عصر ایران ؛ نهال موسوی - وقتی شکیرا در بین دو نیمه فینال جام جهانی ۲۰۲۶ روی زمین استادیوم ظاهر شد و صدای «دایدای» در فضای ورزشگاه پیچید، کنار او گروهی از کودکان اوگاندایی با انرژی و همگامی خیرهکنندهای میرقصیدند که برای میلیونها بیننده تازه بود، اما برای دنیای شبکههای اجتماعی داستانی چندساله داشت.
این کودکان اعضای گروهی به نام «گتوکیدز» بودند، گروهی که از دل فقر و محرومیت محله کاتوه در کامپالا پایتخت اوگاندا سر برآورده و اکنون در بزرگترین صحنه ورزشی جهان ظاهر میشد.
ماجرا از سال ۲۰۰۷ آغاز شد، زمانی که مردی به نام داودا کاووما، معلمی سابق در اوگاندا، بنیادی برای کودکان خیابانی و یتیم محله کاتوه بنا نهاد.
هدف او فراهم کردن سرپناه، غذا و آموزش بود، اما ابزار اصلیاش نه کمکهای خیریه معمول، بلکه هنر بود، موسیقی، رقص و نمایش.
سالها بعد، در سال ۲۰۱۴، ویدئویی از چند کودک همین بنیاد که با آهنگ «سیتیا لاس» از خواننده اوگاندایی ادی کنزو میرقصیدند، در اینترنت منتشر شد و بهسرعت میلیونها بازدید گرفت. همین ویدئو نقطه آغاز شهرت گروهی بود که بعدها نام «تریپلتس گتوکیدز» و سپس بهاختصار «گتوکیدز» را بر خود نهاد.

اما پیوند آنها با شکیرا داستانی جداگانه و عمیقتر داشت، سالها پیش از آنکه نامی از آنها در رسانههای جهانی برده شود، همین کودکان به آهنگ «واکاواکا» شکیرا، سرود رسمی جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی، میرقصیدند، ویدئوهایی که در فضای مجازی دست به دست میشد و برای خود شکیرا نیز ناشناخته نبود.
وقتی سازمان فیفا و تیم تولید مراسم جام جهانی ۲۰۲۶ برای ساخت سرود رسمی این دوره، «دایدای»، سراغ شکیرا و برنا بوی رفتند، خواننده کلمبیایی اینبار خود پیشنهاد داد که گتوکیدز را به بخشی از پروژه بدل کند.
این گروه پیشتر رقصی هماهنگ برای همین آهنگ ضبط و در صفحه اینستاگرام خود با نام کاربری معروفشان منتشر کرده بودند، اجرایی که در همان روزهای نخست انتشار سرود جام جهانی توجه گستردهای جلب کرد و بازتاب وسیعی در شبکههای اجتماعی یافت.
همین اجرا بود که مسیر آنها را بهسوی صحنه اصلی باز کرد. شکیرا رسماً اعلام کرد که این کودکان اوگاندایی را برای فینال دعوت کرده و میخواهد با آنها این اجرا را «فراموشنشدنی» کند.
گتوکیدز پیش از سفر به آمریکا، هفتهها با تیم شکیرا در نیویورک تمرین کردند و به گفته خود خواننده، این همراهی تجربهای «جادویی» بود که به گفته او زندگیشان را دگرگون کرد.
یکی از اعضای نوجوان گروه پیش از فینال به خبرنگاران گفته بود که شنیدن خبر دعوت شکیرا چنان شادیای در دل کودکان انداخت که از خوشحالی بالا و پایین پریدند. مدیر گروه نیز این دعوت را «رویایی برای اوگاندا و برای آفریقا» توصیف کرده بود.
آنچه این ماجرا را از یک همکاری موسیقایی معمولی متمایز میکند، پیشینه انسانی این کودکان است. بسیاری از اعضای گتوکیدز پیش از پیوستن به بنیاد، نه به مدرسه میرفتند، نه از نیازهای اولیه زندگی برخوردار بودند.

اوگاندا کشوری است که دههها جنگ داخلی، فقر گسترده و بحران کودکان یتیم را از سر گذرانده، و به گفته یکی از اعضای گروه، اگر این بنیاد نبود، معلوم نبود سرنوشت او به کجا میکشید.
حالا همان کودکان، در برابر چشمان میلیاردها بیننده تلویزیونی در سرتاسر جهان، در کنار یکی از بزرگترین ستارههای موسیقی پاپ جهان روی چمن ورزشگاهی میرقصیدند که پرافتخارترین رویداد ورزشی کره زمین در آن به پایان میرسید.
این تصویر، فراتر از یک لحظه سرگرمکننده در برنامه بینابین بازی، نمادی از قدرت شبکههای اجتماعی در دگرگون کردن سرنوشت است، ویدئویی خانگی که در خیابانهای خاکی کامپالا ضبط شده بود، طی یک دهه راهی به قلب فرهنگ عامه جهانی گشود.
در روزگاری که غالباً از رسانههای اجتماعی بهعنوان بستر سطحینگری و مصرفزدگی یاد میشود، داستان گتوکیدز نمونهای نادر از کارکرد مثبت این ابزارهاست، جایی که یک اجرای خودجوش و صادقانه توانست دیوارهای جغرافیا و طبقه اجتماعی را بشکند و کودکانی از حاشیهایترین نقاط جهان را به مرکز توجه جهانی برساند.
فینال جام جهانی ۲۰۲۶ برای بسیاری با گلهای تعیینکننده و لحظات دراماتیک فوتبالی به یاد خواهد ماند، اما برای گروهی از کودکان اوگاندایی، این شب چیزی فراتر از یک بازی بود، گواهی بود بر اینکه استعداد، حتی اگر از دل فقر برخاسته باشد، میتواند مسیرش را تا بزرگترین صحنههای جهان ادامه دهد.