عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی- در دنیای امروز، اخبار ناگوار از گوشه و کنار جهان به سرعت به ما میرسد. آتشسوزی، تصادفات، زلزله، تیراندازی در مدارس، جنگ و تروریسم تنها بخشی از رویدادهای نگرانکنندهای هستند که ممکن است آرامش هر خانوادهای را بر هم بزنند.
این واقعیت تلخ که جهان میتواند بسیار خطرناک باشد، در تضاد آشکار با یکی از اساسیترین وظایف والدین یعنی فراهم کردن فضایی امن برای کودکان است.
چگونه میتوانیم در این شرایط به فرزندان مان کمک کنیم تا احساس امنیت کنند و در عین حال استقلال خود را به دست آورند؟
این مقاله به بررسی پنج راهکار کلیدی و عملی برای ایجاد حس امنیت در کودکان میپردازد و با استناد به یافتههای علمی، راهنمایی جامع برای والدین ارائه میدهد.

پیش از هر اقدامی، ضروری است نشانههای هشداردهندهای که کودکان در مواجهه با احساس ناامنی از خود بروز میدهند را بشناسیم.
این نشانهها میتوانند بسیار متنوع باشند و به شکل رفتارهای برونریزی مانند پرخاشگری و لجبازی، یا رفتارهای درونریزی مانند گریههای مکرر، مشکل در به خواب رفتن، کابوسهای شبانه، گوشهگیری، دلدرد و کاهش اشتها ظاهر شوند .
آگاهی از این علائم به والدین کمک میکند تا در زمان مناسب وارد عمل شوند و از تشدید اضطراب در کودک جلوگیری کنند.
کودکان در محیطهای ساختاریافته و قابل پیشبینی احساس امنیت میکنند.
روال منظم به کودکان این پیام را میدهد که دنیای اطرافشان قابل کنترل است و جای نگرانی ندارد.
این احساس امنیت به ویژه در زمانهای استرسزا و پرتنش از اهمیت بیشتری برخوردار است .
روانشناسان و متخصصان رشد کودک بر این باورند که پایبندی به زمانهای مشخص برای غذا خوردن، خوابیدن و انجام فعالیتهای روزمره، علاوه بر ایجاد ثبات، به کاهش اضطراب و افزایش احساس کنترل در کودکان کمک شایانی میکند .
یک روال منظم به منزله یک لنگرگاه امن در دریای پرتلاطم اتفاقات ناگوار عمل میکند و به کودک اطمینان میدهد که هنوز منظمی و ثباتی در زندگی او وجود دارد .
قرار گرفتن در معرض صحنههای خشونتآمیز رسانهای یکی از بزرگترین تهدیدات برای آرامش روانی کودکان است.
تحقیقات نشان میدهد که تا سن ۱۸ سالگی، یک کودک آمریکایی به طور میانگین حدود ۱۶۰۰۰ قتل شبیهسازیشده و ۲۰۰۰۰۰ عمل خشونتآمیز را از طریق رسانهها مشاهده میکند .
کودکان خردسال به دلیل عدم درک کامل از تفاوت بین واقعیت و خیال، این صحنهها را واقعی تلقی کرده و دنیا را مکانی ترسناک و پرخطر میپندارند .
اما این خطر تنها محدود به کودکان خردسال نیست.
یک مطالعه جدید و جامع که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد که نشان داد قرار گرفتن پسران در معرض محتوای خشونتآمیز تلویزیونی در سنین پیشدبستانی، خطر ابتلا به رفتارهای ضداجتماعی، از جمله پرخاشگری فیزیکی، تهدید، توهین و حتی درگیری در باندهای خلافکار را در نوجوانی به طور قابل توجهی افزایش میدهد .
این مطالعه هشدار میدهد که والدین و جوامع میتوانند با محدود کردن دقیق دسترسی کودکان به چنین محتوایی، نقش مهمی در پیشگیری از این مشکلات درازمدت ایفا کنند .
شبکههای اجتماعی و اخبار آنلاین نیز سهم بسزایی در افزایش اضطراب کودکان دارند.
تحقیقی در سال ۲۰۲۵ بر روی ۵۱۹ نوجوان، نشان داد که قرار گرفتن منظم در معرض صحنههای خشونتبار درگیریهای نظامی از طریق رسانهها، به طور مستقیم با افزایش چشمگیر میزان استرس، افسردگی و اضطراب در آنها ارتباط دارد .
با توجه به کاهش نظارت بر محتوای پلتفرمهای اجتماعی، والدین باید با فعالسازی فیلترهای مناسب و خاموش کردن پخش خودکار ویدیوها، اقدامات پیشگیرانهتری انجام دهند .
کودکان برای کاهش ترس از ناشناختهها، به یادآوری وجود افرادی که از آنها محافظت میکنند، نیاز دارند.
وقتی کودکی در مدرسه قرنطینه میشود یا خبری از یک فاجعه میشنود، این اطمینان که والدین، معلمان، پلیس، آتشنشانان و سایر اعضای خانواده و جامعه در حال مراقبت از او هستند، به کاهش قابل توجه اضطرابش کمک میکند .
یک روش مؤثر برای عملی کردن این راهکار، تهیه یک فهرست بصری یا نقاشی از تمام افرادی است که نقش محافظ و حامی کودک را دارند.
دیدن چهرههای اطرافش که او را در بر گرفتهاند، به کودک نشان میدهد که لایههای مختلفی از امنیت در زندگی او وجود دارد و او تنها نیست .
همچنین، به جای وعدههای غیرواقعی مبنی بر اینکه "هیچ اتفاق بدی نمیافتد"، بهتر است به او بگوییم که افراد زیادی هستند که سخت تلاش میکنند تا او را ایمن نگه دارند و در صورت هرگونه مشکل، نقشه و برنامهای برای محافظت از او وجود دارد .

کودکانی که به تواناییهای خود در حفظ امنیت شخصی ایمان داشته باشند، در برابر ترسها مقاومتر هستند.
والدین باید هر زمان که فرزندشان انتخاب هوشمندانه و ایمنی انجام میدهد، این رفتار را تحسین و برجسته کنند.
به عنوان مثال، وقتی کودک به یاد میآورد که کلاه ایمنی خود را بر سر بگذارد، هنگام ورود به یک فضای شلوغ دست والدین را بگیرد، یا با احتیاط به یک سگ ناآشنا نزدیک شود، این رفتارها را یادآوری کرده و به او بگوییم که این نشانههای یک کودک باهوش و آگاه است .
این کار باعث میشود کودک احساس قدرت و کنترل بیشتری بر محیط اطراف خود داشته باشد و بداند که ابزارهای لازم برای ایمن ماندن در اختیار دارد.
اگر علائم اضطراب و ترس در کودک ادامهدار شد و با راهکارهای معمولی قابل کنترل نبود، وقت آن است که به دنبال کمک حرفهای باشیم.
اگر کودک به طور مکرر احساس ناامنی میکند، با وجود تلاش والدین آرام نمیشود، یا این احساسات بر روی خواب، اشتها و عملکرد تحصیلی او تأثیر منفی گذاشته است، مراجعه به یک روانشناس یا مشاور کودک ضروری است .
متخصصان حوزه سلامت روان کودکان از روشهای علمی و اثباتشدهای مانند "درمان شناختی-رفتاری متمرکز بر آسیب" (TF-CBT) استفاده میکنند.
این روش به کودک کمک میکند تا افکار و احساسات خود را در مورد رویدادهای تروماتیک پردازش کرده و راهکارهای مقابلهای مؤثری را بیاموزد .
همچنین درمانهایی مانند "درمان متمرکز بر نشانه" (CCT) که در دانشگاه استنفورد توسعه یافته، بر توانمندسازی کودک از طریق افزایش آگاهی و بینش نسبت به واکنشهای خود در برابر عوامل استرسزا تأکید دارد .
درمان متمرکز بر نشانه (Cue-Centered Therapy - CCT) را دکتر ویکتور کاریون در دانشگاه استنفورد توسعه داد. این روش، یک رویکرد درمانی نوین و مبتنی بر شواهد برای کودکانی است که دچار استرس تروماتیک مزمن شدهاند .
این شیوه برای کودکانی طراحی شده که سابقه تجارب ناگوار دوران کودکی یا زندگی در شرایطی با خطر تکرار آسیب را دارند .

رویکرد CCT با سایر روشهای درمانی در این نکته کلیدی تفاوت دارد که به جای تمرکز صرف بر رویدادهای تروماتیک بهصورت مجزا، بر تأثیر انباشت استرس در طول زندگی تأکید میکند.
به بیان ساده، CCT به جای اینکه فقط به «یک حادثه تلخ» نگاه کند، به کل «بار استرسی» که کودک در طول زندگی بر دوش کشیده توجه میکند.
CCT یک رویکرد چندوجهی است که عناصری از درمانهای شناختی-رفتاری، روانپویشی، میانفردی، بیانی و خانوادهدرمانی را ترکیب میکند .
روند درمان به این شکل است که ابتدا به کودک آموزش داده میشود نشانهها چگونه از طریق شرطیسازی کلاسیک شکل میگیرند و چگونه این نشانهها واکنشهای تروماتیک او را در موقعیتهای مختلف حفظ میکنند .
سپس کودک بینش پیدا میکند که این نشانهها چگونه بر احساسات، افکار، واکنشهای فیزیولوژیکی (بدنی) و رفتارهای او تأثیر میگذارند .
برخلاف برخی روشها که تلاش میکنند پاسخهای شرطیشده غلط را «واگیر» یا حذف کنند، CCT بر ساختن پاسخهای جدید تمرکز دارد و از نقاط قوت و مکانیسمهای مقابلهای که از قبل در کودک وجود دارد، استفاده میکند .
این اصل باعث میشود کودک خود را «عامل تغییر» در زندگی خود ببیند و احساس توانمندی بیشتری کند .
CCT بهعنوان یک درمان انفرادی طراحی شده و معمولاً شامل ۱۵ جلسه هفتگی برای کودک است.
والدین یا مراقبان نیز در ۳ تا ۴ جلسه جداگانه شرکت میکنند تا بتوانند کودک خود را بهتر حمایت و راهنمایی کنند .
این درمان برای رده سنی ۸ تا ۱۸ سال استانداردسازی شده است، هرچند قابل انطباق با سایر گروههای سنی نیز میباشد .
این رویکردها به کودک کمک میکند تا خود عامل تغییر باشد و واکنشهای جدید و سالمتری را در برابر محرکهای ترسزا ایجاد کند .
زندگی در جهانی که مملو از اخبار ناگوار و حوادث تلخ است، چالشهای بزرگی را برای والدین ایجاد میکند.
با این حال، با اتخاذ راهکارهای عملی مانند حفظ روال منظم، محدود کردن رسانههای خشن، یادآوری وجود محافظان، تقویت حس توانمندی در کودکان و در صورت لزوم مراجعه به موقع به متخصصان، میتوانیم تا حد زیادی احساس امنیت و آرامش را در فرزندانمان حفظ کنیم.
هدف ما محافظت از آنها در برابر تمام خطرات دنیا نیست، بلکه تجهیز آنها به ابزارهای لازم برای رویارویی با این خطرات و مدیریت احساسات شان است تا بتوانند در این دنیای نهچندان امن، بزرگسالانی مقاوم و با اعتماد به نفس شوند.
کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@