عصر ایران؛ حمید فلاحی - اتاق بازرگانی برای بسیاری از مردم یادآور ساختمانی رسمی، چند جلسه اداری و مجموعهای از بیانیههای اقتصادی است. اما پشت این تصویر محدود نهادی قرار دارد که میتواند یکی از مهمترین صداهای بخش خصوصی در ایران باشد. این نهاد همان جایی است که تولیدکننده، تاجر، صادرکننده، سرمایهگذار و کارآفرین باید درباره آینده اقتصاد کشور حرف بزنند و از دولت بخواهند تصمیمهایش را با واقعیت میدان کسبوکار هماهنگ کند. مسئله اصلی اینجاست که این نقش کلیدی هنوز برای جامعه بهدرستی تبیین نشده است.
اقتصاد ایران در سالهای اخیر با مسائل پیچیدهای روبهرو بوده است. از تحریم و نوسان ارز گرفته تا دشواری تأمین مالی، کاهش سرمایهگذاری، مشکلات صادرات، بیثباتی مقررات و ریزش اعتماد عمومی، همگی شرایطی را رقم زدهاند که در آن صدای فعالان اقتصادی اهمیت مضاعفی پیدا میکند. دولت برای تصمیمگیری اصولی به اطلاعات دقیق و تجربه میدان نیاز دارد. از سوی دیگر جامعه نیز باید بداند چه کسانی در اقتصاد کشور سرمایهگذاری میکنند، با چه مشکلاتی دستبهگریبان هستند و چه راهحلهایی پیشنهاد میدهند.
اتاقهای بازرگانی میتوانند یکی از مهمترین کانونهای شکلگیری این گفتوگو باشند اما در افکار عمومی هنوز به اندازه اهمیت واقعی خود شناختهشده نیستند. بسیاری از مردم نمیدانند اتاق بازرگانی دقیقاً چه نقشی دارد، اعضای آن چگونه انتخاب میشوند و مواضع آن چه تأثیری بر سیاستهای اقتصادی کشور میگذارد. این فاصله عمیق میان نقش واقعی و تصویر عمومی در حقیقت یک چالش بزرگ رسانهای و ارتباطی است.
اتاق بازرگانی را نمیتوان صرفاً نهادی برای پیگیری امور صنفی دانست. این مجموعه در نقطه اتصال چند حوزه کلیدی یعنی اقتصاد، سیاستگذاری، تجارت، تولید و رابطه میان دولت و جامعه قرار دارد. اتاقها میتوانند مشکلات فعالان اقتصادی را به زبان سیاستگذاری ترجمه کنند، به دولت درباره پیامدهای تصمیمهایش هشدار دهند، تجربه مدیران و کارآفرینان را در اختیار تصمیمگیران بگذارند و برای توسعه اقتصادی پیشنهادهای عملیاتی ارائه کنند.
البته این نقشآفرینی تنها زمانی جدی گرفته میشود که اتاقها از بیان کلیشهای مشکلات عبور کرده و وارد میدان ارائه راهحل شوند. صرفِ گفتن اینکه وضعیت کسبوکار دشوار است دردی را دوا نمیکند. باید بهروشنی توضیح داده شود که مشکل دقیقاً در کجاست، چه گروهی بیشتر آسیب میبیند و چه تصمیمی میتواند راهگشا باشد.
اتاقهای بازرگانی گاهی از کمتوجهی رسانهها گلایه میکنند. این گلایه تا حدی قابل درک است اما تمام ماجرا به کمبود پوشش رسانهای ختم نمیشود. واقعیت این است که گاهی خود اتاقها نیز بیشتر برای خودشان حرف میزنند تا برای جامعه.
بارها خبر برگزاری یک جلسه منتشر میشود اما مشخص نیست خروجی و دستاورد آن چه بوده است. بیانیهای صادر میشود اما ادبیات آن برای مردم عادی و حتی بسیاری از مدیران کسبوکار گنگ و ثقیل است. یک مقام اتاق درباره چالشهای تولید صحبت میکند اما کمتر توضیح میدهد که این موانع چگونه بر زندگی روزمره مردم، قیمت کالاها یا وضعیت اشتغال اثر میگذارد. رسانه تنها زمانی به سراغ یک نهاد میرود که آن مجموعه موضوعی روشن، حرفی مشخص و دغدغهای قابل فهم برای جامعه داشته باشد.
هر اتاق بازرگانی در کنار ساختار حقوقی خود یک تصویر عمومی نیز دارد. این نهاد ممکن است در ذهن جامعه اثربخش، محافظهکار، دولتی، مطالبهگر یا حتی خنثی به نظر برسد. این تصویر خودبهخود شکل نمیگیرد. رفتار مدیران، نوع ادبیات، موضعگیریها، نحوه واکنش به بحرانها و میزان ارتباط با بدنه جامعه بهتدریج برند یک اتاق را میسازد.
رؤسای اتاقها و اعضای هیئت نمایندگان صرفاً مدیران اقتصادی نیستند بلکه چهرههای عمومی بخش خصوصی محسوب میشوند. جامعه حق دارد بداند این افراد چه مسیری را طی کردهاند، در چه حوزهای فعالیت میکنند، چه نگاهی به اقتصاد کشور دارند و برای برونرفت از بحرانها چه نسخهای میپیچند. برندینگ در اینجا به معنای تبلیغات شخصی یا شهرتطلبی نیست بلکه به معنای شفافسازی هویت، جایگاه و نقش عمومی یک مدیر است. اگر یک مدیر نتواند روایت روشنی از جایگاه خود و سازمانش ارائه دهد، خواهناخواه این روایتگری را به دیگران واگذار کرده است. در چنین شرایطی بعید نیست که تصویر او توسط شایعات، رقیبان یا اخبار پراکنده و جهتدار ساخته شود.
رسانه میتواند به اتاقها کمک کند تا از یک نهاد رسمی و کمحرف به مجموعهای قابل فهم، پاسخگو و اثرگذار تبدیل شوند. قطعاً این هدف با بازنشر ساده اخبار جلسات محقق نمیشود. رسانه باید پرسشگر باشد و بپرسد اتاق دقیقاً چه مسئلهای را پیگیری میکند، این مسئله چه اثری بر اقتصاد و معیشت مردم دارد، کدام مدیران صدای رساتر و مؤثرتری دارند، چرا برخی مواضع شنیده میشوند و برخی دیگر مسکوت میمانند و در نهایت اتاق چگونه میتواند اعتماد کمرنگشده میان بخش خصوصی و جامعه را بازسازی کند.
رسانه باید همزمان فرصتها و ضعفها را رصد کند. پوشش اخبار اتاقهای بازرگانی نباید به تریبون و روابط عمومی رایگان آنها تقلیل یابد. نقد حرفهای، منصفانه و ساختارمند در نهایت به نفع خود اتاقها و مدیران آنها تمام خواهد شد.
اقتصاد ایران برای عبور از بحرانهای فعلی و حرکت در مسیر توسعه به یک بخش خصوصی فعال، مسئولیتپذیر و معتبر نیاز دارد. اما باید پذیرفت که بخش خصوصی فقط با انباشت سرمایه و تأسیس بنگاه ساخته نمیشود بلکه به نهادسازی، شبکهسازی، گفتوگو و نمایندگی عمومی محتاج است.
اتاقهای بازرگانی ظرفیت ایفای چنین نقشی را دارند به این شرط که ارتباط خود را با جامعه جدی بگیرند، زبان تخصصیشان را برای عموم سادهسازی کنند و از مرحله بیان صِرفِ مشکلات به فاز ارائه راهحلهای عملیاتی گام بردارند. آنها باید در عمل ثابت کنند که فقط یک محل ساده برای برگزاری جلسات نیستند بلکه نقطه کانونی شکلگیری آینده اقتصادی کشور به شمار میروند.
در همین راستا سرویس «برند و کار و کسب» عصر ایران قصد دارد این مسیر را با نگاهی مستقل و مسئلهمحور دنبال کند. بررسی چهرههای تأثیرگذار اقتصادی، تحلیل دقیق عملکرد اتاقها، شناخت رقابتها و ائتلافها و همچنین معرفی تجربههای موفق از جمله گامهایی است که میتواند به بهبود رابطه میان بخش خصوصی، دولت و جامعه کمک شایانی کند. اتاق بازرگانی تنها زمانی جایگاه واقعی و شایسته خود را پیدا میکند که جامعه بهروشنی بداند این نهاد چه میکند، چرا حضورش الزامی است و چه نقش پررنگی در ساختن فردای ایران بر عهده دارد.