عصر ایران ؛ علی نجومی _ زمستان سال 1402 بود که سینما تک موزه هنرهای معاصر تصمیم گرفت تا فیلم مقیمان نا کجا به کارگردانی شهاب حسینی را با حضور خود شهاب خان به نمایش بگذارد. جمعیتی آمده بود که بیا و ببین. عده زیادی از این شرکت کنندگان مسافر از شهر های دیگر بودند که به عشق دیدن شهاب حسینی گذارشان به این ساختمان جذاب کنار پارک لاله افتاده بود. البته بین خودمان باشد فیلم که بر اساس نمایشنامه مشهور مهمان سرای دو دنیا نوشته اریک امانوئل اشمیت بود چندان چنگی به دل نزد.
حالا درهای موزه باز شد و ما رفتیم داخل و باید از هزارتوی بورخسی پیچ در پیچ داخل موزه رد بشیم تا در آن انتها برسیم به سالن سینما تک . اما در این بین این معماری خاص و چشم نواز موزه دل خیلی از تماشاچی ها را ربود به طوری که پچ پچ ها شروع شد:
علی این جا کجاست چه قدر خوشگله؟
عجب ساختمونیه اصلا پله نداره.
یه دفعه بیاییم خود موزه را ببینیم
حالا آن روز هم شهاب خان آمد و طرفدارانش هم حظ کافی و وافی بردند و برای مدتی هم شهاب خان داخل جمعیت ناپدید شد. اما واقعا موزه هنرهای معاصر برای من یکی داستانش خیلی قدیمی تر از این حرف ها بود باید سوار قطار زمان بشیم بریم سال های میانی دهه 1370.

تازه شبکه تهران در تلویزیون راه افتاده بود. آن روزها کنداکتور برنامه هایش پر بود از برنامه هایی که راجع به تهرون بودند.
مثلا مستند تهران گشت به کارگردانی رسول نجفیان نازنین که از این قرار بود که داود خان رشیدی پا می شد می رفت اماکن دیدنی تهران و حکایت های جالبی را راجع به آن برای بیننده ها نقل می کرد.
در یکی از قسمت های این برنامه داود خان رفت یک ساختمان تو در تو که زاویه تابش نور خورشید با سایه ها و تابلوهای نقاشی روی دیوارها بیننده را جادو می کرد انگاری وارد یک هزارتوی خیال انگیز شدی که مثل قصه های هزار و یک شب عجیب و غریب و بی پایانه. این جوری شد که من شدم عاشق و حیرون موزه هنرهای معاصر.
معمولا هر فصل نمایشگاه جدیدی در موزه برقرار می شد و ما هم مشتری همیشگی اما این تمام ماجرای موزه هنرهای معاصر نبود آن جا یک سینما تک هم دارد که معمولا هفته ای دو سه تا فیلم درجه یک کوتاه بلند مستند ایرانی خارجی نمایش می دهد.
همان جا بود که مستند اربعین شاهکار ناصر خان تقوایی را دیدم و خودش هم بعد از فیلم نشست دو ساعت برامون حرف زد حرف هایی شیرین تر از قند.
همان جا بود که سعید عقیقی منتقد و فیلمنامه نویس نازنین کارگاه دو روزه سینما گذاشت و تازه الفبای سینما را به ما آموخت.
حالا اگر من بخواهم یک به یک تجربه های دلنشینم را از این معبد روح افزا برای شما بگویم می شود مثنوی هفتاد من.

در دهه 1350 که به تدریج درآمدهای نفتی ایران بالا رفت فرح همسر محمد رضا شاه به این فکر افتاد که در سفرهای خارجی اش وقتی به گالری ها سر می زند اگر تابلویی نظرش را جلب کرد خریداری کند. این طوری شد که بعد از یک مدت انبار دربار شد پر از تابلو و مجسمه خریداری شده توسط فرح و بعدا موزه هنرهای معاصر که در مهر سال 1356 افتتاح شد بیشتر این تابلوها آمدند در موزه مستقر شدند.
البته خود موزه هم توسط کامران دیبا که هم معمار موزه بود و هم مدیرش و هم پسر عموی فرح دست به خرید تابلوها و مجسمه های زیادی زد.
الان تخمین ها از آثاری ارزشمند گنجینه موزه رقمی در حدود 10 میلیارد دلار است. وقتی به نام های صاحبان آثار نگاه می کنید اسم های بزرگی مثل پیکاسو، جکسون پولاک، اندی وارهول، ون گوک، جاکومتی و ... دیده می شوند.
گران قیمت ترین این آثار تابلوی انتزاعی (روی زمین سرخ سرخپوست) اثر جکسون پولاک هنرمند شهیر آمریکایی است که در سال 1356 به قیمت 850 هزار دلار خریداری شد.
تابلوی روی زمین سرخ سرخپوست

شهریار خانی زاد در کتاب طراحی موزه در ایران و جهان در مورد معماری این موزه این گونه نوشته است:
ساختمان موزه از دو بخش کلی، مجموعهای از فضاهای بسته و حیاط میانی تشکیل شده است. درون ساختمان و در فضای بسته آن، مسیری مارپیچ به صورت چرخشی طراحی شده است که افراد با پیمودن مسیری با شیب کم، به سوی پایین راهنمایی میشوند. این مسیر مارپیچ داخلی در تضاد با نمای بیرونی، حالتی کاملاً نوین دارد. مارپیچ دارای هفت فضا یا گالری اصلی است. فضای نخست سرسرای اصلی ساختمان است که «گالری شماره یک» خوانده میشود. این گالری به آرامی به گالری پس از خود متصل میشود و بازدیدکننده را به درون زمین میبرد.گالریهای مجموعه دارای طرحهای کمابیش همانند هستند. اما گالریهای یک و پنج – که محور اصلی ساختمان موزه را میسازند – با دیگر گالریها متفاوتند. اتصال هر گالری به گالری پس از خود از راهی با شیب ملایم صورت گرفته که در هماهنگی کامل با گالریها ساخته شدهاند.