فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۸۳۰۰۶
تاریخ انتشار: ۱۷:۰۹ - ۱۷-۰۵-۱۴۰۵
کد ۱۱۸۳۰۰۶
انتشار: ۱۷:۰۹ - ۱۷-۰۵-۱۴۰۵

چگونه «توهم فهمیدن» می تواند یک فرصت طلایی را نابود کند؟ / 100000 دلار و یک فرصت تاریخی که سوخت اما درسی برای مدیران شد

2
فرصت های بزرگ معمولا در ابتدا مسخره به نظر نمی رسند؛ ناقص به نظر می رسند...

عصر ایران ؛ مدرسه کار و کسب- در سال 1876، دنیای ارتباطات هنوز دنیای تلگراف بود.

برای ارسال یک پیام به شهری دیگر، انسان ها باید آن را به شکل نوشته درآورده و از طریق شبکه عظیم سیم های تلگراف منتقل می کردند. شرکت Western Union در آن زمان یکی از قدرتمندترین بازیگران این صنعت بود و شبکه گسترده ای از خطوط تلگراف را در اختیار داشت.

در چنین شرایطی، یک مخترع جوان به نام الکساندر گراهام بل روی ایده ای کار می کرد که در نگاه اول بیشتر شبیه نسخه ای عجیب از همان تلگراف بود: دستگاهی که می توانست صدای انسان را از طریق سیم منتقل کند.

بل در 1876 حق اختراع تلفن خود را دریافت کرد. چند روز بعد، در 10 مارس همان سال، در آزمایشی تاریخی توانست صدای خود را به دستیارش توماس واتسون در اتاق دیگری برساند و جمله معروف خود را به او بگوید. کتابخانه کنگره این آزمایش را نخستین انتقال موفق گفتار قابل فهم با تلفن بل ثبت کرده است.

بل و حامیان مالی اش، گاردینر هابارد و توماس سندرز، هنوز درباره آینده اقتصادی این اختراع مطمئن نبودند. در نتیجه در سال 1876 تلاش کردند حقوق اختراع تلفن را به Western Union بفروشند. رقم پیشنهادی 100000 دلار بود؛ مبلغی قابل توجه، اما در برابر چیزی که تلفن بعدها به آن تبدیل شد، کاملا ناچیز.

اختراع بل در سطح اسباب بازی است

Western Union این پیشنهاد را نپذیرفت زیرا مدیرانش تلفن را چیزی شبیه یک «اسباب بازی» می دانستند.

Western Union در آن زمان دلیلی جدی برای تردید داشت. تلفن های اولیه محدود بودند، کیفیت صدا مشکل داشت، بردشان محدود بود و هنوز مشخص نبود چه کسی حاضر است برای صحبت کردن از طریق یک سیم پول پرداخت کند. در مقابل، تلگراف یک صنعت بالغ با شبکه، مشتری، درآمد و مدل کسب و کار مشخص بود.

حتی از منظر فناوری نیز تلفن اولیه در برابر تلگراف یک برتری آشکار و فوری نداشت. تلگراف می توانست پیام را به شکل نوشته منتقل کند و برای ارتباطات تجاری و رسمی بسیار مناسب بود. تلفن در ابتدای راه بیشتر شبیه وسیله ای برای گفت وگوی محلی به نظر می رسید.

پژوهش های تاریخی درباره صنعت مخابرات نیز نشان می دهند که Western Union در ابتدا تلفن را بیشتر به عنوان یک مکمل یا جایگزین محدود برای تلگراف می دید، نه فناوری ای که قرار است کل صنعت ارتباطات را دگرگون کند.

اما بعدها اتفاق جالبی افتاد.

عکس، الکساندر گراهام بل در نیویورک را نشان می دهد که هنگام افتتاح خط تلفن راه دور نیویورک–شیکاگو، از طریق تلفن صحبت می کند و گروهی از مردان در حال تماشای او هستند.

عکس، الکساندر گراهام بل در نیویورک را نشان می دهد که هنگام افتتاح خط تلفن راه دور نیویورک–شیکاگو، از طریق تلفن صحبت می کند و گروهی از مردان در حال تماشای او هستند.

Western Union متوجه شد که تلفن شاید آن قدرها هم بی اهمیت نباشد. این شرکت به جای خرید اختراع بل، خودش وارد بازار تلفن شد. Western Union از حقوق اختراعات رقبای بل، از جمله الیشا گری، استفاده کرد و برای توسعه این فناوری از مخترعانی مانند توماس ادیسون کمک گرفت. شرکت وابسته به Western Union با نام American Speaking Telephone Company نیز وارد رقابت با کسب و کار بل شد.

وسترن یونیون تلفن را نفهمید؟

اگر داستان را با این جمله تمام کنیم که «Western Union تلفن را نفهمید»، احتمالا بیش از حد ساده سازی کرده ایم. این شرکت فناوری بل را دیده بود، درباره آن تحقیق کرده بود و حتی مدت کوتاهی بعد تلاش کرد در همان بازار با بل رقابت کند. بنابراین مشکل، ناتوانی در تشخیص وجود یک فناوری جدید نبود؛ مسئله این بود که شرکت در همان مرحله نخست نتوانست اندازه تغییری را که این فناوری می توانست در صنعت ارتباطات ایجاد کند، درست برآورد کند. یک مدیر ممکن است یک فناوری را ببیند، درباره اش اطلاعات جمع کند و حتی بعضی مزایای آن را بشناسد، اما همچنان نتواند پیامدهای بلندمدت آن را تصور کند.

دانش زیاد همیشه به تصمیم بهتر منجر نمی شود

Western Union در سال 1876 یکی از قدرتمندترین شرکت های صنعت ارتباطات بود. این شرکت شبکه گسترده ای از خطوط تلگراف در اختیار داشت و سال ها تجربه فعالیت در این بازار را پشت سر گذاشته بود. اما همین موفقیت می توانست نگاه آن ها به آینده را محدود کند. وقتی یک شرکت سال ها با یک فناوری موفق کار کرده است، طبیعی است که مسائل جدید را با همان چارچوب تحلیل کند. مدیران Western Union به خوبی می دانستند مشتری برای ارتباطات چه می خواهد، هزینه شبکه چقدر است و محدودیت های فنی کجاست؛ اما تلفن قرار نبود صرفا یکی از مشکلات تلگراف را بهتر حل کند.

تلگراف پیام را منتقل می کرد، در حالی که تلفن امکان گفت وگوی مستقیم را فراهم می کرد. بنابراین ارزش واقعی تلفن را نمی شد فقط با این سوال سنجید که «آیا از تلگراف بهتر است؟» پرسش مهم تر این بود که «چه نوع ارتباطی را ممکن می کند که تلگراف اساسا قادر به ارائه آن نیست؟» تفاوت میان این دو پرسش بسیار مهم بود، زیرا بل صرفا نسخه پیشرفته تری از یک فناوری موجود ارائه نمی کرد؛ او شیوه دیگری برای ارتباط میان انسان ها ایجاد می کرد. همین تغییر در تعریف مسئله بود که بعدها تلفن را از یک فناوری ارتباطی تازه به زیربنای صنعتی بسیار بزرگ تر تبدیل کرد.

دام آشنایی

اینجاست که یکی از خطرناک ترین ویژگی های تجربه حرفه ای خودش را نشان می دهد. تجربه به مدیر کمک می کند الگوها را سریع تشخیص دهد، اما همین سرعت ممکن است باعث شود پدیده ای تازه، به اشتباه در یکی از الگوهای قدیمی قرار بگیرد. مدیری که ده ها بار شاهد شکست فناوری های جدید بوده، ممکن است فناوری بعدی را هم با همان عینک ببیند. مدیری که سال ها رفتار مشتریان را مطالعه کرده، ممکن است نیاز جدیدی را بر اساس رفتار مشتری امروز قضاوت کند و مدیری که صنعت را به خوبی می شناسد، ممکن است محدودیت های فعلی آن را دائمی فرض کند. در چنین شرایطی، تجربه دیگر ابزار شناخت نیست؛ به فیلتری تبدیل می شود که بعضی احتمالات را پیش از بررسی حذف می کند.

اما آیا Western Union واقعا تصمیم اشتباهی گرفت؟

اینجا باید مراقب یک خطای دیگر باشیم: قضاوت گذشته با اطلاعات آینده. امروز می دانیم تلفن به یکی از مهم ترین فناوری های تاریخ تبدیل شد، اما مدیران Western Union در سال 1876 چنین دانشی نداشتند. تلفن در آن زمان فناوری ای تازه، پرهزینه و محدود بود و هنوز مشخص نبود چه تعداد از مردم حاضرند برای آن پول پرداخت کنند، چه کاربردهایی پیدا خواهد کرد یا چه زیرساختی برای گسترش آن لازم خواهد بود. بنابراین رد کردن یک سرمایه گذاری بزرگ لزوما تصمیم غیرمنطقی نبود.

مشکل را باید در نحوه مواجهه با عدم قطعیت جست وجو کرد. وقتی درباره یک فناوری اطلاعات کافی نداریم، تصمیم قطعی می تواند خطرناک تر از تصمیم محتاطانه باشد. مدیر لازم نیست از همان ابتدا بگوید «این فناوری آینده صنعت است»؛ کافی است بگوید «هنوز مطمئن نیستیم». همین جمله ساده، امکان تحقیق، آزمایش و جمع آوری شواهد بیشتر را باز می کند.

تصمیم خوب در شرایط نامطمئن

در چنین موقعیتی، راه حل لزوما خرید فناوری یا کنار گذاشتن آن نیست؛ راه سومی هم وجود دارد: آزمایش. Western Union می توانست به جای پذیرفتن ریسک یک سرمایه گذاری بزرگ، منابع محدودی را برای ساخت نمونه، آزمایش فناوری و بررسی واکنش بازار اختصاص دهد. اگر نتیجه منفی بود، هزینه اشتباه محدود می ماند و اگر نشانه های مثبتی دیده می شد، شرکت می توانست سرمایه گذاری را افزایش دهد.

این رویکرد یک اصل مهم مدیریتی را نشان می دهد: وقتی آینده نامطمئن است، لازم نیست از ابتدا تصمیم نهایی بگیریم؛ می توانیم تصمیمی بگیریم که اطلاعات بیشتری برای تصمیم بعدی در اختیارمان بگذارد. در چنین شرایطی، یک آزمایش کوچک فقط ابزاری برای سنجش فناوری نیست؛ راهی است برای تبدیل حدس به شواهد و کاهش هزینه اشتباه.

فناوری جدید را با آینده اش بسنجید، نه فقط با وضعیت امروز

نوآوری های مهم معمولا در نخستین روز ظهورشان کامل نیستند. ممکن است یک فناوری گران باشد، سرعت کمی داشته باشد، زیرساخت مناسب نداشته باشد یا مشتری مشخصی برای آن وجود نداشته باشد. هیچ کدام از این موارد به تنهایی ثابت نمی کند که فناوری محکوم به شکست است. البته عکس این موضوع هم درست است و هر فناوری جدیدی قرار نیست موفق شود. مسئله، مثبت یا منفی دیدن نوآوری نیست؛ مسئله این است که بتوانیم میان ضعف های موقت و ضعف های بنیادی تفاوت بگذاریم.

برای این کار، یک سوال می تواند مفید باشد: اگر مهم ترین محدودیت این فناوری برطرف شود، چه تغییری در بازار ایجاد خواهد شد؟ اگر پاسخ این سوال بی اهمیت باشد، احتمالا فناوری ارزش سرمایه گذاری بیشتری ندارد. اما اگر برطرف شدن یک محدودیت بتواند رفتار مشتری، ساختار هزینه یا قواعد رقابت را تغییر دهد، نادیده گرفتن آن می تواند پرهزینه باشد. چنین نگاهی مدیر را مجبور می کند به جای قضاوت درباره وضعیت فعلی، ظرفیت تغییر را نیز در ارزیابی خود وارد کند.

چیزی که Western Union به ما یاد می دهد

درس این داستان این نیست که مدیران باید هر فناوری جدیدی را جدی بگیرند یا هر شرکتی که فرصتی را از دست می دهد، لزوما نادان و کوته بین بوده است. درس اصلی این است که در شرایط عدم قطعیت، بزرگ ترین خطر همیشه تصمیم اشتباه نیست؛ گاهی اطمینان بیش از حد به درست بودن تصمیم است.

اگر مدیر بداند که ممکن است برداشت اولیه اش ناقص باشد، می تواند آزمایش کند، اطلاعات جدید جمع کند و حتی نظر خود را تغییر دهد. اما اگر قضاوت اولیه را واقعیت نهایی بداند، دیگر انگیزه ای برای جست وجوی شواهد تازه باقی نمی ماند. Western Union در نهایت وارد صنعت تلفن شد، اما داستان این شرکت نشان می دهد که ورود به یک بازار جدید با درک زودهنگام اهمیت آن تفاوت دارد.

و شاید همین، مهم ترین درس برای مدیران امروز باشد: لازم نیست آینده را پیش بینی کنید؛ فقط نباید آن قدر به تحلیل امروز خود مطمئن باشید که حاضر نشوید شواهد فردا را ببینید.

ارسال به دوستان
چرا اضطراب در شب شدیدتر می‌شود؟ یک روان‌درمانگر توضیح می‌دهد کلاژن فقط برای زیبایی نیست؛ کشف تازه درباره سلامت استخوان زنان رقص زنان ارمنی در یک عروسی در دوران قاجار (عکس) دانشمندان تغییری پنهان در مغز را کشف کردند که از حدود ۵۰ سالگی آغاز می‌شود کشورهایی که بیشترین سهم از تولید ناخالص داخلی را خرج دولت می‌کنند (+ اینفوگرافیک) روزنامه چاپ لندن: جی دی ونس گیر افتاده در جنگی بدون پیروزی و صلحی که خریداری ندارد جانشین رئیس سازمان بسیج: تجمعات مردمی ادامه دارد/ تقابل جمهوری اسلامی با آمریکا راهبردی و تمدنی است/ آمریکا را به حول و قوه الهی از منطقه اخراج خواهیم کرد نجات معجزه‌آسای کارگر جوان از عمق ۱۵ متری چاه پس از سقوط تجهیزات سنگین کشف پیکر بی‌جان جوان ۳۰ ساله در رودخانه ارس پلدشت توسط هلال‌احمر سناتور آمریکایی: با ادامه جنگ، آمریکا ضعیف‌تر و ایران قوی‌تر می‌شود قالیباف انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای‌عالی امنیت ملی را تبریک گفت امضای سند خواهرخواندگی میان لاهیجان و سیسیان ارمنستان برای توسعه دیپلماسی شهری انتقاد از تنش بین دستگاه‌های دولتی و قطع برق عسلویه به بهانه اختلاف قرارداد توقیف یک دستگاه کشنده رنو با رانندگی خطرناک نوجوان ۱۴ ساله در استان مرکزی جهاد اسلامی: مخالفت نتانیاهو با ۱۵ بند توافق، انکار آشکار آتش‌بس است