عصر ایران - اگر یک سیاستمدار آمریکایی بگوید نمیداند آخرالزمان شروع شده یا نه، شاید بتوان از کنار آن گذشت؛ اما وقتی همان سیاستمدار معاون رئیسجمهور ایالات متحده باشد و در ادامه بگوید اگر دجال همین حالا میان ما قدم بزند، چندان شوکه نخواهد شد و حتی اگر اقدامات خودش به آخرالزمان منجر شود، با آن مشکلی ندارد، ماجرا دیگر فقط یک اظهارنظر مذهبی نیست. اینجا با بخشی از جهانبینی مردی روبهرو هستیم که اکنون یکی از قدرتمندترین چهرههای سیاسی آمریکا است.
جیدی ونس در مصاحبهای با بریس کرافورد، پادکستر مسیحی ۲۲ ساله، درباره ایمان، آخرالزمان، بهشت، هوش مصنوعی و تجربههای شخصیاش از «تاریکی معنوی» صحبت کرده است. ونس در پاسخ به این پرسش که آیا فکر میکند جهان در آخرالزمان قرار دارد، گفت نمیداند و حتی تأکید کرد که تمرکز بیش از حد بر این موضوع از نظر روحی برایش مناسب نیست. با این حال، بلافاصله اضافه کرد که برخی اتفاقات جهان باعث میشوند اگر دجال در میان انسانها قدم بزند، چندان متعجب نشود.
ونس گفت اگر نتیجه این تلاشها ساختن جهانی بهتر باشد که سالها پس از مرگ او نیز ادامه پیدا کند، آن هم برایش مطلوب است. بنابراین ونس نمیگوید فردا قیامت میشود؛ حرف او بیشتر این است که آخرالزمان در نهایت بخشی از سرنوشت جهان است و وظیفه انسان، به جای وسواس درباره زمان آن، انجام دادن کاری است که از نظر او درست و الهی است.
این تفاوت مهم است، چون تصویری که از ونس در شبکههای اجتماعی ساخته شده، میتواند بهراحتی او را یک سیاستمدار «آخرالزمانگرا» نشان دهد که معتقد است پایان دنیا همین حالا در راه است. اما سخنان خودش چنین قطعیتی ندارد. او حتی میگوید تمرکز افراطی بر پیشگوییهای آخرالزمانی میتواند انسان را از وظایف روزمرهاش دور کند؛ از خوب بودن با همسر و فرزندان گرفته تا تلاش برای رهبری درست کشور. با این حال، علاقه شدید او به این موضوع و آمادگیاش برای پذیرفتن احتمال حضور دجال در جهان، بخش مهمی از ذهنیت مذهبی او را آشکار میکند.
برای فهمیدن اینکه چرا چنین حرفهایی از زبان ونس اهمیت پیدا میکند، باید کمی به گذشته او برگشت. ونس در خانوادهای با زمینه مسیحی بزرگ شد، اما در سالهای جوانی از ایمان فاصله گرفت و در مقطعی خود را آتئیست میدانست. او بعدها از آن دوره با عنوان دورهای از «آتئیسم خشمگین» یاد کرد؛ دورهای که تحت تأثیر نویسندگانی مانند کریستوفر هیچنز قرار گرفته بود و دیگر ارتباطی جدی با کلیسا نداشت.
اما مسیر او در بزرگسالی تغییر کرد. ونس در دانشگاه ییل بار دیگر به پرسشهای دینی علاقهمند شد و بهتدریج به کاتولیسیسم شاخه ای از مسیحیت نزدیک شد. او در سال ۲۰۱۹ غسل تعمید یافت و به کلیسای کاتولیک پیوست و آگوستین قدیس را به عنوان قدیس حامی خود انتخاب کرد. ونس بعدها توضیح داد که به مرور متقاعد شده بود کاتولیسیسم حقیقت دارد و از نظر فکری نیز با آن ارتباط برقرار کرده است.
این بازگشت برای ونس صرفاً تغییر یک برچسب مذهبی نبود. او در کتاب جدیدش با عنوان "Communion: Finding My Way Back to Faith" تلاش کرده مسیر بازگشت خود به ایمان را توضیح دهد؛ مسیری که از کودکی مسیحی آغاز شد، به آتئیسم رسید و سرانجام به کاتولیسیسم ختم شد. این کتاب اکنون بخشی از تصویری است که ونس از خودش به عنوان سیاستمداری با ایمان عمیق ارائه میکند.
جالب اینجاست که ونس در این مسیر تنها با استدلالهای مذهبی پیش نرفت. او از پیتر تیل، میلیاردر فناوری و سرمایهگذار سرشناس، نیز به عنوان یکی از چهرههایی یاد کرده که نگاهش به ایمان را تغییر دادهاند. چیزی که برای ونس درباره تیل جذاب بود، این تصور بود که یک فرد بسیار موفق و روشنفکر میتواند همزمان مسیحی باشد؛ تجربهای که بخشی از تصور قبلی او درباره رابطه میان عقلانیت و ایمان را شکست.
در مصاحبه اخیر، نگاه ونس به آخرالزمان در کنار اظهارات دیگری که طی ماههای گذشته داشته، معنای جالبتری پیدا میکند. او در ماه مارس درباره موجودات فضایی نیز گفته بود که آنها را لزوماً موجودات بیگانه نمیداند و احتمال میدهد آنچه مردم به عنوان موجودات فضایی تصور میکنند، در واقع موجوداتی شیطانی باشند.
ونس در آن گفتوگو تأکید کرد که از نظر او ادیان بزرگ جهان، از جمله مسیحیت، همواره برای وجود موجودات فراطبیعی و نیروهایی که توضیح آنها دشوار است، جایی قائل بودهاند. بنابراین وقتی با پدیدهای ناشناخته مواجه میشود، به جای اینکه بلافاصله آن را در چارچوب موجودات فضایی قرار دهد، آن را از دریچه خیر و شر و موجودات روحانی تفسیر میکند. او حتی گفته بود یکی از ترفندهای بزرگ شیطان این است که انسان را متقاعد کند اساساً وجود ندارد.
حالا در مصاحبه جدید، همین نگاه به فناوری نیز سرایت کرده است. ونس درباره برخی شرکتهای هوش مصنوعی گفته که در بعضی رفتارهای آنها نوعی «تاریکی معنوی» احساس میکند و مدعی شده برخی شرکتها هنگام کنار گذاشتن یک مدل قدیمی هوش مصنوعی برای آن مراسمی شبیه خاکسپاری برگزار میکنند. او این نوع رفتارها را نشانهای میداند که از نظرش چیزی بیش از یک روند فناورانه ساده در جریان است.
این نگاه البته در تضاد جالبی با سیاست کلی دولت ترامپ درباره هوش مصنوعی قرار میگیرد. دولت آمریکا از توسعه سریع AI، سرمایهگذاری زیرساختی و کاهش محدودیتهای نظارتی برای این صنعت حمایت میکند، در حالی که معاون رئیسجمهور در یک پادکست مسیحی از برخی جلوههای همین فناوری با زبان «تاریکی معنوی» حرف میزند.
شاید به همین دلیل باشد که ونس را نمیتوان صرفاً با برچسب «کاتولیک» توضیح داد. مسئله جالبتر، ترکیب چند جهان متفاوت در ذهن او است؛ یک سیاستمدار جوان و تکنولوژیمحور که از یک طرف با میلیاردرهای سیلیکونولی ارتباط دارد و از طرف دیگر درباره دجال، شیاطین، نیروهای فراطبیعی و تاریکی معنوی صحبت میکند.
این ترکیب در سیاست آمریکا چندان بیسابقه نیست، اما ونس جایگاه ویژهای دارد، چون اکنون در فاصله یک قدمی ریاستجمهوری قرار گرفته است. بنابراین وقتی او درباره آخرالزمان یا شیطان حرف میزند، مسئله فقط کنجکاوی شخصی یک فرد مذهبی نیست؛ بخشی از جهانبینی کسی است که تصمیمهای سیاسی او میتواند بر اقتصاد، فناوری، امنیت و سیاست خارجی آمریکا اثر بگذارد.
با این حال، شاید جذابترین بخش ماجرا خود آخرالزمان نباشد؛ بلکه این باشد که چرا چنین ادبیاتی در میان بخشی از راست جدید آمریکا دوباره پررنگ شده است. ونس تنها چهره نزدیک به جریان محافظهکار آمریکایی نیست که درباره آخرالزمان، آرماگدون و دجال صحبت کرده است و پیتر تیل، که ونس از او تأثیر پذیرفته، نیز سالها درباره خطرات تمدن مدرن، آخرالزمان و مسئله دجال سخن گفته است.
در این چارچوب، فناوری صرفاً ابزار نیست؛ میتواند نشانهای از تغییرات عمیقتر در جامعه تلقی شود. هوش مصنوعی که قرار است بخشی از زندگی انسان را سادهتر کند، از نگاه ونس در برخی اشکالش میتواند به جایگزین شدن ماشین با روابط انسانی منجر شود. موجودات ناشناختهای که برای بسیاری موضوعی علمی یا نظامی هستند، در ذهن او میتوانند در چارچوب خیر و شر مسیحی تفسیر شوند و تحولات سیاسی جهان نیز گاهی برایش چنان «تاریک» به نظر میرسند که از تعبیرهای معنوی استفاده میکند.
شاید به همین دلیل، جمله ونس درباره اینکه اگر دجال میان ما باشد چندان شوکه نخواهد شد، از یک شوخی یا جمله عجیب فراتر میرود. این جمله پنجره کوچکی به ذهن سیاستمداری باز میکند که مسیر فکریاش از مسیحیت کودکی به آتئیسم، از آتئیسم به جستوجوی فلسفی و در نهایت به کاتولیسیسم رسیده است؛ سیاستمداری که حالا جهان را نه فقط با زبان قدرت و سیاست، بلکه با مفاهیمی مانند خیر، شر، شیطان، ایمان و آخرالزمان نیز تفسیر میکند.
شاید عجیبترین بخش ماجرا همین باشد: ونس نمیگوید مطمئن است آخرالزمان آغاز شده است. او حتی میگوید نمیداند. اما در جهانی که خودش آن را پر از نشانههای عجیب میبیند، احتمال حضور دجال را آنقدر دور از ذهن نمیداند که از آن شوکه شود.
برای مردی که معاون رئیسجمهور آمریکاست آن هم فردی مانند ترامپ، همین میزان از باور به جهان فراطبیعی، بهتنهایی، سوژهای است که نمیشود به سادگی از کنار آن گذشت.