عصر ایران- سید مجتبی رضوی نایبرییس خانه صنعت، معدن و تجارت در نامهای که خطاب آن مردم و نه کار به دستاناند دربارۀ تبعاتِ تصمیمِ مدیران مبنی بر قطعی برق فعالان صنعتی بهمیزان دو روز در هفته، عرضه گازوییل لیتری 33 هزار تومان برای تولیدکنندگان و دریافت مبلغی تحت عنوانِ ساختگیِ «ترانزیتِ برق» از واحدهای صنعتی در این اقتصاد آلوده و جنگزده هشدار داد. موارد اصلی که در این نامه آمده به قرار زیر است:
*بیراه نیست اگر بگوییم «حوزه تولید و صنعت»، کریدورِ پاک و مقدسی برای ثروتآفرینی و تحقق رویاهای جوانان این سرزمین است، اما عدهای با بخشنامههای خلقالساعه و برداشتهای نامفهوم از برخی قوانین، چنان عرصه را تنگ کردهاند که بسیار محتمل است در صورت اصرار بر این فرایندهای غلط، ستون فقرات صنعت و تولید تَرَک بردارد و آخرین رشتههای امید که در قلب کارگران و خانوادههای عزیز آنان روشن است، چون شمعی برابر باد خاموش گردد.
*طی سالهای اخیر که ناپایداریهای اقتصادی تشدید شد، هیچ بخشی از ارکان اساسی اقتصاد کشور، بیش از بخش تولید و صنعت، زیر فشار چرخ ناکارآمدی حکمرانی اقتصادی له نشده و این در حالیاست که در سایه همین ناکارآمدیِ برنامهریزی شده، تراستیها و فعالان بخشهای دلالی و قاچاق به بالاترین سطح از سود، دست یافتهاند.
* هر فعالیت اقتصادی هر چقدر هم استوار و پربُنیه، حد مشخصی تابآوری دارد و توقعِ تابآوریِ بیشتر، بیانگر خامی و خوشخیالیِ گردانندگان سیستم است. این یک هشدار است که حیاتِ صنعت با تصمیمِ به دو روز قطعی برق در هفته و گازوییل لیتری ۳۳ هزار تومانی به مخاطره جدی خواهد افتاد.
*از سالها پیش بخش خانگی و خدمات را بر بخش تولید و صنعت در دریافت خدمات برق، گاز و ... اولویت دادند و متأسفانه این رفتار ناصواب را به یک قاعده جاری تبدیل شد غافل از آنکه این روند در درازمدت تاثیر خود را بسیار عمیقتر و غیرقابلجبرانتر بر همین عناصری که در اولویت استفاده از خدمات عمومی نظیر برق و گاز و گازوییل و .... قرار گرفتهاند، تحمیل میکند و آنها را به مرز گسستگی میکشاند.
*قصه طنزی که آدمی نمیداند به آن بخندد یا بر آن بگرید این است که سالها، دولتها تلاش به ترغیب واحدهای تولیدی به استفاده از سوخت جایگزین و موتور ژنراتور و .... داشتند و بسیاری از واحدها هم به ناچار به آن تن دادند و شگفتانگیز این که امروز به جرم خرید همان موتور ژنراتور برای واحدهای خود باید ده برابر قیمت گازوییل، مابهالتفاوت استفاده از ژنراتور به شرکت پخش فرآوردههای نفتی بپردازند.
*قطعی دو روزه برق و استفاده از گازوییل لیتری ۳۳ هزار تومانی یعنی عدم امکان کار بسیاری از واحدهای صنعتی بهعلت فقدانِ صرفه اقتصادی و در نهایت تعطیلی آنها.
* تمامی مصیبتها، خواسته و ناخواسته بر سر تولید آوار شده چون باورِ حضرات این است که فعالانِ بخش تولید و صنعت در تمامی این سالها خاضعانه و خاشعانه در برابر خواستههای روا و ناروا بدون نمایش هیچ عکسالعملی، بردبارانه تمکین و منافع و مصالح جامعه را به منفعت صنفی خود ارجح دانستهاند و این بار نیز همینگونه عمل خواهند کرد. غافل از اینکه این کش تا نهایتِ ظرفیتِ خود کشیده شده و در صورت استمرار این شرایط، ورشکستگی بسیاری از واحدها نه یک احتمال که قطعی است.
* کاش عقلایی در میان قوم باشند و این رنجنامه را بخوانند و این روند را بازبینی کنند و از حجم فشار وارده بر بخش تولید و صنعت بکاهند که این عین حمایت از منافع ملی و عدالت اجتماعی است.
لازم بود مخاطب اصلی این یادداشت، علاوه بر مدیران ارشد دستگاههای اجرایی ازجمله شخص ریاست محترم جمهور و وزرای مقصر در تحمیل این فشارهای عامدانه ازجمله صمت، نیرو، جهاد کشاورزی، نفت و اقتصاد و دارایی، نمایندگان مجلس باشند که علاوه بر قانونگذاری، شأن نظارتی هم دارند.
رئیس خانه صمت استان مازندران در پایان آورده است:
*نامه را خطاب به مردم نوشتم به دو دلیل:
اول. مردم از سونامی بیکاری که در نتیجه همین سیاستهای غلط، در واحدهای تولیدی و صنعتی به راه خواهد افتاد، از پیش آگاهی داشته باشند و برای آن تدبیری بیندیشند.
دوم. شوربختانه این حضرات گویا در ماتریکسِ دیگری حضور دارند و درکی از دشواریهای فعالان تولید و صنعت در این اقتصادِ ستمدیده و جنگزده ندارند.