خیانت در زندگی مشترک معمولاً با احساساتی مانند خشم، غم، شوک و بیاعتمادی همراه است. اما آنچه کمتر درباره آن صحبت میشود، تأثیر عمیق این اتفاق بر آینده یک رابطه است. بسیاری تصور میکنند خیانت فقط یک اشتباه یا یک رابطه پنهانی است، در حالی که از نگاه بسیاری از روانشناسان، خیانت میتواند پایههای اعتماد و امنیت عاطفی یک ازدواج را دگرگون کند.
به گزارش همشهری آنلاین، نویسنده مقالهای که در نشریه Medium منتشر شده، تجربه شخصی خود از خیانت همسرش پس از ۴۰ سال زندگی مشترک را روایت میکند و تلاش میکند این پدیده را از زاویهای متفاوت بررسی کند.
به باور نویسنده، مهمترین آسیبی که خیانت به یک ازدواج وارد میکند، از بین بردن آینده مشترک است. زمانی که انرژی عاطفی و عاشقانه یکی از زوجین به فرد دیگری منتقل میشود، پیوندی که سالها برای ساختنش تلاش شده، دچار ترک میشود.
او معتقد است پنهانکاری، انکار واقعیت و کوچک جلوه دادن ماجرا، روند ترمیم رابطه را دشوارتر میکند؛ زیرا اعتماد، مهمترین سرمایه هر زندگی مشترک است.
یکی از نکات جالب این مقاله، تفکیک میان انواع خیانت است. نویسنده اعتقاد دارد نباید همه رفتارها را در یک دسته قرار داد.
او میان لغزشهای مقطعی و رابطههای طولانیمدت تفاوت قائل میشود و دو نوع اصلی از روابط خارج از ازدواج را معرفی میکند:
در این نوع رابطه، فرد عملاً به دنبال پایان دادن به ازدواج و آغاز زندگی با شریک جدید است. این رابطه معمولاً زمانی شکل میگیرد که فرد مدتها از زندگی مشترک خود ناراضی بوده و به دنبال راهی برای خروج از آن است.
در این حالت، فرد قصد ترک زندگی مشترک را ندارد؛ بلکه به دنبال هیجان، تنوع، احساس جوانی یا تجربهای تازه است. نویسنده معتقد است این نوع رابطه بیشتر از دل یکنواختی، روزمرگی و نیاز به هیجان شکل میگیرد.
روانشناسان معتقدند بازسازی یک رابطه پس از خیانت تنها زمانی امکانپذیر است که چند شرط اساسی وجود داشته باشد:
در نبود این عوامل، ادامه زندگی مشترک معمولاً با بیاعتمادی مزمن، فاصله عاطفی و فرسودگی روانی همراه خواهد بود.
یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای مقاله این است که بسیاری از روابط خارج از ازدواج، الزاماً از عشق عمیق ناشی نمیشوند؛ بلکه میتوانند محصول نیاز به هیجان، تأیید شدن یا فرار از روزمرگی باشند. با این حال، اگر این رابطه به وابستگی عاطفی تبدیل شود، احتمال بازگشت به زندگی مشترک کاهش پیدا میکند.
منبع: medium