای زنسرپرست، تمام مسئولیت مدیریت بحران، تأمین معیشت و حفظ ثبات روانی خانواده بر عهده یک نفر است فردی که هم در جامعه و هم در خانه باید نقش ضربهگیر بحرانها را ایفا کند.
این پژوهشگر مسائل اجتماعی تصریح کرد: پایداری خانوادهها اغلب بهعنوان نشانهای از موفقیت حکمرانی در کنترل بحرانها تلقی میشود، بدون آنکه محاسبه شود این پایداری به چه قیمتی و با چه میزان فرسایش جسمی و روانی زنان به دست آمده است. بدن و روان زنان عملاً به مخزن جذب بحرانها تبدیل میشود زنانی که کمتر میخورند، کمتر میخوابند، کمتر به سلامت خود توجه میکنند و نیازهای شخصیشان را به نیازهای ثانویه تقلیل میدهند تا خانواده دچار فروپاشی نشود.
بذرافکن مفهوم «کار عاطفی» را چنین توضیح میدهد: زنان با طبیعیسازی بحرانها، تلاش میکنند فضای خانه عادی به نظر برسد و کودکان متوجه عمق مشکلات نشوند. گرانی، کمبود غذا، بحران آب یا انرژی باید به شکلی مدیریت شود که زندگی روزمره خانواده از هم نپاشد و این مسئولیت عمدتاً بر دوش زنان است. زنان سرپرست خانوار بیش از دیگران در معرض این فشار عاطفی قرار دارند.
وی افزود: هرچه تورم، فشارهای اقتصادی و بحرانهای زیستی گستردهتر میشود، میزان کار عاطفی زنان نیز افزایش مییابد. زنان از جسم، روان و عواطف خود بهعنوان سرمایهای استفاده میکنند تا نظم خانوادگی و بهتبع آن نظم نهادی جامعه حفظ شود؛ اما این رنج و فرسودگی اغلب نادیده گرفته میشود و حتی بهعنوان «سازگاری» یا «تابآوری» ستایش میشود. در بسیاری از سیاستها، توانمندسازی به معنای افزایش توان تحمل زنان تعریف شده است، نه کاهش بار مسئولیتهای تحمیلی. منابعی که به خانوادهها تزریق میشود، اغلب برای حفظ نظم نهادی است، نه برای مراقبت از خود زنان بهعنوان یک سوژه انسانی مستقل.
بذرافکن تأکید کرد: توانمندسازی واقعی زمانی محقق میشود که خود زنان موضوع سیاستگذاری باشند؛ زمانی که بار کار عاطفی از دوش آنها برداشته شود و امکان مراقبت از جسم و روان خود را داشته باشند. در غیر این صورت، زنان همچنان نقش «واحد جبران کاستیهای حکمرانی» را ایفا خواهند کرد.
وی در ادامه با اشاره به سیاستهای حمایتی گفت: واریز یارانهها به حساب سرپرست خانوار که در اغلب موارد مردان هستند میتواند به تضییع حقوق زنان منجر شود، بهویژه در خانوادههایی که مردان به دلایل مختلف منابع مالی را در اختیار زنان قرار نمیدهند. در حالی که زنان مسئول مدیریت معیشت و مراقبت از خانواده هستند، خودشان از دسترسی مستقیم به منابع مالی محروم میمانند.
این در حالی است که در سیاستهای حمایتی، از جمله پرداخت یارانهها به خود زنان، میتواند گامی مهم در جهت بهرسمیتشناختن نقش واقعی آنها در اقتصاد خانوار و کاهش فشارهای پنهان معیشتی باشد.
در این میان زنانی نیز هستند که همراه و همگام با همسران خود تلاش میکنند تا مسیری روشن برای خانواده خود ترسیم کرده و نقش فعالتری در جامعه ایفا کنند.
مهین جهانگیری فعال در حوزه ساخت شناورهای دریایی، در گفتوگو با بامداد جنوب گفت: حدود ۳۰ سال است که در کنار همسرم فعالیت کاری دارم. پیش از این، همسرم در حوزه فایبرگلاس و کامپوزیت کشتیها فعالیت میکرد و در دوران جنگ تحمیلی نیز در ساخت قایقهای تندرو برای سپاه نقش داشت.
جهانگیری یادآوری کرد: همسرم کارگاه کوچکی داشت و من همیشه دوست داشتم این کار توسعه پیدا کند، نیروی بیشتری جذب کنیم و وابسته به واردات قالب از امارات و کشورهای دیگر نباشیم. برای من خیلی مهم بود که تولید داخلی را تقویت کنیم، از مواد اولیه داخل کشور استفاده کنیم و بهجای خروج سرمایه، اشتغال ایجاد شود.
وی درباره نخستین تجربه جدی تولید توضیح میدهد: اولین قالبی که تهیه کردیم، قالب یک کشتی تفریحی به نام تیکا بود کشتیای با کف شیشهای که برای آبهای مرجانی طراحی شده و اکنون در کیش فعالیت میکند. نخستین طرح بزرگ ما همان کشتی تفریحی بود که خوشبختانه بسیار موفق شد و امروز میتوانیم بگوییم از اولینها هستیم.
وی با اشاره به گسترش فعالیتهای مجموعه گفت: تا امروز سه کشتی با نامهای تارا و تیکا ساختهایم سومی نیز در کارخانه در حال ساخت است. علاوه بر این، انواع شناورهای صیادی هم تولید میکنیم. مشتریان ما فقط از بوشهر نیستند و از کشورهای حوزه خلیج فارس نیز سفارش داریم.
جهانگیری در پاسخ به این پرسش که مهمترین چالش حضور یک زن در چنین حوزهای چیست، گفت: سختترین مرحله این است که یک زن ابتدا به خودش اعتماد کند. باید خودش را محک بزند، مطالعه کند، اندازهگیری کند و ببیند آیا میتواند وارد این حوزه شود یا نه. این کار، کار مردانه تلقی میشود و برای خیلیها سؤالبرانگیز است، اما وقتی فرد به توانمندی خودش ایمان بیاورد، مسیر هموارتر میشود.
وی درباره حمایتهای دولتی نیز گفت: در مجموع، همکاریها خوب بوده است. ما از بانک وام نگرفتیم چون نمیخواستیم بدهکار باشیم، اما همکاری سازمان صنعت، معدن و تجارت همچنین بنادر و دریانوردی با ما مناسب بوده است. البته مشکلات همیشه وجود دارد، اما باید با آنها جنگید و پیش رفت. برای من بهترین لحظه زمانی است که وارد محل کار میشوم و میبینم جایی که روزی هیچچیز نبود، امروز تبدیل به محل کار و موفقیت شده است. اینکه توانستهام چندین خانواده را مشغول به کار کنم، برایم مایه افتخار است.
این فعال اقتصادی درباره خلأهای حمایتی زنان، بهویژه زنان سرپرست خانوار، تصریح کرد: بزرگترین مشکل این است که زنان نادیده گرفته میشوند.
جهانگیری در پایان در توصیهای برای زنان گفت: کار، زن و مرد نمیشناسد مهم اعتماد به خود و کیفیت کار است. همانطور که بهترین خیاط میتواند زن یا مرد باشد، یا مکانیک میتواند زن یا مرد باشد. بعضی کارها را شاید در ابتدا فکر کنیم نمیتوان انجام داد، اما وقتی واردش میشویم میبینیم که میتوانیم. توصیه من این است که زنان خودشان را محک بزنند؛ چهبسا در بسیاری از حوزهها حتی موفقتر از مردان باشند.