۰۲ اسفند ۱۴۰۴
به روز شده در: ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۵
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۳۲۶۲
تاریخ انتشار: ۱۶:۲۷ - ۰۲-۱۲-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۳۲۶۲
انتشار: ۱۶:۲۷ - ۰۲-۱۲-۱۴۰۴

از بگو مگو سر چیزهای بی خود تا فرسایش زندگی مشترک

از بگو مگو سر چیزهای بی خود تا فرسایش زندگی مشترک
در بسیاری از زندگی‌های مشترک، زوج‌ها اعتراف می‌کنند که دعواهایشان اغلب سر مسائل کاملاً بی خود و پیش‌پا افتاده است. جالب اینجاست که حتی با وجود آگاهی از بی‌معنی بودن این مشاجرات، باز هم نمی‌توانند جلوی تکرارشان را بگیرند. سوال اینجاست: چرا زوج‌ها سر موضوعات به ظاهر ساده ای مثل طرز چیدن میز یا نحوه تمیز کردن آشپزخانه به بن‌بست می‌رسند؟

عصر ایران/ سواد زندگی؛مریم طرزی- منظور از دعوای بی‌ مورد، کشمکش بر سر مسائلی است که در نگاه اول ارزش وقت گذاشتن ندارند. موضوعاتی مثل طرز چیدن قاشق و چنگال در ماشین ظرفشویی، تعداد دفعات درست کردن یک غذای خاص برای بچه‌ها، یا اینکه خرید آنلاین بهتر است یا حضوری. به ندرت پیش می‌آید که این مسائل واقعاً ارزش یک مشاجره طولانی را داشته باشند، اما با این حال، بسیاری از زوج‌ها روی آن‌ها پافشاری می‌کنند.

در زندگی مشترک، زمینه‌های اختلاف نظر بسیار زیاد است. اگر این اختلاف‌ها صرفاً به جنبه‌های مادی مربوط باشند، معمولاً یافتن یک راه حل میانه کار دشواری نیست. اما وقتی هر اختلاف کوچکی به یک دعوای تمام‌عیار تبدیل می‌شود و این مشاجرات مدام تکرار می‌شوند، باید به این فکر کرد که شاید موضوع اصلی، چیز دیگری است.

زن و شوهری که سر چیزهای پیش پاافتاده دعوا کرده اند و با هم قهرند

جنگ قدرت در رابطه: چرا همیشه بر سر مسائل کوچک دعوا می‌کنیم؟

وقتی موضوع دعوا، اصل ماجرا نیست

فرض کنید زوجی را می‌بینیم که مدام سر مسائل بی‌اهمیتی مثل تعداد دفعات پخت ماکارونی برای بچه‌ها با هم کلنجار می‌روند. اگر واقعاً موضوع بر سر پیدا کردن بهترین راه حل برای خانواده بود، به احتمال زیاد خیلی زود یکی از طرفین کوتاه می‌آمد و دعوا تمام می‌شد. اما وقتی پافشاری ادامه دارد، معلوم می‌شود که هرکدام از پشت این موضوعات ساده، حرف دیگری برای گفتن دارند.

برای مثال، ممکن است یکی از طرفین با اصرار بر نظراتش، در واقع به دنبال جبران زخم‌های گذشته باشد.
شاید در گذشته احساس کرده که همسرش به اندازه کافی در لحظات سخت زندگی کنارش نبوده و حالا با هر بهانه‌ای، به دنبال دریافت همدلی و توجه است.

در مقابل، طرف مقابل ممکن است با مخالفت‌هایش بگوید که «من تغییر کرده‌ام و گذشته تمام شده». مشکل اینجاست که این حرف‌ها هیچ‌گاه مستقیماً بیان نمی‌شوند.

تا زمانی که این مسائل پنهان و احساسی مطرح نشوند، دعواهای ظاهراً بی‌مورد ادامه خواهند یافت. کنار آمدن با موضوعی مثل نوع غذا پختن آسان است، اما کنار آمدن با رنجش و احساسات عمیق، دشواری بسیار بیشتری دارد.

دلیل دشواری رها کردن دعواهای تکراری

افراد در این موقعیت‌ها اغلب بین رنجش و شرم گرفتار می‌شوند. از طفی، رنجش آن‌ها را وادار به درخواست جبران می‌کند. و از طرف دیگر، شرم مانع از این می‌شود که بپذیرند برخی زخم‌ها عمیق‌تر از آن هستند که به سادگی بخشیده شوند.

ممکن است فرد اشتباهات گذشته را بپذیرد و حتی رفتارش را تغییر داده باشد، اما نتواند عمق رنجش همسرش را درک کند (باز هم به دلیل شرم).

او می‌ترسد که این درخواست‌ها برای جبران هرگز پایانی نداشته باشند. در نتیجه، در مقابل هر موضوع کوچکی می‌ایستد.

اگر این چرخه ادامه یابد و زوج‌ها از گفتگو درباره زخم‌های عمیق‌تر طفره بروند، تنش‌ها بی‌پایان خواهد بود.

گاهی آن‌قدر دیر به فکر چاره می‌افتند که التیام زخم‌ها برای ادامه زندگی مشترک غیرممکن می‌شود.

دعواها از هویت و پیشینه ما می‌گویند

هیچ‌کس بدون پیشینه وارد زندگی مشترک نمی‌شود. هر فرد با تاریخچه شخصی، روانشناسی، ارزش‌ها و روش‌هایی که برای مدیریت زندگی یاد گرفته، پا به این رابطه می‌گذارد. این روش‌ها شامل چگونگی مدیریت امور مالی، نظافت، برنامه‌ریزی و غیره می‌شود.

ایجاد یک سبک زندگی مشترک، بسیاری از این عادت‌های شخصی را به چالش می‌کشد، به خصوص بعد از تولد فرزندان. در همین جاست که اوضاع پیچیده می‌شود. در پشت این مسائل ساده روزمره، معمولاً مسائل عمیق‌تری مانند تعارض در وفاداری به خانواده اصلی، ترس از دست دادن هویت، یا تصورات قالبی درباره نقش‌های زن و مرد در خانه وجود دارد.

برای مثال، ممکن است فردی بدون اینکه متوجه باشد، انتظار داشته باشد همسرش برخی کارهای خانه را انجام دهد، چون در ذهن ناخودآگاهش آن کارها را "وظیفه" او می‌داند. وقتی این تصور ناخودآگاه با ارزش‌های آگاهانه‌اش در تضاد باشد، دچار تعارض درونی می‌شود و این تعارض به صورت پافشاری بی‌دلیل در دعواها بروز می‌کند.

این بدان معنا نیست که همه ما در ذهن خود باورهای نادرستی داریم، بلکه مهم این است که نگذاریم این باورهای ناخودآگاه بدون آگاهی ما فرمان زندگی‌مان را به دست بگیرند. این مسائل عاطفی و احساسی پنهان هستند که موضع‌گیری‌ها را در دعواها سخت و غیرقابل انعطاف می‌کنند.

نکته مهم: شناسایی این مسائل در خودمان به معنای توجیه سخت‌گیری نیست. وقتی چنین مسئله‌ای در کار باشد، معمولاً برای آن دلایل به ظاهر منطقی می‌آوریم. اما این منطق در برابر یک ناظر بی‌طرف دوام نمی‌آورد. با این حال، در رابطه زناشویی، گفتن مستقیم این موضوع به طرف مقابل معمولاً نتیجه عکس دارد و باعث فعال شدن واکنش‌های دفاعی می‌شود.

تعهد فزاینده؛ دام تکرار دعواها

یک دلیل روانشناختی دیگر برای تکرار دعواها، پدیده‌ای به نام "تعهد فزاینده" است. یعنی هرچه بیشتر روی یک تصمیم یا موضع پافشاری کنیم، عقب‌نشینی از آن سخت‌تر می‌شود. مغز ما به ما می‌گوید که اگر تا الان این قدر بر سر موضوعی جنگیده‌ایم، پس حتماً مهم بوده و نباید کوتاه بیاییم!

در دعواهای زناشویی، این پدیده به این معناست که هر بار بر سر موضوعی بحث می‌کنیم، بازگشت از آن موضع برای دفعات بعد دشوارتر می‌شود. به همین دلیل، دعواهای تکراری به مرور زمان حل‌نشده‌تر و پیچیده‌تر می‌شوند.

زن و شوهری در اتاق خسته و کلافه از بگو مگو سر چیزهای بی خود

چطور می‌توان از این چرخه خارج شد؟

ابزارهای ارتباطی مثل "من" گفتن یا گوش دادن فعال می‌توانند مفید باشند، اما به تنهایی راه‌گشا نیستند. مشکل اصلی جایی است که مسائل عاطفی و احساسی پنهان، اجازه استفاده از این ابزارها را نمی‌دهند. تا وقتی این مسائل روشن نشوند، تکنیک‌های ارتباطی کارآیی چندانی ندارند.

در اینجا چند راهکار عملی برای خروج از این چرخه پیشنهاد می‌شود:

۱. به دنبال موضوع اصلی بگردید

اگر متوجه شدید که دعواهایتان تکراری و بی‌نتیجه هستند و نمی‌توانید از آن‌ها دست بکشید، از خود بپرسید واقعاً چه چیز دیگری در میان است؟ از همسرتان چه انتظاری دارید؟ آیا به دنبال جبران، احترام، توجه یا همدلی هستید؟ این سوال به شما کمک می‌کند به نیاز اصلی خود آگاه شوید.

۲. در سطح درست گفتگو کنید

وقتی به نیاز اصلی خود آگاه شدید، آن را در سطح احساسی و عاطفی با همسرتان در میان بگذارید، نه در سطح مادی.
مثلاً به جای کلنجار رفتن سر خرید کردن، بگویید: "من وقتی تنهام میذاری، احساس می‌کنم برات مهم نیستم."
این گفتگو صادقانه‌تر و مؤثرتر است، هرچند تضمینی برای تغییر طرف مقابل ندارد.

۳. به خودتان زمان بدهید و از پافشاری بپرهیزید

اگر فکر می‌کنید مسئله عاطفی در همسرتان باعث پافشاری اوست، با احتیاط و به آرامی موضوع را مطرح کنید.
پس از طرح، پافشاری نکنید و به او زمان بدهید تا خودش با آن کنار بیاید.

۴. گاهی بین "حق داشتن" و "بهتر ارتباط برقرار کردن" یکی را انتخاب کنید

ممکن است حق با شما باشد، اما پافشاری روی آن حق، رابطه را خراب‌تر کند. گاهی باید انتخاب کنید که می‌خواهید درست بگویید یا خوش‌بخت باشید.

۵. از کمک بیرونی استفاده کنید

این مسائل اغلب ناخودآگاه هستند و تشخیص و کنار آمدن با آنها به تنهایی دشوار است.
مراجعه به مشاور خانواده یا روانشناس می‌تواند به عنوان یک فرد بی‌طرف، به شما کمک کند تا این الگوهای پنهان را شناسایی و حل کنید.
نکته جالب اینکه گاهی حتی مراجعه یکی از طرفین به مشاور می‌تواند به بهبود رابطه کمک کند، زیرا با تغییر واکنش‌های یک نفر، پویایی کل رابطه تغییر می‌کند.

در نهایت، باید به خاطر داشت که دعواهای بی‌مورد، معمولاً بی‌مورد نیستند. آن‌ها نشانه‌هایی از زخم‌های کهنه، نیازهای برآورده نشده، یا تعارض‌های هویتی هستند که راه خود را از پشت نقاب مسائل کوچک روزمره پیدا کرده‌اند. با توجه به این نشانه‌ها و پیگیری ریشه‌های اصلی، می‌توان به جای جنگ بر سر قاشق و چنگال، بر سر آنچه واقعاً مهم است به تفاهم رسید.

کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
نظرسنجی
به نظر شما هدف آمریکا از مذاکرات اخیر با ایران چیست؟